کانون همخوانی شریف📖✨
Ir al canal en Telegram
«یه روزی یه کتابی میاد که مسیر زندگیت رو تغییر میده!✨📖» اینجا پناهگاهی برای جانهاییست که در هیاهوی روزگار، به دنبال سکوتی برای خویشتناند. به امید گسترش فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی..🌱 گپ: @sutreading_gap
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
897
Suscriptores
+324 horas
+77 días
+10830 días
Archivo de publicaciones
⁉️آیا تا به حال این سوال برای شما پیش آمده که چرا ادبیات کلاسیک روس، ادبیاتی سیاه و سفید، عاری از احساسات فراوان، به همراه پوچی و خلأ درونی و بیرونی شخصیت داستان میباشد؟
شاید اتفاقات تاریخی، یا سبک نوشتار نویسندگان روس را مقصر بدانید؛ در حالی که پشت این نوع ادبیات، انواعی از دلایل است:
1- زمینه روانشناسی:
عمده نویسندگان مشهور روس، افرادی تنها و به دور از عاطفه بودهاند که برحسب معمول تجربه فروپاشی خانوادگی را داشتهاند. این تجربیات تلخ در نوشتههای این نویسندگان اثر بسیاری گذاشته است.2- زمینه فلسفی:
بعد از ورود نیچه به فلسفه و مطرح کردن عنوانهای آخرین انسان و ابر انسان در کتاب چنین گفت زرتشت، اندیشههای نیهیلیسم، اگزیستانسیالیسم و بعدها در اندیشههای آلبر کامو، اوبریسم پایهگذاری شد و این آغازی بود بر ورود این افکار در ادبیات کل جهان، چه غرب و چه شرق.
در غرب، از دوران رنسانس، مردم به صورت پلهپله از عقاید قبلی و کلیسا دست کشیده و به عقاید جدید روی آوردند.
در حالی که در شرق، بدون وجود یک رنسانس یا یک انقلاب فرهنگی، این اندیشههای جدید باعث شد به یکباره باورهای گروهی بزرگ تخریب شوند و روشنفکران روس بدون پاسخ مانده و خلأ بزرگی برایشان بوجود بیاید.
و این خلأ به خوبی تقریباً در تمام کتابهای داستایوفسکی، چخوف، و تاحدودی تولستوی قابل مشاهده است.3- نسبت نفرات به مساحت:
تراکم جمعیت در مناطق روس بسیار کمتر از مناطقی مانند قلب اروپا است و این بدین معناست که یک روشنفکر روس به نسبت روشنفکر اروپایی، در روز با افراد کمتری در معاشرت و گفتگو است. این موضوع بر آنکه روس نشینان به طور کلی افرادی درونگرا باشند که احساسات خود را کمتر بروز میدهند و تنها و گوشهگیرتر هستند؛ تاثیرگذار بوده است.4- زمینه آب و هوا:
از لحاظ آب و هوایی در شرق، سرما سوزانتر، استخوانشکنتر و شبها طولانیتر است.
این موجب شده که در ادبیات شرق، سرما نمادی از رنج طولانی پایانناپذیر باشد، در حالی که نماد سرما در غرب، مرحله گذری کوتاه و زیبایی شاعرانه است.5- زمینه سیاسی:
آزادی مدنی و آزادی سیاسی در شرق بسیار کمتر از غرب بوده است.
در غرب، یک نویسنده اعتراضی به راحتی و بدون ترس از عواقب میتوانست مانیفست یا بیانیه خود را جلوی نمایندگان مجلس بخواند در حالی که در شرق، استبداد بسیار شدید وجود داشت و بنابراین اندیشمندان راه اعتراض را در نوشتههای خود یافتند، همانطور که در بیشتر کتابهای داستایوفسکی که نماد اول ادبیات شرق است، دستگاه عدالت و سیاست، دستگاهی پُرفساد است و نمادی منفی دارد.6- زمینه تاریخی:
در غرب، رنسانس، روشنگری و بعد انقلاب رمانتیسم رخ داد و این شوک تاریخی-فرهنگی به صورت رفته رفته بوجود آمد و ادبیات غرب از اندیشههای خشک و رسمی به اندیشههایی مملو از احساسات، زینت یافت.
در حالی که در شرق، این شوک تاریخی به یک باره بوقوع پیوست.
مردم سنتی و جنگجوی روس، به یک آن به سوی جامعهای مدرنتر پرت شدند.
پس جایز است ادبیات روس هم نتواند به سرعت از قالب قبلی که عاری از احساسات سیاه و سفید است خارج شود.7- زمینه دینی:
در شرق، دین مسیحیت مقداری متفاوتتر بود.
در مناطق روس، رستگاری به خدا را در عذاب وجدان و رنج بسیار و طولانی میدیدند و در اندیشههای این نویسندگان به خوبی مشهود است که بر شخصیتها از داستانهای متحمل چه رنجهای طولانیای حاصل می شود.
در حالی که در غرب، راه رستگاری را در اعمال نیک دسته جمعی، گردهماییها و خواندن دعا میدیدند.نتیجهگیری:
ادبیات متفاوت مناطق روس دلایل بسیار متفاوتی دارد؛ مانند آشی که مملو از مخلفات است و نمیتوان گفت طعم آش تنها از یک جزء سازنده آن نشات میگیرد .✍🏻@Could_be_Aria 💫📖@sut_reading 💫📖@sutreading_gap
کتاب های منتخب دور پنجم همخوانی شریف:
۱ـ طاعون ، آلبرکامو
۲_ پیرمرد و دریا ، ارنست همینگوی
۳ـ بوف کور، صادق هدایت
به زودی لینک گروه های همخوانی هر کتاب گذاشته خواهد شد و از جمعه همخوانی کتاب ها آغاز میشود تا عزیزانی که میخواهند کتاب فیزیکی را تهیه کنند فرصت کافی داشته باشند.
گرچه از مشق جنون خواب پریشان شده ام
خط آزادی اطفال دبستان شده ام
خود فروشی است گران بر دل آزاده من
راضی از جوش خریدار به زندان شده ام
منم آن کشتی بی حوصله در بحر وجود
کز گرانباری خود تشنه طوفان شده ام
منت ابر بهارست مرا بر خس و خار
تا درین بادیه از آبله پایان شده ام
شهر افسرده تر از خاک فراموشان است
تا من از شهر چو مجنون به بیابان شده ام
غوطه ها در عرق خود زده ام چون گل صبح
تا سرافراز به یک زخم نمایان شده ام
آب را سرو اگر سر به گلستان داده است
من زمین گیر از آن سرو خرامان شده ام
بی تأمل دل سنگین تو می گردد آب
گر بدانی چه قدر تشنه باران شده ام
دل سیلاب به ویرانی من می سوزد
بس که در حسرت تعمیر تو ویران شده ام
مشق نظاره روی تو مرا منظورست
اگر از جمله خورشید پرستان شده ام
از کلف چهره من چون مه کنعان پاک است
رو سیاه از اثر سیلی اخوان شده ام
مژه در چشم ترم پنجه مرجان شده است
تا نظر باز به آن سیب زنخدان شده ام
می گزم در حرم وصل ز محرومی دست
خشک در بحر چو سرپنجه مرجان شده ام
به زبان آمده صائب در و دیوار به من
تا سخنگوی و سخنساز و سخندان شده ام
#صائب
#شبصدوسیام
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
میدونستید داستان بابا لنگدراز یک جورهایی ادامه داره؛ اما این بار نه از زبان جودی؟ 📚✨
اینبار، راوی داستان سالی مکبراید است؛ دوست صمیمی جودی ابوت.
اون باید ادارهی همون یتیمخونهای رو به عهده بگیره که زمانی جودی در اون زندگی میکرد.
و ایندفعه سالیئه که ناگهان خودش رو بین مسئولیتهای سنگین یک یتیمخونه، کودکانی که نیاز به توجه و محبت دارن، و آدمهایی با عقاید و شخصیتهای متفاوت میبینه.
اما دشمن عزیز فقط ادامهی ماجرای بابا لنگدراز نیست؛ یک عاشقانهی کلاسیک است که جین وبستر سه سال بعد از بابا لنگدراز دوباره سراغ دنیای جودی ابوت رفت و در سال ۱۹۱۵ اون رو منتشر کرد.📜
این بار قراره همراه سالی وارد یتیمخونه بشیم و ببینیم زندگی اونجا چه شکلیه و ماجراهای بین سالی و دکتر مکری رو دنبال کنیم!
#عاشقانه_کلاسیک
✍🏻@yasihoo
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
نظرسنجی برای انتخاب #کتاب دور پنجم همخوانی شریف به زودی در گروه و کانال قرار میگیرد.
لطفا برای انتخاب کتاب(ها)یی که میخواهید بخوانید حتما نکته زیر را در نظر بگیرید تا همخوانی بهتری داشته باشیم ،
با توجه به سطح و برنامه ریزی کتابخوانی خودتان (تعداد صفحاتی که در هرروز میتوانید بخوانید)، کتاب یا کتاب های مورد نظرتان را انتخاب کنید تا بتوانید تا آخر با برنامه ی روزانه پیشروی کنید و کتاب را به اتمام برسانید و همچنین در ارسال تکه کتاب روزانه مشارکت داشته باشید.
کتاب ها بر اساس تعداد صفحه در سه دسته قرار میگیرند:
کتاب با حداکثر تعداد صفحه 160: (کم) ، همخوانی این دسته کتاب ها روزی 10-15 صفحه خواهد بود
کتاب با تعداد صفحه 160- 240: (متوسط)، همخوانی این دسته کتاب ها روزی 15-20 صفحه خواهد بود.
تعداد با تعداد صفحه 240-360: (زیاد) ، همخوانی این دسته کتاب ها روزی 20-30 صفحه خواهد بود.
بر اساس حجم روز خوانی خودتان لطفا کتاب هایی که میخواهید در همخوانیشان شرکت کنید را انتخب نمایید تا همخوانی مفید تری داشته باشیم.❤️💫💫
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
کم: صفحات کتاب کمتر از 200 صفحه
متوسط: صفحات کتاب بین 200 تا 300 صفحه
زیاد: صفحات کتاب بیشتر از 300 صفحه
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
نیست دیگر به خرابات،خرابی چون من
باز خواهی که مرا سیل دمادم ببرد
حال آن خسته چه باشد که طبیبش بزند
زخم و بر زخم،نمک پاشد و مرهم ببرد
آن که بر دامن احسان تو اش دسترسی ست
به دهان،خاکش اگر نام ز حاتم ببرد
زنگ چل ساله آیینه ما گر چه بسی ست
آتشی همدم ما کن که به یک دم ببرد
رنج عمری،همه هیچ است اگر وقت سفر
رخ نماید که مرا با دل خرّم ببرد
من ندانم چه نیازی ست تو را با همه قدر
که غمت دل ز پریزاده و آدم ببرد
جان فدای دل دیوانه که هر شب بر ِِتوست
کاش جاوید،بدان کوی،مرا هم ببرد
ذکر من نام دلارای حبیب است عماد!
نیست غم،دوست اگر نام مرا کم ببرد
#عمادخراسانی
#شبصدوبیستونهم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
The Last Samurai 2003
پرسیده بودن چه فیلمی رو تا آخر عمر میتونین ببینین؟ من خیلی فکر کردم هیچی جز هانس زیمر و این فیلم به ذهنم نرسید. حتی الان هم که دارم تایپ میکنم موسیقی متنش توی ذهنم داره پخش میشه. A Way of Life.
این فیلم برای من خیلی نوستالژیه و در کل علاقهٔ خاصی هم به ژاپنیها دارم، برای همین نمیدونم میتونم بیطرفانه بهش نگاه کنم و ازش زیادی تعریف نکنم یا نه. پوسترش خیلی زشته نمیدونم چرا واسه همچین فیلم نرم و آرومی اون پوستر خشن رو گذاشتن :-" چون موضوع جنگ [چه جنگ با سرخپوستها که تو خاطرات تام کروز بود و چه جنگ داخلی ژاپن برای عبور از سنت به مدرنیته] زمینهٔ داستان بود و موضوع اصلی در حقیقت معنای زندگی بود که روی اون قدم میذاشت. حالا البته برای تام کروز معنای زندگی بوده؛ شاید برای مخاطبها نباشه.
چون این اولین فیلمی بود که من از کن واتانابه (در نقش کاتسوموتو) میدیدم و اتفاقاً خیلی هم دوستش داشتم، باعث شد بعدتر از اون هر فیلمی ازش ببینم اینجوری باشم که "عه کاتسوموتو!"
صحنههای نبرد و حماسی قشنگی داره. حالا بعضیا معتقدن جنگ آخرشون خیلی طول کشید و نمیدونم امپراطوریه آخرش کلیشهای حرف زد ولی خب به نظرم برای اثرگذاری لازم بود. به هر حال تقابل سنت و مدرنیته برای هیچکدوم از طرفین بیهزینه نیست؛ اما خواستم بگم فیلم بیشتر از اون نبردها روی روابط انسانی، احساسات متناقض آدمها، بیشتر از همه سکوت و نگاهها تمرکز داره. نیتن باید یه تصمیم مهم میگرفت؛ برگرده به ارتش یا کنارِ ساموراییها باشه؟ هر کدوم از اینها چه معنایی داشت؟
سکانسهای دیدنی خیلی زیادی داشت که اگه از حوصله خارج نبود مینشستم تکتک رو کات میکردم و آپلود میکردم. فیلم واقعاً تماشاییه و واسه دیدنش میتونین حدودِ سه ساعت لذتبخش و آروم رو تجربه کنید.
بچهها بعد به نظرم هانس زیمر یه نابغهست. نمیدونم واقعاً. حالا از شنیدنی بودنِ ترک اگه بخوایم بگذریم، زیمر اومد علاوه بر ارکستر غربی و صداهای کشیده و غمانگیز، از سازهای شرقی هم استفاده کرد [که خب تداعیگر ژاپن و سنتش بودن] به خاطر همین موسیقی کاملاً روی فیلم نشسته و باهاش یکی شده.
#معرفی_فیلم
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
✨✍️@TheSinnias
از دردِ عشق گفتم و نشنید هیچکس
حتی اگر شنید، نفهمید هیچکس
زورِ شراب گر به غمِ عشق میرسید
ما را چنین خراب نمیدید هیچکس
آدم حریصِ منع شدنهاست، گر نبود
آن میوه را ز شاخه نمیچید هیچکس
شرمندهی محبتت ای غم! که در فراق
حالِ مرا به جز تو نپرسید هیچکس
فاضل ز خیرِ نام گذشتهست دوستان!
روی مزار او بنویسید هیچکس ...
#فاضلنظری
#شبصدوبیستوهشتم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
«شروع دور جدید همخوانی/ شهریور ماه ۱۴۰۵»
میخوایم کنار هم دور جدید همخوانی کتاب شروع کنیم و خیلی خوشحال میشیم که از الان تا 9 شب کتاب های پیشنهادیتون رو با «#کتاب» برامون در گروه قرار بدید.❤️
اگر خواستید برای آشنایی بیشتر دوستان با کتاب هایی که معرفی میکنید یک خلاصه ی کوتاه در مورد موضوع و ژانر و سبک کتاب هم قرار بدید.
بعد از معرفی، طبق روال همیشگی ، نظرسنجی قرار میگیره و کتاب های منتخب برای همخوانی انتخاب میشن.
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
گفتی که عشق؟ گفتم: از جان و تن گذشتن
گفتی که وصل؟ گفتم: از ما و من گذشتن
ایثار یعنی از دوست، چون خواست دل بریدن
ایثار نیست ورنه، از خویشتن گذشتن
تسخیر لامکان را، بگشای بال جان را
زین ره نمیتوانی، با پای تن گذشتن
در امتحان پاکی باید که چون سیاوش
در آتشی خروشان از مکر و فن گذشتن
ای عشق! دوری آری، تا برکهٔ زلالت
باید ز درّههای لای و لجن گذشتن
هر لاله یادگاریست از مرگ یاری ای باد
باید که غرق خون از دشت و دمن گذشتن
آزادْسرو باشی حتی اگر اسیری
خوش باد چون نسیمی از هر چمن گذشتن
#حسینمنزوی
#شبصدوبیستوهفتم
#شبشعر
💫📖@sut_reading
💫📖@sutreading_gap
