es
Feedback
هیچ؛

هیچ؛

Ir al canal en Telegram

یه‌جای‌شخصی... چه‌شود‌طُ‌را‌ببینم//پس‌ازاین‌همه‌جدایی¹²⁸❤️‍🩹 حرفی،سخنی https://t.me/HidenChat_Bot?start=5732312751

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
444
Suscriptores
-624 horas
+1097 días
+10930 días
Archivo de publicaciones
خـــــــــــــاک‌من‌از‌کربلاته برمی‌گردم‌عاقبت‌پیشت‌آقا هرکجا‌هم‌که‌بمیــــــــــرم روح‌من‌میره‌به‌سوی‌کربلاااا💔
خـــــــــــــاک‌من‌از‌کربلاته برمی‌گردم‌عاقبت‌پیشت‌آقا هرکجا‌هم‌که‌بمیــــــــــرم روح‌من‌میره‌به‌سوی‌کربلاااا💔

3:56 بالعباس،دعای‌هر‌شبم📿🕊

3:10 غم چشاتو خوردم... 🥲❤️

قفلی جدید🥲📿

شور|بالعباس محمدرضا جدیدوند

یاابوفاضل‌مدد/۱۳۳❤️‍🩹🕯

غم چشاتو خوردم / بدون تو من مردم تو حرم محزونت / زندگیو من بردم آره دل ام آشوبه / واسه شما میکوبه زندگی بدون تو / زندگی نیس م
غم چشاتو خوردم / بدون تو من مردم تو حرم محزونت / زندگیو من بردم آره دل ام آشوبه / واسه شما میکوبه زندگی بدون تو / زندگی نیس مخروبه...🫀

3:55 دربار شاه کربلاااا کربلاااا🫀

1:34 عشق فقط یک کلام کربلااا علیه السلام⛓️📿

شور|دربار شاه کربلا کربلا محمد رضا جدیدوند

ای‌فراق‌کربلا‌را‌درمان...❤️‍🩹
ای‌فراق‌کربلا‌را‌درمان...❤️‍🩹

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی/۱۲۸❤️‍🩹🫀

خیال دیدنت چه دلپذیر بود جوانی‌ام در این امید پیر شد نیامدی و دیر شد!
هوشنگ ابتهاج

به قول احسان عبدی پور:
کُره زمیــن، حجم زیادی اش را آب و انسان های معمولی تشکیل داده‌اند🗣 #از_خودم_به_خودم

وقتی ستوده ای که امام حسین(ع)بهش عنایت داره و نفس حزین بهش داده با یبرنژاد حال میکنه، ما کی باشیم که حال نکنیم...😁❤️
((لعلهم یعقلون))

چه خواهی از سر من ای سیاهی شب هجران سپید کردی چشمم در انتظار سپیده

واقعا از لحاظ روحی نیاز دارم امام رضا منو یه سر صبح بطلبه حرمش/۱۰۰۱📿❤️‍🩹 مخصوصا اینکه تو ایوون مقصوره باشم
واقعا از لحاظ روحی نیاز دارم امام رضا منو یه سر صبح بطلبه حرمش/۱۰۰۱📿❤️‍🩹
مخصوصا اینکه تو ایوون مقصوره باشم

اگر یک شب بیایی...🫀❤️‍🩹

كل شي مَا كَاسْرني غير أعيونك المَاهِنَه يَمِي . هیچ چیز مرا نشکسته است جز چشمان تو که آنقدر به من نزدیک اند.
كل شي مَا كَاسْرني غير أعيونك المَاهِنَه يَمِي .
هیچ چیز مرا نشکسته است جز چشمان تو که آنقدر به من نزدیک اند.

در گلویم گیر کرده زخم یک بغض غریب فرصتی از اشک میجویم که رسوایش کنم