es
Feedback
•𝑨𝒍𝒃𝒐𝒓•

•𝑨𝒍𝒃𝒐𝒓•

Ir al canal en Telegram

وفاداری از عشق مهم تره🦢

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
251
Suscriptores
-224 horas
-107 días
-4630 días
Archivo de publicaciones
«دستتو دورم نگه دار؛ من یه شمعِ رو به بادم.»

بیشتر از ماه دوست دارمش چراغم را که به روشن و شیشه و خاموش تنش می‌توانم دست بزنم. بیشتر از چراغ اتاق شیفته‌ی کبریت خودم با همین اندکش گرما و شعله‌اش پر از بوی سوختن چوب. و چقدر بسیارتر از کبریت عاشق روشنایی خاکستر سیگار تو هستم من که پشت دود چشم لخت تو را دارد در نگاه برهنه‌ی من.
«بیژن نجدی.»

sticker.webp0.08 KB

ولی قلبم‌ پُر شده‌ از تـو🫠

He:)
He:)

کاش منو ببوسه و دیگه این جنگو کِش نده.

sticker.webp0.08 KB

کاش همه چی با اون یه نفر میشد.

هروقت گفتم اشکال نداره بدونید تا ناموس اشکال داره و گوهی که خوردید رو جمع کنید.

دلم می‌خواد یه یادداشتِ خداحافظیِ مختصری بنویسم، لباس بپوشم و برم دیگه برنگردم.

Repost from تراپیست
همیشه کیر مهربونیامو میخورم ولی بازم مهربونم.

بگو هنوزم داری گردنبندو، هنوزم دوست داری برگردم.

Repost from Amyraly
Mensaje de video00:16

شما که غریبه نیستید، من هر شب دارم مچ خودمو درحال غصه خوردن برای چیزی که هزار بار گفتم مهم نیست میگیرم:))))

می‌توانم دوستت داشته باشم و تصمیم بگیرم، در بامدادی مه‌آلود، با پاهایی که در باتلاق فرو می‌روند، تو را ترک کنم. یا بعضی شب‌ها گوشه‌ی تخت مچاله شوم، و از سنگینی دست‌هایت روی پهلویم فرار کنم. می‌توانم دوستت داشته باشم، و با دست‌های خودم تو را به زن دیگری تقدیم کنم؛ نه از آن رو که دیگر نمی‌خواهمت، بلکه چون گاهی دوست داشتن، دلیلِ ماندن نیست. چرا که من یک زنم؛ و سال‌هاست آموخته‌ام، چیزهایی را که درخور زنانگی‌ام نیست رها کنم، هر چند که دوستشان دارم.

Where are you now?? Please come🫠
Where are you now?? Please come🫠

Where are you now??
Where are you now??

قشنگ بود، هرچند سرکاری بود.

چطور می‌توانست بگوید «دوستت دارم»… وقتی چنین آسوده به تماشای رنج من نشسته بود.