رهآورد بهشت
Ir al canal en Telegram
"هیچ نبشته نیست که آن به یکبار خواندن نیرزد" ابوالفضل ترکاشوند، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی. @abtr7
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
341
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+4530 días
Archivo de publicaciones
341
چونکه فصیحی هروی از این رکن و وزن استفاده کرده دالّ بر صحیح بودن نیست
همانطور که ابدال عکس هم صحیح نیست و البته مثال هایی هم که استفاده شده بود، ظاهرا خارج از این دو وزن نبودند...😅
341
همانطور که مستحضرید ما در عروض فارسی رکن فاعِلُ نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم.
با زبان ساده دلیل این قضیه را عرض کنم:
برای مکفوف کردن یک رکن باید حتما دو هجای پایانی آن رکن بلند باشند.
فاعلُ از فاعلن ساخته میشود
UU_ ⬅️ _U_
در پایان رکن فاعلن یک هجای بلند داریم پس نمیتوان از آن رکن فاعلُ ساخت
این همان دلیلی است که در عروض قدیم و نامگذاری بحور عروضی مفاعِلُ و مستفعِلُ نداریم
341
از طرفی، چیزی که از ریشه اشتباه باشه حتی اگر اتفاق افتاده باشه، بازهم اشتباهه.
مثال بیارم:
341
+1
شکل ساده بحث.
وزن مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن
از وزن مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعلین ساخته شده پس اگه یه شعر دیدیم که هم مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن داشت و هم وزن مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیلن نباید بگیم مثل عروض عربی ابدال عکس رخ داده! اینطور باید نتیجه گرفت توی تمامی ابیاتی که مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن هست توی هجای هفتم و هشتم ابدال رخ داده. وزنای مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن و مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن از این وزن ساخته میشن.
در مورد وزن دیگر هم همینطور
(مفاعیل)مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن شکل اصلی وزن هست و اوزان مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن و مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن از این وزن ساخته شدن
اولی شکل ابدال خورده وزن هست و دومی شکل محذوف وزن
شکل ابدال خورده و اصلی میتونن با هم بیان ولی شکل محذوف و سالم نه.
مثل بخش قبل اگر وزن اصلی با شکل ابدال خورده اومد باید این نتیجه رو بگیریم که وزن اصلی، بحر بیت هست و ابدال رخ داده نه ابدال عکس.
341
با استناد به این مقاله از دکتر عیدگاه، به نظرم مقالهای که از کانال آقای غلامی روش ریپلای زدم از ریشه اشتباهه...
341
وزن دوری چیست؟
دکتر وحید عیدگاه طرقبهای
پژوهشنامۀ نقد ادبی و بلاغت، سال ۷، شمارۀ ۲، پاییز و زمستان 1397
(از 135 تا ص 152)
#مقاله
341
شخصی دعوی خدایی میکرد. او را پیش خلیفه بردند. [خلیفه] او را گفت: پارسال اینجا یکی دعوی پیغمبری میکرد او را بکشتند. گفت: نیک کردهاند که من او را نفرستاده بودم!
#عبید_زاکانی
#رساله_دلگشا
#نثر
341
Repost from N/a
گاه چنان دلتنگ او میشد که به نظر میرسید حاضر است همهچیزش را بدهد و شاید حتی او را ببخشد تا فقط یک بارِ دیگر صدای نوازشگرش را بشنود...
ولی گذر زمان کار خود را میکرد.
آشیانهٔ اشراف، ایوان تورگنیفگرچه تنهایی ندارد چارهای، شادم؛ که اشک قدری از دلتنگیِ من کاست بعضی وقتها!
فاضل نظری
341
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی
هر لحظه به دامِ دگری پابستی
گفتا شیخا! هر آنچه گویی هستم
آیا تو چنان که مینمایی هستی؟!
#خیام
(ترانه های خیام، صادق هدایت، رباعی ۸۶)
#شعر
341
سعدیِ خویش خوانیام، پس به جفا برانیام
سفره اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟!
#سعدی
#شعر
