born to DEVIATE🏳️🌈🏳️⚧️
Ir al canal en Telegram
2016 vibes They deserved tomorrow. •Anon: @borntoDEVIATE_bot •Women's & Gender Minority Sports News: @borntoCOMPETE •Daily:@borntoYAPPP
Mostrar másIrán95 643La categoría no está especificada
1 198
Suscriptores
Sin datos24 horas
-437 días
-11430 días
Archivo de publicaciones
آدرس من توی چنل ابولولو پخش شده
چنل پرایوته پس لطفا ایمیل بزنید فقط
abuse@telegram.org
لطفا به این ایمیل پیام زیر رو بفرستید
Urgent Report: Unauthorized Publication of Personal Information and Photos
Hello, I am writing to report a Telegram channel that is publicly distributing the personal information and photographs of numerous individuals without their knowledge or consent. The channel has been publishing and sharing sensitive personal information, including addresses, social media usernames, and photographs of private individuals. This appears to be a widespread and ongoing violation of privacy affecting a large number of people. Channel link: https://t.me/+WPcbYLGhvxJmNmI8 Thank you for your attention to this matter.
Repost from N/a
The Beauty Of Being Different.
چرا متفاوت بودن همیشه یک مشکل نیست؟
از کودکی خیلی از ما یاد میگیریم که شبیه دیگران بودن امنتر است. اینکه مثل بقیه لباس بپوشیم، مثل بقیه فکر کنیم، مثل بقیه رفتار کنیم و کمتر جلب توجه کنیم. جامعه خیلی وقتها به ما یاد میدهد که تفاوت را با خطر اشتباه بگیریم. اما اگر کمی به دنیا نگاه کنیم، میبینیم چیزی که انسانها را جذاب، خلاق و فراموشنشدنی میکند، دقیقاً همین تفاوتهاست. اگر همه شبیه هم بودند، دنیا چقدر خستهکننده میشد؟ Being Different همیشه به معنی مشکل داشتن نیست. گاهی فقط یعنی یک نفر مسیر خودش را پیدا کرده است. یعنی یک نفر سلیقه، نگاه، رویا یا شخصیت متفاوتی دارد. اما چون جامعه معمولاً به چیزهای آشنا راحتتر اعتماد میکند، افراد متفاوت خیلی وقتها قبل از اینکه شناخته شوند، قضاوت میشوند. چیزی که نمیشناسیم، گاهی ما را میترساند. اجی، خیلی از آدمهایی که امروز به عنوان افراد تأثیرگذار شناخته میشوند، زمانی به خاطر متفاوت بودنشان مورد انتقاد بودند. هنرمندانی که سبک جدیدی ساختند، نویسندگانی که قوانین قدیمی داستانگویی را تغییر دادند، طراحانی که زیبایی را از زاویهای تازه دیدند. اگر همهی آنها تصمیم میگرفتند فقط شبیه دیگران باشند، شاید هیچوقت چیزی جدید به وجود نمیآمد. مشکل اصلی این است که جامعه گاهی به جای پرسیدن «این تفاوت چه چیزی به دنیا اضافه میکند؟» فقط میپرسد «چرا مثل ما نیست؟» همین سؤال کوچک میتواند باعث شود افراد زیادی سالها خود واقعیشان را پنهان کنند. کسی که استایل متفاوتی دارد، کسی که علایق خاصی دارد، کسی که شخصیت آرامتر یا پرانرژیتری دارد، یا کسی که راه متفاوتی برای زندگی انتخاب میکند، نباید مجبور باشد برای وجود داشتن عذرخواهی کند. البته متفاوت بودن به معنی همیشه درست بودن نیست. هر انسانی میتواند اشتباه کند و هر انتخابی هم قابل نقد است. اما تفاوت با اشتباه یکی نیست. اینکه کسی مثل تو فکر نمیکند، مثل تو لباس نمیپوشد یا مسیر تو را انتخاب نمیکند، به تنهایی دلیل کافی برای قضاوت او نیست. یک جامعهی سالم جایی است که آدمها بتوانند متفاوت باشند، بدون اینکه مجبور شوند ارزش خودشان را ثابت کنند. یکی از زیباترین چیزها دربارهی تفاوت این است که باعث شناخت بیشتر خودمان میشود. وقتی کسی جرئت میکند از قالبهای آماده بیرون بیاید، شاید دیگران هم یاد بگیرند که لازم نیست همیشه نسخهی قبلی یک نفر دیگر باشند. گاهی یک نفر که خودش را آزادانه نشان میدهد، به دیگران هم اجازه میدهد خود واقعیشان را پیدا کنند. تفاوت در ظاهر، هنر، فکر و سبک زندگی همیشه بخشی از تاریخ انسان بوده است. مد، موسیقی، ادبیات و فرهنگ هیچوقت از کسانی ساخته نشدهاند که فقط قوانین موجود را تکرار کردهاند. تغییر معمولاً از آدمهایی شروع شده که یک روز تصمیم گرفتهاند بگویند: «من اینگونه هستم، و این هم بخشی از من است.» The Beauty Of Being Different دربارهی این نیست که همه باید خاص بودن را به یک نمایش تبدیل کنند. دربارهی پذیرفتن این است که هر انسانی ترکیبی از تجربهها، احساسات و ویژگیهایی است که هیچ نسخهی کاملاً مشابهی از آن وجود ندارد. متفاوت بودن یک نقص نیست که باید پنهان شود. گاهی همان چیزی است که یک نفر را به خودش تبدیل میکند. شاید وقتش رسیده کمتر بپرسیم: «چرا مثل ما نیست؟» و بیشتر بپرسیم: «چه چیزی میتوانیم از تفاوتش یاد بگیریم؟» چون دنیا با کپیها ساخته نمیشود. با صداهای مختلف ساخته میشود. با فکرهای تازه. با آدمهایی که جرئت میکنند خودشان باشند. و شاید زیباترین بخش متفاوت بودن همین باشد. اینکه لازم نیست برای شبیه نبودن، احساس اشتباه بودن کنیم. گاهی چیزی که دیگران عجیب میبینند، همان چیزی است که ما را واقعیتر میکند.
Repost from N/a
Normal Is A Social Construct.
چه کسی تصمیم میگیرد چه چیزی عادی است؟
کلمهی Normal یکی از سادهترین و در عین حال پیچیدهترین کلماتی است که در زندگی روزمره استفاده میکنیم. خیلی وقتها میگوییم «این طبیعی نیست»، «این رفتار عادی نیست» یا «آدمهای معمولی اینطور نیستند». اما تا به حال فکر کردهایم چه کسی این مرز را تعیین کرده است؟ چه کسی تصمیم گرفته چه چیزی عادی باشد و چه چیزی عجیب؟ آیا عادی بودن یک حقیقت ثابت است، یا چیزی است که جامعه در طول زمان ساخته و تغییر داده است؟ مفهوم Social Construct یعنی بعضی چیزهایی که در جامعه واقعی و تأثیرگذار هستند، ساختهی توافقها، باورها و فرهنگ انسانیاند. این به معنی خیالی بودن آنها نیست. پول، قوانین، نقشهای اجتماعی و حتی بسیاری از تعریفهایی که دربارهی موفقیت یا زیبایی داریم، همگی نمونههایی از چیزهایی هستند که انسانها ساختهاند و به آنها معنا دادهاند. «عادی بودن» هم یکی از همین مفاهیم است. چیزی که در یک زمان یا یک فرهنگ طبیعی به نظر میرسد، ممکن است در زمان یا مکان دیگری کاملاً متفاوت دیده شود. برای مثال، در گذشته بسیاری از انتخابهایی که امروز کاملاً معمولی هستند، زمانی عجیب یا حتی غیرقابل قبول محسوب میشدند. سبک لباس پوشیدن، انتخاب شغل، نوع زندگی، نقش زنان و مردان در جامعه و حتی تعریف خانواده در دورههای مختلف تغییر کرده است. این تغییرات نشان میدهد که مفهوم عادی بودن همیشه ثابت نبوده، بلکه همراه با جامعه تغییر کرده است. اجی، مشکل از جایی شروع میشود که بعضی افراد «عادی» را با «درست» اشتباه میگیرند. فقط چون چیزی رایج است، به این معنی نیست که بهترین یا تنها راه ممکن است. و فقط چون چیزی متفاوت است، به این معنی نیست که اشتباه است. خیلی از آدمهایی که امروز آنها را خلاق، شجاع یا پیشرو میدانیم، در زمان خودشان به خاطر متفاوت بودن قضاوت میشدند. جامعه از طریق خانواده، مدرسه، رسانه و فرهنگ به ما یاد میدهد چه چیزهایی را طبیعی بدانیم. از کودکی یاد میگیریم چه رفتارهایی تشویق میشوند و چه رفتارهایی مورد انتقاد قرار میگیرند. گاهی این آموزشها برای ایجاد نظم و احترام لازم هستند، اما گاهی هم باعث میشوند بدون فکر کردن، هر چیزی خارج از چارچوب را رد کنیم. ما ممکن است چیزی را «عجیب» بدانیم فقط چون آن را نمیشناسیم. یکی از خطرناکترین بخشهای این موضوع، استفاده از کلمهی «غیرعادی» برای ساکت کردن تفاوتهاست. در طول تاریخ، گروهها و افرادی که با جریان اصلی متفاوت بودند، بارها با این برچسب روبهرو شدند. از هنرمندان متفاوت گرفته تا افرادی که سبک زندگی یا باورهایشان با جامعهی اطرافشان فرق داشت. گاهی «عادی نبودن» فقط به معنی این بود که یک نفر شبیه اکثریت نیست. اما این به معنی رد کردن همهی ارزشها و قوانین نیست. هر جامعهای به اصولی برای زندگی بهتر نیاز دارد. احترام، مسئولیتپذیری و آسیب نرساندن به دیگران ارزشهایی هستند که فراتر از سلیقه و فرهنگ قرار میگیرند. سؤال اصلی این نیست که «آیا هیچ چیز نباید عادی باشد؟» بلکه این است که «چرا این چیز را عادی میدانیم؟ و چه کسی از این تعریف سود یا ضرر میبرد؟» Normal Is A Social Construct به ما یادآوری میکند که گاهی باید به چیزهایی که بدیهی به نظر میرسند، دوباره نگاه کنیم. اینکه یک مسیر رایج است، دلیل نمیشود تنها مسیر ممکن باشد. اینکه یک انتخاب متفاوت است، دلیل نمیشود اشتباه باشد. رشد انسانها دقیقاً از جایی شروع میشود که جرئت میکنند سؤال بپرسند. شاید وقتش رسیده تعریفمان از عادی بودن را کمی گستردهتر کنیم. شاید عادی فقط یک شکل از زندگی نباشد. شاید انسانها قرار نیست شبیه هم ساخته شوند. شاید تفاوت، مشکلی نیست که باید حل شود. شاید تفاوت همان چیزی است که دنیا را زنده نگه میدارد. چون هیچکس نباید تمام وجود خودش را تغییر دهد فقط برای اینکه وارد یک قالب از قبل ساختهشده شود. گاهی چیزی که امروز «غیرعادی» نامیده میشود، همان چیزی است که فردا مسیر جدیدی باز میکند. و شاید سؤال مهمتر از «آیا این عادی است؟» این باشد: آیا این به کسی آسیب میزند، یا فقط متفاوت است؟
