es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کافه شعر🍂🍁

کافه شعر🍂🍁

Ir al canal en Telegram

#شعر مدیریت @Ghalbsefiidbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
8 346
Suscriptores
-2524 horas
+4047 días
+4230 días
Archivo de publicaciones
🍃 تا تو مراد من دهی کُشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام #رهی_معیری

چیست گَردون؟ هوس افزایِ خیالاتِ عدم #بیدل_دهلوی

من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام و دارم برگ به برگ دوباره عاشقت می شوم #شهناز_اسحاقی

من اینجا درست وسط پاییز ایستاده ام و دارم برگ به برگ دوباره عاشقت می شوم #شهناز_اسحاقی

حضورش اونقدر توی زندگیم قشنگه که #سعدی میگه #او مرحم است اما دگران نیش می‌زنند....

حضورش اونقدر توی زندگیم قشنگه که #سعدی میگه #او مرحم است اما دگران نیش می‌زنند....

حضورش اونقدر توی زندگیم قشنگه که #سعدی میگه #او مرحم است اما دگران نیش می‌زنند....

حضورش اونقدر توی زندگیم قشنگه که #سعدی میگه #او مرحم است اما دگران نیش می‌زنند....

🍃 تــــو همان صبح سراپا عشقی                     به هوای تو دلم نورانیست #زهره_سجادی

صبح است گویی باغی از شکوفه در قلبم بیدار شده است از این همه طراوت یک نفس تازه نمی‌خواهی دلم لبری روشنایی‌ست بیا و از لبخندم ج
صبح است گویی باغی از شکوفه در قلبم بیدار شده است از این همه طراوت یک نفس تازه نمی‌خواهی دلم لبری روشنایی‌ست بیا و از لبخندم جرعه‌ای آفتاب بنوش شاید امروز جهان را کمی عاشقانه‌تر دیدی.... #صبحتون بخیر

صبح است گویی باغی از شکوفه در قلبم بیدار شده است از این همه طراوت یک نفس تازه نمی‌خواهی؟ دلم لبری روشنایی‌ست بیا و از لبخندم
صبح است گویی باغی از شکوفه در قلبم بیدار شده است از این همه طراوت یک نفس تازه نمی‌خواهی؟ دلم لبری روشنایی‌ست بیا و از لبخندم جرعه‌ای آفتاب بنوش شاید امروز جهان را کمی عاشقانه‌تر دیدی.... #صبحتون بخیر

#شبتــون_آروم

❤️سپاس از همراهیتون❤️

گفتی نظر خطاست، تو دل می‌بری رواست؟ خود کرده جرم و خلق گنهکار می‌کنی؟ سعدی

من نشستم بروی مِی بخری ؛برگردی ترسم این است که مسلمان شده باشی جایی ...
#مهدی_فرجی

تدبیر کنم هر ‌شب تا دل ز تو بر‌گیرم چون روز بر‌آرد سر ، مهرِ تو ز‌ سر گیرم دل با تو در‌آمیزم کآمیخته‌ای با جان جانی دگرم باید، تا یار دگر گیرم
#نظامی

مرا کشید به آغوش و گفت: حرف نزن! مرا کشید به آغوش و گفت: حرف نزن! مرا کشید به آغوش و ناپدید شدم. سید‌مهدی‌موسوی

🤩🤩🤩🤩🤩

همره موج می شوم راهی اوج می شوم فوج به فوج می شوم باز مقابلم تویی سایه ماه می شوم در ته چاه می شوم راهی راه میشوم باز مقابلم تویی توی رواق می شوم کنج اتاق می شوم بسته به طاق می شوم باز مقابلم تویی این همه مرد می شوم مخزن درد می شوم ساکت و سرد می شوم باز مقابلم تویی از همه دور می شوم نقطه کور می شوم زنده به گور می شوم باز مقابلم تویی همدم خوار می شوم بی کس و یار می شوم بر سر دار می شوم باز مقابلم تویی مولانا

یه شعر زیبا بشنویم🥺