es
Feedback
𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

Ir al canal en Telegram

هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" می‌نویسم. _هنرجوی تئاتر. اینجام عزیزم: https://t.me/SendHarfBot?start=85e726d474ca

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 245
Suscriptores
-124 horas
-67 días
+4230 días
Archivo de publicaciones
چهار صبح‌هایی که بیدار می‌شدم درس بخونم قشنگ بود.
+1
چهار صبح‌هایی که بیدار می‌شدم درس بخونم قشنگ بود.

photo content

:)))

انگار صد‌سال گذشته نگین.😭

یادش بخیرررر:))))

نمی‌دونم چرا، ولی انگار یه تکه از خودمو توی این عکس می‌بینم. نمی‌دونم آخرین در به کجا ختم می‌شه اما دلم می‌خواد اونم باز باشه
نمی‌دونم چرا، ولی انگار یه تکه از خودمو توی این عکس می‌بینم. نمی‌دونم آخرین در به کجا ختم می‌شه اما دلم می‌خواد اونم باز باشه.

۱۸‌دی ماهی که نوه‌ها خونه‌ی عزیز جمع شده بودیم و نمی‌دونستیم چه اتفاق فاجعه‌ای قراره شبش بیوفته.
۱۸‌دی ماهی که نوه‌ها خونه‌ی عزیز جمع شده بودیم و نمی‌دونستیم چه اتفاق فاجعه‌ای قراره شبش بیوفته.

دفعه‌ی اول عاشق‌ش شدم. دفعه‌ی دوم، فهمیدم چرا عشق و ویرانی هم‌نشین شده‌‌ان.
دفعه‌ی اول عاشق‌ش شدم. دفعه‌ی دوم، فهمیدم چرا عشق و ویرانی هم‌نشین شده‌‌ان.

یادش بخیرر پرییییی

و یکی از قشنگ‌ترین شب‌هایی که با سوگند و نگین و دیگر بچه‌ها ساختیم.
و یکی از قشنگ‌ترین شب‌هایی که با سوگند و نگین و دیگر بچه‌ها ساختیم.

یا این قبولی‌ای که فکر می‌کردم که دیگه عالی‌ام‌ و رتبه یک کشوری.
یا این قبولی‌ای که فکر می‌کردم که دیگه عالی‌ام‌ و رتبه یک کشوری.

یا وقتی اینجا که رفته بودیم اصفهان و بابام که عاشق خوانندگیه با این اقا خوند. عاشق این کلیپم:) پ.ن: بابام سراسر مشکی پوشیده.

از مدرسه و دوستانی که نمی‌دونم الان کجان و آروزی موفقیت دارم براشون:)
از مدرسه و دوستانی که نمی‌دونم الان کجان و آروزی موفقیت دارم براشون:)

یا وقتی این عکس رو گرفتم شاد‌ترین آدم روی کره زمین بودم.
یا وقتی این عکس رو گرفتم شاد‌ترین آدم روی کره زمین بودم.

شبی که کلاس دهم واقعا تموم شد و با بچه‌ها رفتیم سینما و با سینمای خالی مواجه شدیم.
شبی که کلاس دهم واقعا تموم شد و با بچه‌ها رفتیم سینما و با سینمای خالی مواجه شدیم.

یکم اورشیر کنم باهاتون و گالری گردی کنم.

وقتی طرفِ مقابلت روان‌پریش‌بازی درمیاره، بهش یاد‌آوری کن که کی روان‌پریش ِاصلیه و زنده بمون.

امیدوارم توی زندگی بعدی‌م یه منتقد سینمای خیلی خفن بشم که کار پاره‌وقتش داشتن یه مغازه‌ی بزرگ لوازم تحریر فروشی‌ایه‌. شب هم تو مغازه بخوابم.

اگه می‌خوای توی مسیر کنکور یه موفقیتی کسب کنی پس نباید به حرف کسایی که توی کنکور به موفقیتی نرسیدن، جا زدن یا مسیر دیگه‌ای رو انتخاب کردن گوش کنی، صحبت‌های این دسته افراد ارزش شنیده‌شدن نداره. اگه مسیرت تهش به کنکور ختم میشه البته که تو با یه عدد، یه تراز و درصد تعریف میشی، البته که با یه نمره تعریف میشی. عددی که می‌سازی همون تو هستی. بقیه‌ش فلسفه‌بافی بازنده‌هاست. این صحبت‌هایی که می‌گن آدم به آدمیت ارزش داره، آدم که عدد نیست یا کنکور گورستانی از استعداد‌هاست برای بازنده‌های این مسیرن یا کسایی که راه دیگه‌ای رو انتخاب کردن. اتفاقا برای تو ممکنه کنکور تنها شانس‌ت باشه. دنبال این نباش کسی بهت دلداری بده و بگه اشکال نداره، لطفا دنبال این نباش کسی درکت کنه و بهت ترحم بکنه. برادرانه دارم بهت می‌گم واقعیت رو یا درک کن و بپذیر یا درک نکن و ازش جدا شو. آقا جان اگه برای این مسیر نیستی جدا کن خودتو دیگه وقتت رو تلف نکن. ولی اگه آدمشی و پاش غیرت بذاری و پلن بی‌ و سی و دی‌ایی برای خودت نسازی میشه، بهت قول می‌دم هم ارزشش رو داره. منتظر این نباش کسی بهت بگه نمره‌ت کم شد فداسرت، کنکورت خراب شد فداسرت و همچین اراجیفی؛ این کجاش دقیقا فدای سرت داره؟ اتفاقا تو با همین نمره و درصد‌های داغون‌ت تعریف میشی، آدم زمانی به کسی می‌گه فدای سرت که اون آدم بخواد چیزی رو عوض کنه نخواد راکد بمونه. مثلا شما فلانی‌ایی هستی که ترازت شش‌هزاره من نمی‌تونم بهت بگم فدای سرت عوضش ازت می‌پرسم چرا اینطوره؟ آزمون‌های قبلیت رو درست تحلیل کردی؟ به بودجه بندی رسیدی؟ چی باعث شد به بودجه بندی نرسی؟ تست می‌زنی؟ موقعی بهت می‌گم فدای سرت که بگی من ترازم شش‌هزار شد ولی سعی می‌کنم بهترش کنم اینجاست که من کنارت می‌ایستم حتی وقتی داغونی. دیدی؟ همه‌ش بحث انتخابه. واقعیت رو بپذیر، حداقل خودت، خودت رو گول نزن. وقتی حقیقت رو ببینی دیگه حق نداری تظاهر کنی ندیدی. چشم ندوز به دهن این و اون، کسایی که خودشون نقشه‌ی راهی ندارن ولی جرات پیدا می‌کنن درباره‌ی مسیر تو نظر بدن رو رها کن تو اون‌قدر این نظرات رو خریدی که حالا داری به مسیر خودت هم شک می‌کنی؟ خیلی‌ها هستن چشم‌هاشون برای دیدن اوج‌ِ تو وسعت کافی رو نداره. من نمی‌گم این آزمون همه‌چیزه ولی می‌گم پله‌ی پرتابِ که اگه از دستش بدی، ممکنه سال‌ها برای رسیدن به همون ارتفاع تقلا کنی. موفقیتِ تو همون‌جایی‌ایه که ازش فرار می‌کنی. تو می‌دونی چکار باید بکنی ولی داری دنبال راهِ میان‌بر می‌گردی. گوشی رو باید خاک کنی؟ آره. برنامه‌ت رو بنویسی؟ آره. آزمون زیاد بزنی؟ آره‌. از افکار اضافه دست برداری؟ آره‌. به جای غصه، بخونی؟ آره‌. ولی مهم‌تر از همه‌ی این‌‌ها اینه که به خودت ایمان بیاری. به خودت ایمان آوردن همون‌جایی دستت رو می‌گیره که وقتی به یه تست عجیب‌غریب با اعداد فضایی رسیدی ردش نکنی. و تمام حرفم اینه که سعی نکن از خودت فرار کنی هرچقدر فرار کنی یه‌جایی باید رو‌به‌روش بیاستی.

اینم یه مصاحبه دیگه از استاد بسکابادی.