mao ‘s sıte پک آنشین
Ir al canal en Telegram
ın the name of kıtty meow meow @zu1sinbot 🐾
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
331
Suscriptores
-224 horas
-57 días
-1530 días
Archivo de publicaciones
اینجا چنل پک آنشین آلفا درایو وان هست اگر دوست ندارید و سن نمیکنید لطفا لفت بدید
خلاصه حرفم این بود وقتی سین نمیزنید و دوست ندارید چرا میمونید؟ من فلاپی اینجا رو پذیرفتم و خب اینجوریم که به عشق آنشین پک میزنم چون خیلی دوستش دارم پسر نازم رو ولی خب اگر اینقدر اینجا رو دوست ندارید چرا هستید:( وضع سین اینجا رو میبینم قلبم میشکنه
Repost from tokkiwon لي سانگوون
دوران بویزپلنت قرار نبود تا اینجا ادامه بدم، قرار بود یه تجربهی جدید باشه ولی وقتی میدیدم از پکا استقبال میشه خوشحال میشدم، شاید بگید دیر پک میذارم، درسته چون دیگه اصلا امیدی ندارم میگم برای کجا دارم پک میزنم؟ که همه چیش فلاپه و هیچکس سینش نمیزنه؟ مخصوصا با لینکای رو مخ ویکوان که چشمام از کاسه در میاد.
Repost from 南洋 archive ;
«نانیانگ» از نگاه من، به روایت من 南洋随笔 :
داستان در سالهای ابتداییِ جمهوری چین و در نانیانگ شروع میشه. جایی که جانگ هایلو و جانگ هایشیا، دو عضو بایگانی جنوبی، درگیر یک ماجرای عجیب میشن. چیزی که اولش فقط یک اتفاق مرموز به نظر میرسه، کمکم پای خاندان جانگ، یک توطئهی خطرناک، یک کشتی به اسم نانآن و آدمهایی با گذشتههای نهچندان ساده رو وسط میکشه. طوریکه در نهایت به مجموعهای از رازهایی وصل میشه که خیلی قدیمیتر از خودِ پروندهان. اما چیزی که من بیشتر از همه باهاش ارتباط گرفتم، خودِ شخصیتها بودن؛ هایلو و هایشیا. دو نفری که از بچگی کنار هم بزرگ شدن و رابطهاشون خیلی بیشتر از یک همکاری سادهست. یکی بیقید و اهل دردسره و مهارت اصلیش مبارزهست، اون یکی آرامتر و حسابشدهتره و عملا مغز متفکر محسوب میشه؛ و همین تفاوت باعث میشه رابطهاشون (danmei vibe) یکی از جذابترین بخشهای سریال بشه. از طرف دیگه، هرچی جلوتر میریم، بیشتر میفهمیم که این آدمها فقط برای حل کردن اتفاقات عجیب وارد داستان نشدن. گذشتهاشون، انتخابهاشون و رابطههایی که با هم دارن، خودشون بخشی از معما میشن. حتی اتفاقی که برای هایشیا میافته، فقط یک پلات توییست ساده نیست؛ بلکه مسیر شخصیت و رابطهی این دو نفر رو به شکل جدی عوض میکنه. و اینجاست که به نظرم نانیانگ از یک سریال «معمایی» معمولی فاصله میگیره. چون در نهایت بیشتر از اینکه بخواید بدونید جواب پرونده چیه، کنجکاو میشید بدونید سرنوشت این آدمها به کجا میرسه. و بعد، کمکم با چیزی روبهرو میشی که برای من تبدیل به یکی از جذابترین قسمتهای نانیانگ شد، خاندان جانگ. نانیانگ برای من حکم درِ کوچیکی رو داشت که وقتی بازش کردم، پشتش یک دنیای خیلی بزرگتر بود. اولش شاید فقط اسم چند شخصیت و یکسری تواناییهای عجیب به نظر بیاد، اما بعد میفهمی این خاندان، گذشته و ارتباطاتشون با دنیای مقبرهها، خودشون یک داستان کامل دارن. (من دقیقا بعد از نانیانگ بود که افتادم توی این چاه) رفتم سراغ سریهای مربوط به مقبرهها، شروع کردم به شناختن شخصیتها و روابطشون و در نهایت چیزی که بیشتر از همه توجهام رو جلب کرد، خودِ خاندان جانگ شد؛ اینکه این آدمها از کجا اومدن، چه گذشتهای دارن، چرا اینقدر متفاوتن و چطور نسلهای مختلفشون توی داستانهای مختلف دوباره ظاهر میشن. برای همین فکر میکنم نانیانگ برای کسی که از قبل وارد دنیای Tomb Raider نشده، میتونه خیلی بیشتر از یک سریال 33 قسمتی باشه. میتونه نقطهی شروع ورود به جهانی باشه که بعد از تمام شدن سریال، تازه میفهمی چقدر چیز برای کشف کردن داشته. و شاید جذابترین قسمت ماجرا همین باشه؛ نانیانگ رو میبینی و not only تا ابد توش گم میشی، but also وقتی تمومش میکنی تازه دلت میخواد بدونی قبل و بعد از این آدمها چه اتفاقی افتاده!
