es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

Néa

Néa

Ir al canal en Telegram

تکه‌ای‌از‌روز‌‌های‌گذران‌من🐟 Speak: @Nargesrlllsbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
290
Suscriptores
-1024 horas
+107 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
Néa
289
عشق منی

Néa
289
فدا سرتت

Néa
289
ببخشید اشتباه فرستادم اینحا😭

Néa
289
وای

Néa
289
ای ویا

Néa
289
سکوت، سکوتی مهیب، آنقدر این سکوت صدای بلندی دارد که مانند یک گلوله از گوش راست وارد و از گوش چپم خارج می‌شود و من را به یک باره به سمت مرگ می‌برد. مرد صدای ظبطش را زیاد می‌کند و قلپی از چایی‌اش می‌خورد. زن سوپش را هم می‌زند و داخل فر را چک می‌کند. پسر تارش را در می‌آورد و قطعه ای از همایون شجریان می‌زند. و دختر، دختر در اتاقش به دنبال چیزی است، نمی‌دانم چه اما بنظر صورتش رنگ‌ پریده است و می‌خواهد برای همیشه سکوت کند. مرد صدای ظبطش را کم می‌کند و به اتاق دختر قدم برمی‌دارد. زن به دنبال دوربینش است تا از پسر هنگام نوازندگی ویدئویی ظبط کند. پسربه زن نگاهی می‌اندازد و با لبخند کوچکی کنار لب به نوازندگی ادامه می‌دهد. دختر به صدای قدم ها دقت می‌کند و می‌فهمد که چه کسی به اتاق او نزدیک می‌شود. مرد در اتاق را می‌زند و وارد می‌شود، مرد هم دنبال چیزی می‌گردد، دنبال نوری در چشمان دختر. زن بعد از ظبط ویدئو پسر را در آغوش می‌کشد و بوسه ای بر پیشانی اش میکارد. پسر ساز را درون جلدش می‌گذارد و دنبال بوی غذا می‌رود. دختر مرد را نگاه نمی‌کند و در متن هایش همچنان به دنبال نور است. چیزی پیدا نمی‌کند. مرد دستی رو شانه اش می‌گذارد و با دلگرمی می‌گوید:( من همیشه به تو امید دارم مانند نسیمی که اول هر بهار در خانه را می‌زند و همیشگی است.) زن همیشه متوجه می‌شود یچیزی کم است، می‌خواهد چاشنی ای در غذا باشد، ظرفی در ویترین باشد، لکه ای بر روی لباس باشد و یا غمی درخانه. پسر به سوی آلبومی از عکس های مرد، زن و دختر می‌رود و خدای خودش را شکر می‌کند. دختر همچنان دنبال چیزی درخشان است اما خسته و درمانده برمی‌گردد و مرد را نگاه می‌کند و دختر شرمسار از اینکه مرد را سرافکنده کرده است. مرد نگران است، نگران آینده، نگران دختر. زن هم تلاش کرد، تلاش کرد که نور را برای دختر پیدا کند، 18 سال دویید و پی در پی به دنبال یک هدف بود، خوشحالی طولانی مدت دختر و پسر. پسر که از داشتن نعمت هایی که خدایش داده بود خوشحال بود مانند زن تلاش می‌کرد که مرد و زن همواره به او افتخار کنند و روی لب های دختر بذر لبخند بکارد و در روحش شادی را حک کند. دختر مرد،زن و پسر را جلوی چشمانش دید، که یکی پس از دیگری او را طوری نگاه می‌کنند انگار امید است. دختر تصور کرد دختر نوشت دختر فکر کرد دختر نور را در چشمان مرد دید دختر نور را پیدا کرد. ف.ت

Néa
289
خدا چقدر نازززههه

Néa
289
Repost from آن روزها؛
💕:)))
+2
💕:)))

Néa
289
Repost from 26.16.25
🩰این پیام رو فور کنید تا نقطه ضعف و نقطه قوت چنل‌هاتون رو بگم، به اونایی هم که خوشم اومد استارز بدم.
اگر محتوای اینجا رو دوست داشتید جوین شید

Néa
289
میشه کمک کنید تا قبل از پاییز بیشم 400؟

Néa
289
یعنی به زودی میشیم 1k؟

Néa
289
چه ناخون خوشگلییییی😭

Néa
289

Néa
289

Néa
289
من بیشازز

Néa
289
هه

Néa
289
من بیشتر

Néa
289
چه چنل نازییتیتبیمیمی

Néa
289
عاشقتم

Néa
289
پس برام بخر