es
Feedback
Alien.‌‌

Alien.‌‌

Ir al canal en Telegram

من نمی‌دانم‌ گناه چیست. آنها فقط به من فهمانده بودند که من مقصرم. _ @Russian1999bot wlw ✄🏳️‍🌈 http://t.me/safeCht_bot?start=5gDvaN

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
369
Suscriptores
+224 horas
+137 días
+1330 días
Archivo de publicaciones
photo content
+2

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا با توجه به شخصیتی که ازتون دریافت می‌کنم، لقبی که در زندگی قبلی‌تون بهش مشهور بودین رو بیان کنم.

فرض کنید آلبر کامو فردی رو که تا ابد محکوم بود سنگ رو از کوه بالا ببره و هربار اون سنگ دوباره برمی‌گشت جای اول، رو خوشبخت دونسته. اون می‌گه همین آگاهی و طغیان علیه وضعیت، آزادی خاصی به اون می‌ده. خدایان می‌تونن بدنش رو مجبور کنن سنگ رو هل بده، اما نمی‌تونن تعیین کنن سیزیف در ذهن خودش چه نسبتی با این وضعیت داشته باشه =) درواقع همین که پوچی رو ببینی و بپذیریش و بازم به زندگیت ادامه بدی یعنی خوشبختی.

یا اگر جهت اختلاف زمانی برعکس باشه، تو به آینده می‌ری. خب، مگه می‌شه واقعا به گذشته رفت؟ این ایده در نسبیت عام از نظر ریاضی می‌تونه به ساختارهایی منجر شه که به اونها منحنی‌ های زمان‌گونه‌ی بسته می‌گن. مسیرهایی در فضا/زمان که در اصل می‌تونن تو رو به رویدادی در گذشته‌ی خودت برگردونن.

sticker.webp0.38 KB

اگر این‌کرم چاله ما دو دهانه داشته باشه، فرض کن الان ساعت هر دو دهانه یک ظهر باشه. حالا دهانه‌ی B رو با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌دیم و بعد برمی‌گردونیم.
در این صورت، طبق نسبیت اینشتین، زمان برای B به اندازه‌ی A نمی‌گذره. مثلا برای A ده سال می‌گذره و برای B فقط یک سال. اما داخل کرم‌چاله، دو دهانه هنوز می‌تونن از نظر زمانی به هم مرتبط باشن. حالا اگر تو وارد A شی، فرض کنیم بیرون از کرم‌چاله، روی زمین سال 2036 باشه. تو وارد دهانه‌ی a شی، و از دهانه‌ی B بیرون میایی. اگر اختلاف زمانی مناسبی بین دو دهانه ایجاد شده باشه، ممکنه در حالی که برای جهان بیرون سال 2036 است، تو در زمانی متفاوت از اون بیرون بیایی. مثلا، ورودی a در سال ۲۰۳۶، و خروجی B می‌شه سال ۲۰۲۷. یعنی از دید ناظر بیرونی، تو به گذشته رسیدی.

این‌ چطور می‌تونه به گفته‌ی ما ماشین زمان باشه؟‌

ببینید، فضا رو مثل یک کاغذ در نظر می‌گیریم. اگه دو نقطه در نظر بگیریم نقطه‌ی A و نقطه‌ی B در این صورت باید تموم کاغذ رو طی کنیم تا از یک نقطه به نقطه‌ی دیگه بریم. ولی اگر کاغذ رو تا کنیم مسافت کوتاه می‌شه و اگر بین این دو نقطه یک تونل ایجاد کنیم، این تونل، در ساده‌ترین تصویر ذهنی، چیزی شبیه کرم‌چاله‌ست. یعنی به‌ جای اینکه از مسیر معمولی فضا عبور کنی، یک میان‌بر از داخل ساختار فضا/زمان داشته باشی. در نسبیت عام اینشتین، معادلات اجازه‌ی وجود بعضی ساختارهایی رو می‌دهن که می‌شه اونها رو به شکل کرم‌چاله تفسیر کرد. معروف‌ترین نمونه، پل اینشتین/روزنه. البته باید بگم که، کرم‌چاله فعلا یک امکان نظریه.
کرم‌چاله‌ای که در معادلات پیدا می‌شود لزوما قابل عبور نیست. مثلا پل اینشتین/روزن کلاسیک، طبق فیزیک شناخته‌شده، مثل یک تونل فضایی پایدار نیست که سفینه‌ای واردش شه و سالم از طرف دیگر بیرون بیاد. برای داشتن یک کرم‌چاله‌ی قابل عبور، مدل‌ های نظری معمولا به شرایط بسیار خاصی نیاز دارن. مثلا چیزی با ویژگی‌ هایی شبیه ماده‌ی عجیب که بتونه ساختار تونل رو باز نگه داره. حالا اگر یک کرم‌چاله‌ی قابل عبور داشته باشیم، فرض کن زمین اینجاست، و یک ستاره در فاصله‌ی ۱۰ سال نوری قرار داره. با سفینه‌ی معمولی باید اون فاصله رو طی کنی. ولی اگر دو نقطه از فضا/زمان با یک کرم‌چاله به هم وصل شده باشن، درواقع فاصله‌ی معمولی بین دو نقطه ممکنه ده سال نوری باشه رو رو کوتاه کردی. اگر دو دهانه‌ی یک کرم‌چاله داشته باشی، و یکی از دهانه‌ ها نسبت به دیگری با سرعت بسیار زیاد حرکت کند یا تحت شرایط گرانشی متفاوتی قرار بگیره، به دلیل اتساع زمان ممکنه گذر زمان برای دو دهانه یکسان نباشه. در واقع در بعضی از مدل ها، این می‌تونه ساختاری شبیه ماشین زمان ایجاد کنه. یعنی ممکنه یک دهانه با زمان متفاوتی نسبت به دهانه‌ی دیگه مرتبط شه. اگر کرم‌چاله‌ واقعا وجود داشته باشه، موضوع اصلی هندسه‌ی فضا و زمانه. یعنی خود ساختار فضا و زمان طوری خمیده و متصل شده که دو ناحیه‌ی ظاهرا دور از هم، ارتباط متفاوتی پیدا کنن. سوال اینجاست که آیا دو نقطه‌ی بسیار دور از جهان واقعا از هم دورن، یا فقط در هندسه‌ی معمولی ما دور به نظر می‌رسن؟ چون در نسبیت عام، فضا یک صحنه‌ی ثابت نیست. خود فضا/زمان می‌تونه خم شه، کش بیاد و درحالت کلی و ساختارهای بسیار عجیب داشته باشه.

Violin.mp32.41 MB

این پیامو با یکی از پیامای اینجا فوروارد کنید ازتون فوروارد کنم بزارم اینجا شش میلیارد سال نوری بمونه 🏓🍊🎖🤹🏽‍♂🪂☘🧙‍♂❄️🌈🏳‍🌈🏳‍⚧🍡🍧🧧😝😛🤓🙂‍↕️

photo content

داشتم فکر می‌کردم ایران دقیقا شده مثل کتاب 1984، عکس برادر بزرگ همه جا هست، ولی خودش معلوم نیست کجاست.

تو رویای نیمه شب من، و من کابوس هر شب تو.

پاسخ ها: @justforyouu1990

شیشه های خرد شده‌ی قاب عکست، این نرم ترین جا برای خوابیدن است.

photo content
+1

دیر شد. گمان می‌کردیم دنیا منتظرمان می‌ماند. گریه نکن، زمان‌ دارد تمام می‌شود. همه چیز درنهایت به اینجا ختم می‌شود‌. تو می‌گفتی تا ابد ادامه داریم، ابد چه زود تمام می‌شود. ما آنقدر ها هم عاشق هم نبودیم. حالا داریم شعر می‌گوییم و خودمان را گول می‌زنیم. گریه نکن؛ حتی برای من. در آغوشم می‌لرزی، نه! هرگز نخواهم گذاشت آزارت دهند. (اشک هایش جاری می‌شود) نترس. برایت کوهِ استوار می‌مانم. برایت تکیه‌گاه می‌مانم. باور کن، درد ندارد، فقط، فقط چشمانت را ببند، بپر به کودکی. بادبادکت را هوا کن. قاصدکت را فوت کن، نخواه که زود بزرگ شوی.
پس از تو، من همینجا می‌خوابم. پیش تو می‌مانم. می‌گویی باید روی چشمانت خاک بریزم و برای عشق از دست رفته‌ام گریه کنم؟ مرگ، عزیزدلم، مرگ برای ما نبود، اکنون دنیا برایمان تمام می‌شود. چشمانم را می‌بندم یک وقت نبینم چشمانت بسته‌اند. نگاهم کن. هنوز نفس می‌کشی، نفست را برای بوسیدن من هدر نده. لب هایت هنوز هم گرم است، مگر دنیا می‌تواند تو را از من بگیرد؟! همینجا گل می‌کارم، برو، من پشت سرت می‌آیم. تنهایت نمی‌گذارم، تا ابد کنارت می‌مانم. چرا اشک نمی‌ریزی؟ در آغوشم نمی‌لرزی. دستانت از دستانم سر می‌خورد. تا ابد چشمانت تکرار نمی‌شود. خوب بخوابی، عروسکِ کوچکِ من.

با این سرعتی که من پیش می‌رم تا آخر عمرم هم یک کتاب رو نمی‌تونم تموم کنم.

photo content

Hug Me More.mp33.85 MB