es
Feedback
👄rüya🕊

👄rüya🕊

Ir al canal en Telegram

ناشناس

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
272
Suscriptores
-824 horas
-117 días
-1130 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
sep '26
septiembre '26
+150
en 5 canales
agosto '260
en 8 canales
Get PRO
julio '26
+138
en 13 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
29 septiembre+1
28 septiembre0
27 septiembre0
26 septiembre0
Publicaciones del Canal
همه سریالا پنج قسمته پخش دارن اون وقت اینا مارو علاف کردن حقشونه ریت بریزه

2
انقدر سریال و پخش نکردن یخ کرد فیلم‌ اصلا هیجانی ندارم براش اگر سه ماه پیش بود از صبح منتظر فراگ میموندم انقدر لفتش دادن از تب و تاب افتاد فیلم
69
3
وگرنه اکانت سریال توییت میزد
69
4
نمیاد پس
70
5
تازه الان فهمیدم😂😂😂
69
6
امروز فراگ میاد؟
69
7
چرا راجبش هیچی حرف نمیزنین🌚
84
8
بالاخره عادل رسید به جایی که فاتحع این‌سگ مخفی شد بود ، چاکیر: چیکار کنیم داداش ؟ حمله کنیم عادل : تا تاریمی شب هیچ کاری نمی کنیم ، اول تاریک شه بد، تک تک حساب پس میگیرم ، بعد کشتن افرادش فقط من میرم داخل شما هانه ،... چاکیر : اما داداش،.. عادل با یه نکاهش چاکیر ساکت کرد عادل: چیزی نمیشه باشه، شدم دیگه مهم نیس ،... فقط آلینا:) کم کم هوا تاریک شدوقت حساب کتاب بود ، اسلحه به‌صدا در ااومدن ، تمام افراد فاتحع دون به دون مردن تعداد زیادی از افراد عادلم زخمی شدن ، اما بالاخره راه ورود عادل باز شد ، با سرعت زیادی وارد خونه شد، به سرعت به سمت زیر زمین رف جایی که تنها مخفی گاه فاتح بود ، وبالاخره رسید بهش ،.... اسلحه رو کشید روش ، عزاریلت اومده ،... فاتحه: دقیقا همنجوری که من عزراییل زنت شدم نه؟ عادل : خفه شو ، فاتحه: نمی خوای بشنوی لحظات آخر چی میگف ، عادل: عادل با حرص فکشو بهم فشار داد گفت کاری میکنم التماس کنی بکشمت ، ذره ذره میکشمت ، فاتحه: دقیقا اینه کاری که من با اسمه کردم ، اونم التماس کرد موهاش اینطوری تو دستم گرفت بودمو کشون کشون بردمش سمت دریا اسم تو رو فریاد میزد، از تو میخواست که نجاتش بدی، از من نه،.. از تو.... اما خیلی مقاومت کرد ، خیلییی بهش گفتم بگی عادل دوست ندارم نمیکشمت بهت آسیب نمیزنم از اینجا میریم ، خنجر قبلی که زدی فراموش میکنم ،‌ اما اون اینه احمقا گفت من عادل دوست دارم تا پایانمم دوست دارم تا من بعد مرگمم عادل دوست دارم، عادل :خفه شووو حرومزاده صدای شلیک به گوش رسید ، فاتحه دقیقا جلو عادل افتاد خون بالا آورد اما اونی که شلیک کرد عادل نبود، از درون تاریک چهره یکی دیگه پیدا شد ، درسته اون اروچ بود، اروچ به فاتحه شلیک کرد ، حرف ایسو درست بود ، یا باید بمیریم یا قاتل بردارمون بشیم ، یکی از اون خانواده مرد ویکی قاتل شد مرگ نسیب اسمه شد ، قاتل بودن نسیب اروچ ......... اروچ : آبجی نمی خواست تو قاتل بشی ، حق من بود ، تا عادل خواست حرف بزنه، به سرعت صدا اژیر پلیس اومد ، هم پلیس ریختن داخل اون رو بردن ، .............. «6ماه بد» اروچ به عنوان قاتل مجرم شد ، عادلم بعد 6 ماه با تلاش کلنجار فریده بی گناهیش ثابت شد ، هرکاری از دستش بر اومد ، برای عادل اروچ‌ کرد ،‌اما فقط تونست یکیشون نجات بده
104
9
#پارت14 #اسدیل_کلبه «مزار » لحظه خاکسپاری اسمه هم دور تا دور مزار بودن منتظر جنازه اسمه بودن ، تو اون به خاک بسپارن، آسمونم دلش برای اسمه گرفته بود ، برای مرگ اون خیلی زود بود:) تابوت اسمه رو دوش مردا به سمت مزار هدایت شد بعد از نماز جنازه اسمه رو تو خاک گذاشتن ، آلینا از بغل عادل جدا نشده، نمیتونست بشه اونا جز هم کسی نداشتن ، همه برای اسمه عزاداری میکردن اما تنها کسی که کاری نکرد عادل بود اینه به سنگ ساکت سرد بود، انگار اون مرد بود ، بالاخره خاکسپاری تموم شد، اسمه زیر خل وار خاک بود ، وعادل الینا بالا خاک ، مهمون کم کم رفته بودن، تنها کسایی که کنار اسمه بود عادل آلینا بودن فادیمع: داداش بریم خونه مهمونا قرار برای عرض تسلیت احترام بیان، عادل به آلینا اشاره کرد گفت : شما آلینا رو بردارین برین منم میام ، آلینا به احترام پدرش از اونجا رف تا بتون اونم عزاداری کنه، کم کم همه از مزار اسمه دور شدن وعادل اسمه‌موندن ، عادل از سر تا پا مزار با دستاش لمس کرد ، عادل: من میدونم جای تو خیلی خوبه ، اما خیلی دلم برات تنگ میشه ، من بدون تو حتی نمیتونم زندکی کنم، اما بهت قول میدم ، تا حساب اینو از اون پس نگیرم نمیرمیرم تا اون موقع ام سر مزارت نمیام اینجا نمیام ، روزی که بیام روز مرگ اون ادمو روز مرگ منه:! خدافظ اسمه ام:) اشکشو پاک کرد ،راهی راه شد ، عمارت هنوز پر از همه هم بود ، مهمون میرفتنو میومدن تسلیت گفته میشد برای شادی روح اسمه دعا خونده میشد ، اما خشم عادل خاموش نشدنی بود اون آدم هنوز تو ترابزون بود ، اون باید پیدا میکرد ، تمام افرداش دنبال فاتحه بودن، عادل هر لحظه منتظر یه خبر بود تو سوکتش ، بالاخره تلفنش زنگ خورد اون سکوت شکست، چاکیر بود : الو داداش پیداش کردیم افراد خیلی زیادی این اطراف هستن افردا ماهم رو تپه ان ، وارد عمل بشیم ؟ عادل : منتظر من بمونین...
100
10
Sin texto...
80
11
بیبی شارک دودورو دورووو+1
بیبی شارک دودورو دورووو
92
12
چیز جدیدی نداشت
44
13
چقدر چرت بود نصفه صفحه هاش شیرین بود یا همون صحنه های قسمت اخر فصل قبل
38
14
فراگمان بود؟ پس تیزر شروع فصل و کی میدن
38
15
این چه کصشری بود من دیدم😐
39
16
اوهااا
40
17
اولین تیزر فصل دوم تاشو @TBDIRAN
اولین تیزر فصل دوم تاشو @TBDIRAN
89
18
بی شخصیت ترین فرد هست ادمین پیچ سریال واقعا دیگه عملا مشخصه که با اسدیل مشکل داره فقط بار ها و بار ها هم ثابت شده این موضوع ویدویی که از اولدن گذاشته بود تو چند ساعت اول فقط ویو عالی گرفت بعد این آدم مریض زد پاکش کرد دوباره آپلود کرد:/// چرا؟!فقط بخاطر حسادت و مریض بودن. واقعا این کیه ادمین کردن ادمین باید بی طرف باشه نه اینکه فقط از یک زوج خاص حمایت کنه واقعا حیف پیچ سریال که دست همچین آدم عقده ای باشه.... البته اسدیل فنا دارن حسابی تو بخش کامنت ها از خجالتش در میان😂💔 به هر حال اولدن زوجی هست که دوباره هم پستشون به ویوی خوبی میرسه ولی چقدر مریضگونه و چیپ بود این حرکت... #TaşacakHaBuDeniz 𓄳 #New ≣ @TasacakBuDeniz_ir ᔓ
118
19
—اولین تیزر فصل دوم تاشاجاک امشب پخش میشه ❤️‍🔥 ؛
—اولین تیزر فصل دوم تاشاجاک امشب پخش میشه ❤️‍🔥 ؛
100
20
دنیزم فامیلی باریش برداشت🥹❤️‍🔥
دنیزم فامیلی باریش برداشت🥹❤️‍🔥
83