آوازِقو🧣
Ir al canal en Telegram
آقا یه کتاب مارو نجات داد📚؛ جانم؟⭐️ @Mahta_botbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5843293378
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
469
Suscriptores
-324 horas
-227 días
-3630 días
Archivo de publicaciones
468
شمارو نمیدونم ولی من عاشق دیلی داشتن و دیدن دیلی های بقیم،عاشق اینم که زندگیِ روزمره و عادیمو با بقیه به اشتراک بزارم ویا زندگی جالب بقیه رو ببینم.من عاشق اینم که چنلمو دارم،یعنی یه دفتر خاطرات دیجیتال که مهم نیست چی توش میزارم، فقط میخوام خودم باشم.
468
نمیتوانم نجاتت بدهم.
من با واژههایی که وعدهی رهایی میدهند بیگانهام. از امیدهای ارزان بیزارم؛ از آن نورهای لرزانی که لحظهای در چشم آدم جان میگیرند و اندکی بعد، سردتر از هر تاریکی، خاموش میشوند.
تنها میتوانم کنارت بنشینم؛ حرفهایت را بشنوم، سکوتهایت را بفهمم و با اندوهت همنفس شوم. اگر گریه کنی، چشمهای من نیز خیس خواهند شد؛ و اگر غمت سنگین باشد، شانههایم سهم خود را از آن برخواهند داشت.
گمان نکن در تاریکیهایت تنها ماندهای.
از این روح نیمهجان، هنوز اخگری باقی مانده است. اگر لازم باشد، همان را نیز فدای روشنیِ راهت میکنم؛ هرچند پایانِ من، خاکستر باشد.
468
ویس رها رو که گوش میدم،قلبم تیکه تیکه میشه،از اینکه اون آنقدر عاشق زندگی کردن بودوزندگی آنقدر باهاش بی رحم بود.
468
دیدی که صبح نیومد و هوای خونه شب شد؟
دیدی که آسمون شب رو بی ستاره سر شد؟
دیدی ستاره هارو؟دیدی بهار مارو؟
دیدی که وقت ما رفت و تنها گذاشته مارو؟
در گذر،درگذر آسمانی پیدا نیست...
احتمالا، احتمالا، قهرمانی درکار نیست.
