𝖡𝗒ꭎ𝗇ı
Ir al canal en Telegram
388
Suscriptores
+124 horas
+497 días
+5630 días
Archivo de publicaciones
388
+1
برند HFP واقعاً نشون داده که بکهیون براشون فقط یک سفیر برند نیست؛ بلکه یکی از ارزشمندترین داراییهاشونه. 🩵
در نمایشگاه، یکی از بازدیدکنندهها از HFP پرسید:
«فردا که نمایشگاه جمع میشه، میتونم استند بکهیون رو با خودم ببرم؟»
و پاسخ برند این بود:
«نه، باید وسایل ارزشمند شرکت رو برگردونیم.» 🥹💘
این جواب بامزه باعث شد خیلیها بگن از نظر HFP، حتی استند بکهیون هم جزو باارزشترین داراییهای شرکته. بکهیون هم بهعنوان اولین سفیر بینالمللی یکپارچهی HomeFacial Pro (HFP)، بار دیگه ارزش و تأثیر بالای خودش رو برای این برند ثابت کرده. 🩵
#Update 'ʙʏᴜɴɪ'
388
وقتی بکی ۲ تا بشقاب غذا میخورد ولی قدش همون قدری موند😭😹
🐶:من میتونم مدام غذا بخورم اگه احساس کنم سیر نشدم
🐶:اما شیومین هیونگ که کنارم بود،ازم خواست غذا خوردن رو تموم کنم،چون نگران بود مریض بشم
🐱:اون اونقدر غذا میخوره که انگار چشماش دورش میچرخه(اگه فهمیدین به منم بگین😆)
🐶:من از سوم ابتدایی شروع کردم به چاق شدن،همیشه ۲ بشقاب غذا میخوردم
🐶:میگن که اینطوری قد آدم بلند میشه،ولی قد من در نهایت همینقدر موند
گولت زدن بچه جون😹تصور بکی تپل بامزه ست🤏🏻@byuni🍓 #Fun
388
چانیول و سهون سر یه چیز خیلی احمقانه دعواشون شده بود، انگار فراموش کرده بودن چطور شروع شده، هر دو منتظر بودن بکهیون دخالت کنه.
بکهیون دفعهی دوم که وارد شد، سهون آروم گرفت. قانون ناگفته این بود که بکهیون همیشه اول ازش دفاع کنه و بعد نصیحتش کنه.
بنابراین وقتی بکهیون حرفاشون رو شنید و با آرامش گفت: "عزیزم، این دفعه حق با باباته،" سهون یهو جا خورد انگار که تیر خورده باشه.
داری طرف اونو میگیری؟" سهون انگار بهش شده باشه بهش خیره شد. "فهمیدم. معلومه که شوهرت رو به من ترجیح میدی.
قبل از اینکه بکهیون بتونه جواب بده، سهون به والدینش پشت کرد.
بکهیون فقط سرش رو تکون داد. حالا یه شب کامل پیش رو داشت: تسکین بحران وجودی سهون، مراقبت از غرور شکننده چانیول و یادآوری به دو مرد بالغ که داشتن مسخره بازی درمی آوردن.
الان پدر یا مادر و شوهر مورد علاقه بودن، حس یه نعمت رو نداشت. این ...
سهون بچه شونِ🥹@byuni🍓 #Chanbaek #Sebaek #tweet
388
بعضی وقتا که به بکهیون فکر میکنم، دلم واقعاً میگیره. این آدم انقدر توی این سالها فشار کشید که هر کس دیگهای بود شاید قید همهچی رو میزد. از محدودیتها و حاشیهها گرفته تا تصمیمهایی که خیلی وقتا انگار حقش نبود.
ولی میدونید قشنگترین ویژگی بکهیون چیه؟ اینکه هیچوقت نذاشت اون سختیها خاموشش کنن. هر بار زمینش زدن، دوباره بلند شد. هر بار فکر کردن دیگه نمیتونه ادامه بده، محکمتر از قبل برگشت.
الان که موفقیتهاش رو میبینم، بیشتر از اینکه خوشحال بشم، بهش افتخار میکنم. چون میدونم پشت هر لبخندش، کلی درد و خستگی بوده که هیچوقت نذاشت همه ببینن.
بکهیون بهم یاد داد قوی بودن یعنی گریه کنی، زخمی بشی، خسته بشی... ولی باز هم ادامه بدی. برای همین همیشه برام فقط یه آیدل نیست؛ یه آدمیه که ثابت کرد هیچ شرکتی، هیچ سختیای و هیچ فشاری نمیتونه کسی رو که به خودش ایمان داره، متوقف کنه.
حقش بود که از همون اول بیشتر قدرش رو بدونن، ولی حتی وقتی قدرش رو ندونستن، خودش راهش رو ساخت و ثابت کرد که میشه با همهی زخمها، هنوزم درخشید.
