. ۟ ꯬ 𝗦𝗈𝗇𝗱𝖾𝗋ଳ
Ir al canal en Telegram
𝘓𝘪𝘵𝘵𝘭𝘦 𝘛𝘩𝘪𝘯𝘨𝘴 . ! 🎀🤫
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
476
Suscriptores
-224 horas
-77 días
-4430 días
Archivo de publicaciones
درست نیست اینجا بگم ولی خب
به چشم میبینم آدم هایی رو که چندساله رفیق و دوستیم ولی هرسال تا نزدیک تولدم میشه جیم میشن بعدش باز برمیگردن .
خجالت آوره من نه انتظار کادو داشتم نه سوپرایزی یا کار خاصی . .
یه تبریک ساده کفایت میکرد . !
کسی که از صبح تا شب تو پیوی من بود
الان یه هفته مونده به تولدم روزی یه پیام بهم میده . .😂
اصن اشکالی نداره من که میدونم بعد تولدم دوباره درست میشین .
ولی من دیگه بزرگ شدم امسال وقتی دکمتونو زدم متوجه میشید کیو بخاطر چی از دست دادید الان هر توضیحی بدم اضافس دیگه ، کاری میکنم با گوشت و خونتون حسش کنید .
این مسخره بازیایی که جفتتون از هم خوشتون میاد ولی هیچکس به روی خودش نمیاره رو خیلی دوست دارم متاسفانه .
واقعاً دوست دارم یکی رو عمیقاً دوست داشته باشم ؛ باهاش راحت باشم ، هرچی اذیتم میکنه بهش بگم ، پیشش آروم بگیرم و قلقم رو بلد باشه ، خودم رو پیشش سانسور نکنم ، هر چقدر خواستم و تونستم بهش ابراز علاقه کنم و نگران هیچی هم نباشم .
اصن کلمهی "با همه" و تعداد بالای ارتباطات عصبیم میکنه و طرفو به شدت برام کنسل میکنه به طوری که رفتارم کلا عوض میشه و فاصله میگیرم .
از انحصار جملهی "فقط با تو" خوشم میاد .
فقط با تو راحتم ، فقط با تو حرف میزنم ،
فقط با تو مهربونم ، فقط با تو اینمدلیام ،
فقط با تو خودِ واقعیمم ، فقط برا تو میخرم ، فقط با تو دلم آروم میگیره و . . .
البته کلمه "باهم" هم خیلی دوست دارم
باهم فلان کارو کنیم ، باهم حلش کنیم ، باهم بریم ، باهم بیایم و . .
بس کنید انقد باز و تنوع طلب نباشید حالمو بهم زدید اه .
یچیز سم
امروز حموم بودم بعد دیدم یکی در میزنه
رفتم در حمومو باز کردم دیدم خواهرمه ، من که کلا تو شوک بودم اونم تو شوک بود .
گفت مادرشوهرم زنگ زده دو هفته پیش گفته خواب دیدم سوگند ازدواج کرده .😐
بعد اومد منو واسه دوست شوهرش خواستگاری کرد .😐
مشخصات : متولد 78 ، اصالتن لر ، مشروب خور و قلیون کش 🤣، پولدار ، دندون پزشک ، قد 190 و خورده ای ، کله فر و به مقدار زیادییییی چسی چسی چسی .
مامانم که میگفت اشکال نداره بهتره آشنا بشیم باهاشون .
منم چون ۶ سال ازم بزرگتر بود و
چون مشروب خور وقلیون کش بود ردش کردم (بهونه!! ، بابا من بَچَمممم ازدواج چیه ).
خواهرم رد داده هربار میاد یکی از دوستای شوهرشو میخواد بچسبونه به من .
انقد موهام حساسه که ینفر میتونه با تهدید به دست زدن و کشیدنشون منو به بردگی خودش دراره .
وقتی پارتنر داری با بقیه گرم نگیر و لاس نزن .
وقتی پارتنر داری پست هر دختر/پسری و لایک نکن .
وقتی پارتنر داری پیش بقیه تظاهر نکن نداری .
وقتی پارتنر داری دنبال جلب توجه جنس مخالفت نباش .
وقتی پارتنر داری بخاطر لاس زدن با بقیه بهش دروغ نگو .
چهارمیش هم اینه وان یکاده(صرفا چون چسی بازیه میپسندم)🥰
یه تابلو دیگم هست اونم خیلی گاده ولی عکس نگرفتم😂
سومیش این جاهای فلزی طرح دارن
که بعدا باهاشون یه خاک میریزم تو سرم فعلا ایده ای ندارم .😂
+3
اولیش این جعبهابزار ( شاید عجیب باشه ولی من عاشق جعبهابزارم اصن میبینم آب دهنم راه میوفته)🥰
یکی دیگه ام دارم اونم بد نیس بعدا از اونم عکس میگیرم🙂↕️
تصور کن دختری رو از دست دادی که بی توجهیت واسش دردناکتر از بی پولیت بود ؛ تو باختی پسر .
امروز یه کلاس داشتم استاد نیومد کنسل شد ، از دانشگاه اومدم بیرون که یه گربه هعی داشت میومد سمتم
منم که فوبیا گربه دارم هیچی دیگه هعی داشتم زیر لبی میگفتم برو گمشو اونور پدرسگ و ازش فاصله میگرفتم
یه عمو که نمیدونم چیکاره بود
از دور دیدم داره میاد
منم دیگه پشت کردم داشتم میرفتم که عمو نمیدونم چجوری جهش کرده بود رسید بهم یهو گفت از گربه میترسی برگشتم سمتش گفتم آره .
رفت سمت گربهه گفت ترس نداره که . .
بعدش گفت ﴿هیچوقت از حیوونا نترس از آدمای دوپا بترس این از من به تو نصیحت﴾
و با گربهه گم و گور شدن(رفت بهش غذا بده)
