خانوم شیرین
Ir al canal en Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
400
Suscriptores
+124 horas
-47 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
400
شک ندارم روز خلقت
با تو خاکم مشترک بود
این چنین که غیر عادی
زنده هستی در وجودم
مهیا غلامی
400
+1
ای زندگی و تن و توانم همه تو
جانی و دلی، ای دل و جانم همه تو
تو هستیِ من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو ، از آنم همه تو
مولانا
400
+1
رويای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را
از هــــر نظر تــــــــو عين پسند دل منی
هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را
قیصر امینپور
