خانوم شیرین
Ir al canal en Telegram
گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
400
Suscriptores
+124 horas
-47 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
400
+1
منتظر بودم یک شب، برایم بنویسی شبت بخیر جان دلم و من از ذوق دیدنش، تا صبح خوابم نبرد...
400
دلتنگی موجود عجیبیست؛
میتواند کاری کند که یک شب، به اندازه هزار و یک شب، طول بکشد...
شیرین
400
من چرا از شهر ها و سرزمین ها حرف میزنم؟؟ تو شهر منی...
چهره ات وطن من است..
صدایت وطن من است.»
نزار قبانی
400
و من چرا از شهرها
و سرزمینها حرف میزنم؟
تو شهرِ منی؛
چهرهات
وطنِ من است
صدایت
وطنِ من است
نزارقبانی
400
دوست داشتنت
پیراهن من است
میپوشم و از یاد میبرم
که جهان جای غمگینیست.
مژگان عباسلو
400
برای اثبات عشقم به تو
چهار شاهد دارم
حال آن که
برای اثبات هر قضیهای دو شاهد لازم است
تپش قلبم
لرزش بدنم
تکیدگی جسمم
بندآمدن زبانم
محمود درویش
400
لا شيء يضاهي رائحة من نُحب
ولو إعتصرت فرنسا
بأكملها في قنينة عطر
هیچ چیز بر بوی آنکه دوستش داریم غالب نمی شود
حتی اگر همه ی فرانسه را
در یک شیشه عطر جمع کنند!
محمود درویش
