es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کُنجِ دِلِ مَن

کُنجِ دِلِ مَن

Ir al canal en Telegram

"به‌ هیچ‌ وجه از زندگی خوشم نمی‌آید." - فروغ فرخزاد 📬https://t.me/HarfChatBot?start=bf10c7aa01aa

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
224
Suscriptores
-224 horas
+317 días
+3430 días
Archivo de publicaciones
عشق تو خوابی بود و بس...

خدارو چه دیدی شاید پر گرفتیم...

شاید... :)
شاید... :)

‏من استعداد عجیبی در سخت کردن چیزهای ساده دارم.

من توی این زندگی هرکاری کردم، با تمام قلبم انجامش دادم؛ هر کاری که دلم گفت. چه وقتی کسی رو دوست داشتم، چه وقتی با کسی رفاقت کردم، چه وقتی پای کاری ایستادم، هیچ وقت حساب و کتاب نکردم و دنبال منفعت خودم نبودم. بلد نبودم از پشت به کسی خنجر بزنم یا دورش بزنم. اونایی که صداقت و بی ریایی منو نقطه ضعفم میدونستن، سخت در اشتباه بودن. آره، شاید به خاطر همین بارها دلم شکست، خیلی زخم خوردم و فرسوده شدم؛ اما آخر هر روز، وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم، وجدانم راحته.

من توی این زندگی هرکاری کردم، با تمام قلبم انجامش دادم؛ هر کاری که دلم گفت. چه وقتی کسی رو دوست داشتم، چه وقتی با کسی رفاقت کردم، چه وقتی پای کاری ایستادم، هیچ وقت حساب و کتاب نکردم و دنبال منفعت خودم نبودم. بلد نبودم از پشت به کسی خنجر بزنم یا دورش بزنم. اونایی که صداقت و بی ریایی منو نقطه ضعفم میدونستن، سخت در اشتباه بودن. آره، شاید به خاطر همین بارها دلم شکست، خیلی زخم خوردم و فرسوده شدم؛ اما آخر هر روز، وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم، وجدانم راحته.

Repost from cold winter
چقدر ارتباط گرفتن سخته

Repost from cold winter
photo content

Repost from cold winter
وقتی دیدی همه چیز دو طرفه نیست دیگه تلاش نکن.

شاید:)
شاید:)

آدما رو وقتایی که حالت بده می‌شناسی؛ اون‌وقت معلوم می‌شه کی واقعاً کنارته.

-و برای همیشه متعلق به گوشه تخت خواب و زل زدن به آسمون تاریک و فکر های موندگار تو سرم میمونم…

توروخدا استخونامو بشکونید ولی قلبمو نه.

بهترین کاری که تاحالا تو عمرم کردم، این بود که از گفتن جریانات زندگیم به بقیه دست کشیدم

توروخدا استخونامو بشکونید ولی قلبمو نه.

بهترین کاری که تاحالا تو عمرم کردم، این بود که از گفتن جریانات زندگیم به بقیه دست کشیدم

روز دختر مبارک :) 🌱

بعضی وقتا آدم نه انتظار هدیه داره، نه سورپرایز خاصی، نه حتی یه اتفاق بزرگ… فقط دلش می‌خواد یکی یادش باشه. یه تبریک ساده، یه جمله‌ی کوتاه، یه نشونه‌ی کوچیک که بفهمه از یاد بقیه نرفته. ولی وقتی یه روز خاص می‌رسه و می‌بینی هیچ‌کس یادش نیست، حتی یه تبریک خشک و خالی هم نمی‌شنوی، یه حس عجیبی بهت دست می‌ده. نه اینکه بخوای از کسی گله کنی یا خودتو مهم‌تر از بقیه بدونی، فقط با خودت فکر می‌کنی مگه می‌شد یکی هم یادش بیفته؟ شاید ناراحت‌کننده‌ترین قسمتش همین باشه که تو همیشه تاریخ‌ها رو یادت می‌مونه، مناسبت‌ها رو فراموش نمی‌کنی و سعی می‌کنی با یه جمله‌ی ساده دل کسی رو خوشحال کنی، اما وقتی نوبت به خودت می‌رسه، همه‌چیز ساکته… انگار اون روز هیچ اتفاقی نیفتاده. و تو می‌مونی و یه دلخوری کوچیک که شاید برای بقیه اصلاً قابل‌درک نباشه، ولی برای خودت خیلی حرف‌ها پشتشه. چون گاهی آدم فقط دلش می‌خواد بدون اینکه چیزی بگه یا چیزی بخواد، یکی خودش یادش بیفته… همین، فقط همین
خالق

وقتی بدترین دورانِ زندگیت رو، تنهایی پشت سر گذاشتی، دیگه واقعا برات مهم نیست؛ چه کسی توی زندگیت می‌مونه و چه کسی می‌ره. باید خورده باشه توی ذوق‌ت که بفهمی چی میگم.