همان حوالی
Ir al canal en Telegram
سورمهای؛ رنگِ خیالهای من💙! . . . جایی میان فیلمها و خاطرهها... جایی برا ناگفته ها: @Hmanhavalibot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
240
Suscriptores
+724 horas
+87 días
+830 días
Archivo de publicaciones
239
یوقتایی برنامه بزاریم دوتایی باهم مردونه گریه کنیم؟!
فکر خوبیه... دوست دارم
منم دوست دارم بابا🤍.
#bereta #همان_حرف
239
این ترانه «مالکنون» از مسعود بختیاری (بهمن علاءالدین) و به گویش بختیاریه. ترجمهی روانش هم اینه:
«مو که از پاکی دلم چی آسمونه»
من که دلم از پاکی، مثل آسمونه.
«ندونم سی چه چینو وام سرگرونه»
نمیدونم چرا با من اینطور سرِ ناسازگاری داره / چرا از من دلگیره.
«سی چینو وام سرگرونه»
چرا اینطور با من سرسنگینه و نمیسازه؟ مفهوم کلی این قسمت میشه:
«من که دلم پاک و صافه، نمیفهمم چرا روزگار با من اینطور ناسازگاره و چرا اینهمه دلگیر و سخت میگذره.»
239
جناب سروان...
روزی که آدم به دنیا میاد بخت و خوشبختی رو تقسیم میکنن: سهم یه عده میشه بخت سهم یه عده میشه بدبختی.
آقا من بدبخت؛ ولی همین منِ بدبخت قاتل نیستم؛
اصلا من دیگه نمیدونم کی هستم!
کی هستم من کلا؟
نمیدونم... همه چی یادم رفته.
حتی هیچکی نیستم؛کسی نیستم...
#اعتراف_میکنم #همان_حرف
