Vuslatsizim
Ir al canal en Telegram
چنل بهونست مینویسم که تو ببینی..💔
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
195
Suscriptores
-124 horas
-57 días
-730 días
Archivo de publicaciones
195
Repost from - Amir and His Misfortunes
میدونی! یه مدتیه مدل غذا خوردنم غمیگنه، انگار هر لقمهای که قورت میدم بغضمم باهاش تکون میخوره. مدل خوابیدنم غمگینه، طوری میخوابم و تو خودم جمع میشم انگار اردوی مدرسه کنسل شده. مدل نگاه کردنم غمگینه، انگار قایم شدهم و بابام دنبالم نگشته تا پیدام کنه. مدل تایپ کردنم غمگینه، انگار واسه تو مینویسم و تو نمیخونیش. مدل راه رفتنم غمگینه، انگار یه کوه دلتنگیت رو دادی دستم و گفتی یه لحظه نگهش دارم و بعدش زود فرار کردی و رفتی. مدل کتاب خوندنم غمگینه، انگار پستهایی که واسه تو نوشتم رو تو به یکی دیگه فرستادی. مدل نفس کشیدنم غمگینه، انگار قول داده بودیم دوتایی بمیریم و یکیمون مُرد و اون یکی زندهست.
نمیدونم برای اینها باید بگم مرگ بر کی؟! مرگ بر خودم یا مرگ بر تو؟
195
من چرا دل به تو دادم
که دلم میشکنی...!
یا چه کردم که نگه باز به من
می نکنی...!
دل و جانم به تو مشغول نذر در چپ و راست تا نگویند رقیبان که
تو منظور منی...!
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
نه تو مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند..
تو همچنان که هستی..هستی:)
