es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

چنین گفت ابن‌تیمیه

چنین گفت ابن‌تیمیه

Ir al canal en Telegram

گامی کوچک در راستای معرفی شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله به فارسی‌زبانان

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
437
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+430 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+9
en 0 canales
septiembre '26
+433
en 6 canales
Get PRO
agosto '260
en 4 canales
Get PRO
julio '26
+2
en 6 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
13 octubre0
12 octubre0
11 octubre+1
10 octubre0
09 octubre0
08 octubre+2
07 octubre0
06 octubre+3
05 octubre0
04 octubre0
03 octubre+1
02 octubre0
01 octubre+2
Publicaciones del Canal
توحید، قول و عمل است توحیدی که الله متعال پیامبر خود را با آن مبعوث کرد «قول و عمل» است. توحید قولی مانند سورهٔ توحید: ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ﴾ [الإخلاص: ١] (بگو: او، الله یکتاست.) و توحید عملی مانند سورهٔ کافرون: ﴿قُلْ يَأَيُّهَا الْكَافِرُونَ﴾ [الكافرون: ١] (بگو: ای کافران) به همین دلیل است که پیامبر ﷺ این دو سوره را در دو رکعت نماز صبح (روایت مسلم)، دو رکعت نماز طواف (روایت مسلم) و غیر آن قرائت می‌کردند. همچنین ایشان ﷺ در دو رکعت نماز فجر و دو رکعت نماز طواف، این آیه را نیز قرائت می‌کردند: ﴿قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا...﴾ [البقرة: ١٣٦] (بگویید: ما به الله و آنچه بر ما نازل شده ایمان آورده‌ایم...) و در رکعت دوم، این کلام الله متعال را می‌خواندند: ﴿قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ﴾ [آل عمران: ٦٤] (بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم؛ اینکه جز الله یگانه را نپرستیم، چیزی را همتا و شریک او قرار ندهیم و هیچ‌ یک از ما دیگری را به جای الله، به عنوان ارباب و پروردگار خود برنگزیند پس اگر روی گرداندند، بگویید: گواه باشید که ما مسلمانیم) (روایت مسلم) بنابراین این دو آیه حاوی دین اسلام و دربردارندهٔ ایمان قولی و عملی هستند زیرا که گفتار الله تعالی: ﴿وَآمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ...﴾ تا پایان آیه [البقرة: ١٣٦] (و به الله و آنچه بر ما و بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل شده ایمان آوردیم...) شامل ایمان قولی و اسلام است. و این سخن الهی: ﴿قُلْ يَأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ...﴾ [آل عمران: ٦٤] (بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است...) شامل اسلام و ایمان عملی است پس بزرگ‌ترین نعمتی که الله بر بندگانش ارزانی داشته، اسلام و ایمان است که هر دوی آن‌ها در این دو آیه جمع شده‌اند والله أعلم. (مجموع الفتاوى: ۳۶۸/۱-۳۶۷) https://t.me/ibnTaymiyyahFa

2
امام ابن تیمیه رحمه الله: «اما بلند کردن صدا برای درود فرستادن یا ترضی که برخی از مؤذنین در حضور برخی از خطبا در جماعت انجام می‌دهند، به اتفاق علمای امت مکروه و یا حرام است.» (مجموع الفتاوی: ۴۶۹/۲۲) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
1 480
3
کلمهٔ توحید، اصل و اساس ایمان است شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «یکی از اصول ایمان این است که الله متعال، بنده را با «قول ثابت» در دنیا و آخرت، استوار و ثابت قدم سازد. الله متعال می‌فرماید: ﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ ۝ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ۝ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ ۝ يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ﴾ [ابراهیم: ۲۴ـ۲۷] (آیا ندیدی که الله چگونه مثل زده است؟ کلمۀ طیبه (توحید و گفتار پاکیزه) همچون درخت طیبه و پاکی است که ریشۀ آن (در زمین) ثابت و شاخه‌اش در آسمان است. هر زمان (و فصلی) میوۀ خود را به فرمان پروردگارش می‌دهد، و الله برای (هدایت) مردم مثل‌ها می‌زند، باشد که متذکر شوند (و پند گیرند). و مثل کلمۀ خبیثه (شرک و گفتار پلید) همچون درخت پلید (و ناپاکی) است که از زمین برکنده شده، (و هیچ) قرار و ثباتی ندارد. الله کسانی را که ایمان آوردند، با گفتار ثابت (کلمهٔ توحید) در زندگی دنیا و (هم) آخرت پایدار (و ثابت قدم) می‌دارد و ستمکاران را گمراه می‌سازد و الله هر چه بخواهد، انجام می‌دهد.) این کلمه، اصل و اساس عقیده است زیرا اعتقاد، کلمه‌ای است که انسان به آن باور دارد و پاک‌ترین کلمات و اعتقادات، کلمهٔ توحید و اعتقاد به این است که هیچ معبود بر حقی جز الله نیست و پلیدترین کلمات و اعتقادات، کلمهٔ شرک یعنی پرستش معبودی غیر از الله است. شرک امری باطل و فاقد حقیقت است به همین دلیل الله متعال می‌فرماید: ﴿مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ﴾ (هیچ قرار و ثباتی ندارد.) به همین دلیل، هر چه محقق و عامل بر این کلمات و اعتقادات پلید تمرکز بیشتری کند، تنها بر گمراهی و دوری‌اش از حق افزوده می‌شود و از باطل بودن آن آگاهتر می‌گردد. همانطور که الله متعال فرمود: ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ۝ أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ ۚ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا ۗ وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ﴾ [النور: ۳۹ـ۴۰] (و کسانی‌که کافر شدند اعمال‌شان همچون سرابی است در بیابانی، که (انسان) تشنه (از دور) آن را آب می‌پندارد، تا آنکه به آن نزدیک شود، چیزی نمی‌یابد و الله را نزد خود یابد که حساب او را کامل بدهد و الله زود شمار است. یا (اعمالشان) همچون تاریکی‌هایی در دریای پهناور که موج آن را پوشانده و بر فراز آن موج دیگری است (و) بر فراز آن ابری (تاریک) است، تاریکی‌هایی است یکی بر فراز دیگری، (آن گونه که) هرگاه دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند و کسی را که الله نوری برای او قرار نداده است، پس (هیچ) نوری برای او نیست.) پس الله متعال دو مَثَل ذکر کرده است: نخست: مثلی برای کفر و جهل مرکب که صاحب آن، آن را موجود می پندارد، در حالی که در واقع، یک خیال پوچ و غیر واقعی مانند سراب است و اینکه قلب، تشنهٔ حق است همانند تشنه شدن بدن به آب، که اگر به دنبال چیزی باشد که آن را آب تصور می‌کند، سرابی می‌یابد و الله را نزد خود می‌یابد پس الله حسابش را کامل به او خواهد داد. الله سریع الحساب است و این حال عموم کسانی‌ست که از سنت و جماعت منحرف شده‌اند. دوم: مثلی برای کفر و جهل ساده که صاحبش، حق را تشخیص نمی‌دهد و هیچ هدایتی نمی‌بیند. کفر مرکب، مستلزم کفر ساده است و هر کفری هم ضرورتا جهل مرکب است. بنابراین الله سبحانه این دو مثل را ذکر کرد تا حال اعتقاد فاسد را نشان دهد و حال عدم شناخت حق را بیان کند، که این دو حالت شبیه حال «مغضوب علیهم» و «ضالین» است که بر باطل اصرار می‌ورزد تا اینکه عذاب به او برسد و حال کسی که راه هدایت را نمی‌بیند. فنسأل الله العظيم أن يثبتنا بالقول الثابت في الحياة الدنيا وفي الآخرة، وأن يرزقنا الاعتصام بالكتاب والسنة.» (مجموع الفتاوی: ۱/ ۳۶۷-۳۶۸) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
586
4
«و خدا می‌داند که هرگز کسی را با زندگانی‌ای خوش‌تر از او [یعنی شیخ الإسلام ابن تیمیه] ندیدم؛ با اینکه در سخت‌ترین شرایط معیشتی به سر می‌برد و از رفاه و نعمت به دور بود، بلکه در نقطه‌ی مقابل آن قرار داشت؛ و با وجود حبس، تهدید و فشارهای توان‌فرسا. با این همه، او از خوش‌زندگانی‌ترین، فراخ‌سینه‌ترین، قوی‌دل‌ترین و آرام‌جان‌ترین مردمان بود و نشاط و طراوتِ نعمت بر سیمایش هویدا بود. ما هرگاه که ترس بر ما چیره می‌شد، گمان‌هایمان به تیرگی می‌گرایید و زمین بر ما تنگ می‌شد، نزد او می‌رفتیم؛ و کافی بود تنها او را ببینیم و سخنانش را بشنویم تا همه‌ی آن ترس‌ها رنگ ببازد و جایش را آرامش، قوت، یقین و اطمینان بگیرد. پس پاک و منزه است خدایی که بندگانش را پیش از دیدار خود، به بهشتش درآورد و در سرای عمل، درهای آن را به رویشان گشود و چنان از نسیم، روح‌افزایی و عطر آن به ایشان عطا کرد که همه‌ی توان‌شان را برای طلب آن و پیشی گرفتن در رسیدن به آن به کار گرفتند.» امام ابن قیم رحمه الله الوابل الصیب، ص ۴۸
476
5
اعمال قلب، اساس دین و هدف دعوت‌اند شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌فرماید: «مقصود از دعوت این است که بندگان به آنچه برای آ
اعمال قلب، اساس دین و هدف دعوت‌اند شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌فرماید: «مقصود از دعوت این است که بندگان به آنچه برای آن آفریده شده‌اند که عبادت پروردگارشان به‌ تنهایی و بدون شریک است، دست یابند. عبادت، در اصل عبادت قلب است که اعمال اعضای بدن را نیز به دنبال دارد زیرا قلب، پادشاه و اعضای بدن، سربازان اویند. قلب همان پاره‌گوشتی است که اگر اصلاح شود، دیگر اعضای بدن نیز به سبب آن اصلاح می‌شوند و اگر فاسد شود، دیگر اعضای بدن نیز به سبب آن فاسد می‌شوند و این امر، به علم و حال قلب بستگی دارد. گویی این اصل یعنی عبادت الله متعال از راه شناخت و محبت او سبحانه، همان اساس دعوت در قرآن است. الله متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ﴾ [الذاریات: ۵۶] (جن و انسان را نیافریدم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند.) و در آغاز سورهٔ بقره، پس از آنکه مردم را به سه گروه مؤمن، کافر و منافق تقسیم می‌کند، می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾ [البقرة: ۲۱] (ای مردم! پروردگارتان را عبادت کنید؛ همان کسی که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، باشد که پرهیزگار شوید.) و نعمت‌ها و قدرت خویش را یادآور می‌شود و پس از آن مسألهٔ نبوت را با این سخن مطرح می‌کند: ﴿وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا﴾ [البقرة: ۲۳] (و اگر دربارهٔ آنچه بر بندهٔ خود نازل کرده‌ایم، در تردید هستید...) در حقیقت، اساس دین همان امور باطنی، یعنی علوم و اعمال قلبی است و اعمال ظاهری بدون آن‌ها سودی ندارد چنان‌ که پیامبر ﷺ در حدیثی که امام احمد آن را روایت کرده است، فرمود: «الإِسْلَامُ عَلَانِيَةٌ، وَالإِيمَانُ فِي الْقَلْبِ» (اسلام، ظاهر است و ایمان در قلب است.) از جملهٔ این اعمال باطنی می‌توان به محبت الله، اخلاص برای او، توکل بر او، خشنودی از او و امثال این موارد اشاره کرد.» (مجموع الفتاوی: ۱۰ /۱۵-۱۶) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
633
6
«امور مردم در دنیا با عدالتی که آمیخته با گناهان باشد، پایدارتر می‌ماند تا با ستمی که در پایمال‌کردن حقوق صورت گیرد، گرچه گنا
«امور مردم در دنیا با عدالتی که آمیخته با گناهان باشد، پایدارتر می‌ماند تا با ستمی که در پایمال‌کردن حقوق صورت گیرد، گرچه گناه دیگری با آن همراه نباشد؛ به همین جهت گفته شده است: خداوند حکومتی عادل را هرچند کافر باشد برپا می‌دارد، امّا حکومتی ستمکار را هرچند مسلمان باشد برپا نمی‌دارد. و گفته می‌شود: دنیا با عدل و کفر دوام می‌آورد، امّا با ستم و اسلام باقی نمی‌ماند». - امام ابن تیمیه رحمه الله (مجموع الفتاوی: ۲/ ۱۴۶)
427
7
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هر کس ابو حنیفه و دیگر پیشوایان اسلام را که بر این باور بودند الله بر فراز عرش است، کافر بد
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هر کس ابو حنیفه و دیگر پیشوایان اسلام را که بر این باور بودند الله بر فراز عرش است، کافر بداند، خود او سزاوارتر به تکفیر است.» (جامع المسائل: ۳۳۷/۷) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
585
8
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اگر انسان به جای دعا کردن، بر پیامبر ﷺ درود بفرستد، الله او را در امور دنیا و آخرتش از آنچه
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اگر انسان به جای دعا کردن، بر پیامبر ﷺ درود بفرستد، الله او را در امور دنیا و آخرتش از آنچه برایش اهمیت دارد، کفایت خواهد کرد زیرا هر بار که یک مرتبه بر پیامبر ﷺ درود می‌فرستد، الله ده بار بر او درود می‌فرستد. و اگر انسان برای هر یک از مومنان دعا کند، فرشتگان می‌گویند: «آمین و برای تو نیز همانند آن باشد.» پس درود فرستادن او بر پیامبر ﷺ سزاوارتر به این است که چنین دعایی در حق او پذیرفته شود.» (مجموع الفتاوى: ۱/۱۹۳) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
2 975
9
بزّار از شیخ خود یعنی ابن‌ تیمیه، دربارهٔ علت اهتمام بیشتر او به عقاید در مقایسه با فقه، چنین نقل می‌کند: «ابن‌ تیمیه رضي الله عنه در علم اصول، بیش از سایر علوم به تألیف و تصنیف پرداخت. از این‌ رو از او دربارهٔ علت این امر پرسیدم و از وی خواستم رساله‌ای فقهی تألیف کند که دیدگاه‌ها و ترجیحات فقهی او را یکجا گرد آورد تا مرجعی برای فتوا باشد. او در پاسخ، به این مضمون گفت: «مسائل فقهی در مقایسه با مسائل اصولی، اهمیت و حساسیت کمتری دارند و اگر مسلمانی در مسائل فقهی از یکی از علمای اهل تقلید پیروی کند، می‌تواند به فتوای او عمل کند مگر آنکه به‌ طور قطعی بداند که آن فتوا اشتباه است. اما دربارهٔ اصول دین، دیدم که اهل بدعت و گمراهی و اهواء مانند فیلسوفان، باطنیه، ملحدین، قائلین به وحدت وجود، دهریه، قدریه، نصیریه، جهمیه، حلولیه، معطله، مجسمه، مشبهه، راوندیه، کلابیه، سلیمیه و دیگر فرقه‌های بدعت‌گذار، زمام گمراهی را در دست گرفته و در این مسائل با یکدیگر به نزاع و کشمکش پرداخته‌اند. برای من روشن شد که بسیاری از آنان در حقیقت در پی ابطال شریعت مقدس محمدی هستند؛ همان شریعتی که آشکار، برتر و غالب بر تمامی ادیان است. همچنین روشن شد که بیشتر آنان مردم را نسبت به اصول دینشان دچار تردید کرده‌اند. به همین دلیل کمتر کسی را دیده یا شنیده‌ام که از کتاب و سنت روی گرداند و به آراء و سخنان آنان روی آورد مگر آنکه سرانجام به زندقه گرفتار شده یا اینکه در دین و اعتقاد خود در شک و شبهه می‌ماند. وقتی وضعیت را چنین دیدم، برایم روشن شد که بر هر کس که توانایی مقابله با شبهات و اباطیل آنان و درهم شکستن استدلال‌ها و گمراه‌گری‌هایشان را دارد، لازم است در دفاع از آیین حنیف و سنت صحیح و روشن، نهایت تلاش خود را به کار گیرد تا کاستی‌ها و انحرافات آنان را آشکار و دلایلشان را بی‌اعتبار کند.» (الأعلام العلیة فی مناقب ابن تیمیه: ۳۳) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
497
10
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «برترین کلامی که انسان می‌تواند بر زبان آورد، کلمهٔ توحید است. چنان‌که پیامبر ﷺ فرمود: «برتر
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «برترین کلامی که انسان می‌تواند بر زبان آورد، کلمهٔ توحید است. چنان‌که پیامبر ﷺ فرمود: «برترین ذکر «لا إله إلا الله» و برترین دعا «الحمد لله» است.» و نیز فرمود: «هر کس آخرین سخنش «لا إله إلا الله» باشد، وارد بهشت می‌شود.» (مجموع الفتاوی: ۳۵۱/۲) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
1 519
11
اگر حق بر تو مشتبه شد، از الله هدایت بخواه سفارش ابن تیمیه رحمه الله به طالب علم و هر جویندهٔ حق و هدایت: اگر در مسأله‌ای که
اگر حق بر تو مشتبه شد، از الله هدایت بخواه سفارش ابن تیمیه رحمه الله به طالب علم و هر جویندهٔ حق و هدایت: اگر در مسأله‌ای که درباره‌اش اختلاف شده دچار تردید شد، دعایی را بخواند که مسلم در صحیح خود از عایشه رضي الله‌ عنها روایت کرده است؛ پیامبر ﷺ هنگامی که شب برای نماز برمی‌خاست، می‌فرمود: «اللهم رب جبریل وميكائيل وإسرافيل، فاطر السموات والأرض عالم الغيب والشهادة أنت تحكم بين عبادك فيما كانوا فيه يختلفون، اهدني لما اختلف فيه من الحق بإذنك إنك تهدي من تشاء إلى صراط مستقيم.» (بارالها! ای پروردگار جبرئیل، میکائیل و اسرافیل! ای آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین، دانای آشکار و نهان؛ تو میان بندگانت در آنچه درباره‌اش اختلاف دارند داوری می‌کنی. مرا به اذن خود به حق در آنچه مردم درباره‌اش اختلاف کرده‌اند هدایت فرما زیرا تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت می‌کنی.) زیرا الله متعال در حدیث قدسی، از زبان پیامبرش ﷺ فرموده است: «ای بندگان من! همهٔ شما گمراهید مگر آن‌که شما را هدایت کنم پس از من هدایت بخواهید تا شما را هدایت کنم.» (مجموع الفتاوی: ۱۰ /۶۶۴ـ۶۶۵) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
580
12
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «مقصود این است که قرار دادن این روز به‌ عنوان عید، امری نوپدید و بی‌اساس است. در میان سلف، چه از اهل‌ بیت و چه دیگران، کسی نبود که این روز را عید قرار دهد و برای آن اعمال خاصی انجام دهد زیرا عید، یکی از احکام و شعائر شرعی است و در آن باید از شریعت پیروی کرد، نه اینکه بدعت ایجاد کرد. پیامبر ﷺ در روزهای گوناگونی مانند بدر، حنین، خندق، فتح مکه، زمان هجرت و ورود به مدینه، خطبه‌ها، پیمان‌ها و رویدادهای مهمی داشت و در خطبه‌های متعدد، اصول دین را بیان می‌کرد اما این امر موجب نشد که چنین روزهایی به‌ عنوان عید قرار داده شوند. چنین کاری را نصاریٰ انجام می‌دهند که روزهای مربوط به حوادث زندگی عیسی علیه‌ السلام را عید قرار می‌دهند یا یهودیان. عید، یک حکم شرعی است پس آنچه الله متعال مشروع کرده، باید پیروی شود وگرنه نباید چیزی را که از دین نیست، وارد دین کرد. همچنین آنچه برخی مردم پدید آورده‌اند؛ یا به قصد شبیه شدن به نصاریٰ در میلاد عیسی علیه‌ السلام بوده یا از روی محبت و تعظیم پیامبر ﷺ. ممکن است الله متعال به‌ خاطر این محبت و تلاششان به آنان پاداش دهد البته این پاداش به‌ خاطر بدعت میلاد پیامبر ﷺ به‌ عنوان عید نخواهد بود؛ به‌ ویژه آنکه دربارهٔ تاریخ میلاد پیامبر نیز اختلاف وجود دارد. سلف چنین کاری را انجام ندادند، با اینکه انگیزه انجام آن وجود داشت و اگر این کار خیر بود، مانعی از انجامش برای آنان وجود نداشلت. اگر این کار خیر محض یا دارای مصلحتی مهم می‌بود، سلف رضي الله‌ عنهم بیش از ما سزاوار انجام آن بودند زیرا آنان پیامبر ﷺ را بیش از ما دوست می‌داشتند و او را بیشتر تعظیم می‌کردند و در انجام خیر حریص‌تر بودند. کمال محبت و تعظیم پیامبر ﷺ در پیروی از او، اطاعت از فرمانش، زنده نگه داشتن سنت او در ظاهر و باطن، نشر آنچه برای آن مبعوث شده بود و جهاد در این راه با قلب، دست و زبان است. این همان روش پیشگامان نخستین، یعنی مهاجران و انصار و کسانی است که به نیکی از آنان پیروی کردند. و بیشتر کسانی را که در انجام چنین بدعت‌هایی بسیار حریص می‌بینی، با وجود حسن نیت و تلاششان که امید است به‌ خاطر آن پاداش بگیرند، در امور مربوط به پیامبر ﷺ که به آن‌ها دستور داده شده با جدیت عمل کنند، سست می‌یابی؛ آنان مانند کسی هستند که قرآن را با زیور می‌آراید اما آن را نمی‌خواند یا آن را می‌خواند ولی از آن پیروی نمی‌کند.» (اقتضاء الصراط المستقیم: ۲/۱۲۳) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
485
13
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اما برگزاری مناسبت‌هایی غیر از مناسبت‌های شرعی مانند برخی شب‌های ربیع‌ الاول که گفته می‌شود
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اما برگزاری مناسبت‌هایی غیر از مناسبت‌های شرعی مانند برخی شب‌های ربیع‌ الاول که گفته می‌شود شب میلاد پیامبر است یا برخی شب‌های رجب یا هجدهم ذی‌ الحجه یا نخستین جمعهٔ ماه رجب یا هشتم شوال که جاهلان آن را «عید ابرار» می‌نامند، از بدعت‌هایی است که سلف آن را مستحب ندانسته و انجام نداده‌اند.» (مجموع الفتاوى: ۲۹۸/۲۵) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
411
14
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هیچ مبتدعی را نمی‌یابی مگر اینکه دوست دارد نصوصی را که با دیدگاه او مخالفت دارند پنهان کند
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هیچ مبتدعی را نمی‌یابی مگر اینکه دوست دارد نصوصی را که با دیدگاه او مخالفت دارند پنهان کند و از آن‌ نصوص بیزار است و همچنین از نقل و بازگو کردن آن‌ها نفرت دارد و از کسی که چنین کاری انجام دهد نیز بیزار است. چنان‌که برخی از سلف گفته‌اند: «هیچ‌ کس بدعتی پدید نمی‌آورد مگر اینکه شیرینی حدیث از دلش گرفته می‌شود.» (مجموع الفتاوى: ۱۶۱/۲۰) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
925
15
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «در آنان [رافضیان] تأمل کردم و دیدم هر عیبی که به صحابه نسبت می‌دهند، خودشان بیش از هر گروه دیگری بدان صفت متصف‌اند؛ در حالی که صحابه از آن عیوب بسیار دورترند. بی‌تردید، آنان دروغگوترین مردم‌اند؛ همانند مُسَیْلَمۀ کذّاب که می‌گفت: «من پیامبری راستگو هستم و محمد دروغگوست.» از همین رو، خود را اهل ایمان می‌نامند و صحابه را منافق می‌خوانند؛ در حالی که خودشان از همه طوایف، نفاق بیشتری دارند و صحابه از میان همه مخلوقات، از برترین ایمان برخوردارند.» منهاج السنة النبوية، ج ۲، ص ۸۷
431
16
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هیچ‌ کس حق ندارد مسلمانی را هر چند خطا کرده و دچار اشتباه شده باشد، تکفیر کند مگر آنکه حجت
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «هیچ‌ کس حق ندارد مسلمانی را هر چند خطا کرده و دچار اشتباه شده باشد، تکفیر کند مگر آنکه حجت بر او اقامه شود و راه حق برایش روشن گردد. کسی که مسلمان بودنش با یقین ثابت شده است، با شک و تردید از اسلام خارج نمی‌شود بلکه این حکم تنها پس از اقامهٔ حجت و برطرف شدن شبهه از میان می‌رود.» (مجموع الفتاوى: ۴۶۶/۱۲) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
459
17
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «دفاع از علمای مسلمان در برابر تکفیر حتی اگر مرتکب خطا شده باشند، از شایسته‌ترین اهداف و مقا
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «دفاع از علمای مسلمان در برابر تکفیر حتی اگر مرتکب خطا شده باشند، از شایسته‌ترین اهداف و مقاصد شرعی است. حتی اگر فرض کنیم فردی که در برابر تکفیر فردی می‌ایستد، بر این باور باشد که او کافر نیست و با هدف حمایت از او و یاری برادر مسلمانش از وی دفاع کند، همین کار نیز هدفی نیکو و مشروع به شمار می‌آید و اگر در این کار اجتهاد کند و به صواب برسد، دو پاداش دارد و اگر اجتهاد کند و خطا کند، یک پاداش خواهد داشت.» (مجموع الفتاوى: ۱۰۳/۳۵) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
616
18
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اگر در گمراهی و خطای بنی‌آدم در اصول و فروع دینشان تأمل کنی، خواهی دید که بیشتر آن ناشی از
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «اگر در گمراهی و خطای بنی‌آدم در اصول و فروع دینشان تأمل کنی، خواهی دید که بیشتر آن ناشی از تصدیق نکردن حق است، نه از تصدیق کردن باطل.» (مجموع الفتاوی: ۲۰/۱۰۵) توضیحی مهم: برای اصلاح عقیده و رفتار انسان، فقط نباید باطل را رد کنیم بلکه باید حق را به‌ درستی بشناسیم، تصدیق کنیم و بپذیریم زیرا اگر قلب انسان از تصدیق حق خالی شود، معمولا چیزی دیگر جای آن را خواهد گرفت؛ خواه هوا و هوس باشد یا تعصب یا تقلید یا جهل یا منفعت شخصی یا یک عقیدهٔ باطل. https://t.me/ibnTaymiyyahFa
554
19
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «برای اقتدا به امام جماعت، لازم نیست مأموم از عقیدهٔ امام آگاه باشد و همچنین لازم نیست او را
شیخ الإسلام ابن تیمیه رحمه الله: «برای اقتدا به امام جماعت، لازم نیست مأموم از عقیدهٔ امام آگاه باشد و همچنین لازم نیست او را امتحان کند و بپرسد: «عقیده‌ات چیست؟» بلکه می‌توان پشت سر هر فرد مستور الحالی نماز خواند.» (مجموع الفتاوى: ۲۵۱/۲۳) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
882
20
شیخ‌ الاسلام ابن‌ تیمیه رحمه‌ الله: «نماز خواندن پشت سر هر مسلمان مستور الحالی، به اتفاق ائمهٔ چهارگانه و دیگر ائمهٔ مسلمانان
شیخ‌ الاسلام ابن‌ تیمیه رحمه‌ الله: «نماز خواندن پشت سر هر مسلمان مستور الحالی، به اتفاق ائمهٔ چهارگانه و دیگر ائمهٔ مسلمانان جایز است. بنابراین کسی که بگوید: «من نماز جمعه و نماز جماعت را نمی‌خوانم مگر پشت سر کسی که از عقیدهٔ او آگاه باشم»، مبتدع است و با منهج صحابه، تابعین و پیشوایان چهارگانهٔ مسلمانان و دیگر ائمه مخالفت کرده است. والله أعلم.» (مجموع الفتاوى: ۲۵۶/۲۳) https://t.me/ibnTaymiyyahFa
414