نیمه شبِ بدون تو؛
Ir al canal en Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/ChatHideS_bot?start=sc-HR7xeWpwJU ناشناسمون:)
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
324
Suscriptores
+224 horas
+127 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
یه چیزی که واقعا نمیتونم تحملش کنم؛ اینه که نادیده گرفته بشم. اگه سرت شلوغه، فقط بگو. اگه حال حرف زدن نداری، فقط بگو. اگه دیگه نمیخوای تو زندگیت باشم، بازم فقط بگو. تکلیفمو مشخص کن.
هیچوقت نفهمیدی چقدر منتظرت موندم بیای بگی چرا دارم ازت فاصله میگیرم؟ دردم چیه؟ گذاشتی همینطوری همه ناراحتیهام و دلخوریهام تو دلم بمونه و هر روز ازت دورتر و دورتر شم و الان هم دیگه ندارمت و دوتا غریبه شدیم.
کاش یکی بغلم کنه، بگه حق با توعه اگه حالت خوب نیست، حق با توعه اگه خسته ای از همه چیز، اگه دیگه به هیچ آدمی اعتماد نداری، اگه حرفای هیچکس رو دیگه باور نمی کنی، اگه میترسی از دل بستن، اگه فراری شدی از جمع، اگه حال بدیات بیشتر از خندیدنت کش میاد،اگه حوصله کار کردن نداری، حوصله هدف ساختن، کاش یکی بغلم کنه؛ یه بغل امنِ بی قضاوت، بگه درکت می کنم، بگه میفهممت بگه هیچی نمیخواد بگی، آروم باش، حق با توعه.
میخوام بدونی من میمونم؛
وقتی بالایی، وقتی پایینی، وقتی خستهای،
وقتی دورت شلوغه، وقتی حالت خوب نیست،
وقتی رو ابرایی، وقتی تنهایی،
وقتی خنده از رو لبت نمیره
وقتی اعصابت خورده، من میمونم
رفیق نیمه راهت نمیشم، هستم کنارت
هرچیم که شد، ما با هم درستش میکنیم .
M.Y.A.B.E.R.M.K.S💘
و
وقتی دلت برام تنگ شد، يادت باشه كه من درست روبروت ايستاده بودم و آماده بودم همه چیزم رو بهت بدم واين هنوز براى تو كافى نبود.
واسه هرکسی همونقدر زمان بذار که واست زمان میذاره و همونقدر دلتنگش شو که دلش واست تنگ میشه.
به همون میزان که واسش عزیزی دوسش داشته باش و به همون اندازه که وجودت واسش مهمه بهش وابسته شو.
اسمش معامله و حساب کتاب نیست؛
باید یاد بگیری جوری زندگی کنی که ازت سواری نگیرن!
داری غصه میخوری و به خودت شک داری، در حالیکه یکی دیگه داره نگاهت میکنه و با خودش میگه این چطوری از پس همه این کارها برمیاد؟ ادامه بده عزیزم.
اگه اهمیت داشتم زنگ میزد، اگه اهمیت داشتم رفتارم براش مهم بود، اگه اهمیت داشتم تلاش میکرد، اگه اهمیت داشت نگرانم میشد، اگه اهمیت داشتم رفیقاش اولویتش نبودن، اگه مهم بودم بهم حس مهم بودن میداد، دیگه گول زدن خودم بسه.
من فکر نکنم حالم خوب باشه، احساساتم خیلی به هم ریختهاس، یه لحظه حالم خوبه، لحظه بعد حالم گرفتهاس، گاهی اوقات خیلی احساس پوچی میکنم، انگار یه حفره تو قلبم هست، یه وقتهایی همه چیز گیجم میکنه، روزها گم میشن و با همدیگه هیچ فرقی ندارن و شبها با خودم تنهام و توی افکار بیانتها غرق میشم، هر شب برای خوابیدن تلاش میکنم و درگیرم، تمام اتفاقات و پشیمونیهام رو مرور میکنم ولی الان انگار درون یه مه غلیظ گم شدم و دنبال امید میگردم، امیدی که من رو به این زندگی وصل کنه، یه معجزه لحظه آخری.
اگه یه روز از حرفایی که زدم دلت گرفت، بهت حق میدم.
اگه فکر کردی دیگه مثل قبل نیستم، بهت حق میدم.
اگه ازم ناراحت شدی و حتی دلت نخواست باهام حرف بزنی، بهت حق میدم.
چون بعضی وقتها آدم با همون زبون، دل عزیزترین آدم زندگیش رو میشکنه؛ نه چون دوستش نداره، چون نتونسته احساسش رو درست نشون بده.
اما یه چیز رو هیچوقت فراموش نکن؛
من ممکنه اشتباه کنم، ممکنه عصبانی بشم، ممکنه حتی باعث اشک هات بشم.
ولی هیچوقت از جنگیدن برای «ما» خسته نمیشم.
امیدوارم وقتی از این روزها رد شدیم، فقط یادت بمونه که من موندن رو انتخاب کردم؛ حتی وقتی همهچیز دلیل رفتن بود.
