myungz nation 🔒
Ir al canal en Telegram
for the 5th gen it boy with the brightest smile, endless passion & a heart full of lyrics, comfort, and light ♡ 📮 : t.me/jaebotbot 🎧 : t.me/mjhplaylist
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
204
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-930 días
Archivo de publicaciones
سؤال. لحظهاي که به عنوان لیدر بیشترین انگیزه رو درون خودت احساس کردي کي بود؟
۱. وقتي تو دوران کارآموزي بهنظر میرسید دبیوت نامشخصه ۲. وقتي یکي بهت گفت گروهتون قراره شکست بخوره ۳. وقتي فهمیدي بودجهي غذاي گروهتون از یك گروه دیگه کمتره ۴. وقتي مردم فکرمیکردن یکي از اعضاي دیگه لیدره ۵. وقتي تو المپیك آیدلها واقعا شکست خوردیدجههیون: ”من قطعاً یك لحظهاي رو دارم“ لیدرا: ”کدومه؟ بین ایناست؟“ جههیون: ”شمارهي ۲ فکرمیکنم قطعا اینه. هنوزم یادمه اولین باري که بعد از دبیو رفتیم حتي یك جایزه هم نبردیم و خیلي ناامید شده بودیم بعد سونبهنیمهاي سونتین اومدن پیشمون و گفتن ' وقتي شمارو میبینیم یاد خودمون میفتیم ، اگر به همین کاري که میکنید ادامه بدید میتونید به یکي از بزرگترین گروهها تبدیل بشید ' این حرف رو بهمون زدن و همونسال خودشون دسانگ بردن.“ جههیون: ”اون خاطره واقعا تو ذهنمون موند براي همین بعد از مراسم مستقیم رفتیم اتاق تمرین و تو راه باهم حرف میزدیم گفتیم ' یك روزي بیاید ماهم مثل سونتین سونبهنیم بترکونیم ' اون لحظه رو خیلي واضح یادمه. “
اسکوپس داشت براي جیوون نوشیدني میریخت و جههیون هم دستش رو جلو آورد. وقتي اسکوپس اومد براي جههیون نوشیدني بریزه باز هي دستش رو میاورد تا خودش نوشیدني رو بریزه بعد هم وقتي جیوون گفت ' بریم خوراکي پیدا کنیم؟ ' سریع از جاش پرید تا خوراکي بیاره و بعد همونجا نشسته بود تا اینکه جیوون بهش گفت ' بخورر~~ ' و بعد حرفش رو گوش داد و خورد :(( خیلي مؤدب و بامزهست
جههیون براي اسکوپس ' ایدهآل ' رو نوشت و گفت دلیلي که نوشته اینکه اسکوپس خیلي لیدر خوبیه و مقتدره.
بعد جیوون ازش پرسید ' جههیون تو خودت چجور لیدري هستي ؟ '
♡: ”من لیدریم که بقیه روم تسلط دارن و لیدریم که کارهاي سخت رو همیشه انجام میده“ 😭
لیدرها کلمههايي رو نوشتن که باهاشون یاد جههیون میفتن
اسکوپس : با بو سونگکوان اون جیوون : با آن جههیون و سوهو : با لبخند یاد میونگجه میفتن.
اسکوپس: ”من توي ورایتي شوها نگاهت کردم و تو خیلي کارت خوبه براي همین نوشتم سونگکوان“
جیوون: ”من نوشتم آن جههیون چون اسمت جههیونه“
سوهو: ”من نوشتم ' لبخند ' چون تو لبخند خیلي خوشگلي داري و چال گونه هم داري“
+1
همهشون دنبال الکل میگشتن و مکنه جههیون از فریزر آب هویج پیدا کرد تا بخوره 🤏
تهسان : ” من قلب خانمهارو خوب میشناسم “
جههیون : ” چرا یهويي میگي قلب خانما رو خوب میشناسي؟ “
تهسان : ” یعني میدونم تو قلب واندورا چي میگذره “
جههیون : ” میدوني؟ “
تهسان : ” آره از اینجور چیزا خوششون میاد “ * فیلتري که گذاشته *
دینگدونگز داشتن آهنگاي ریلیز نشده همدیگه رو میخوندن و تهسان آهنگ i got you جههیون رو براي اولینبار خوند
بهنظرم تو لیست بهترین چندضلعي هاي جهان باید شیشضلعي عشقي بوينکستدور رو اضافه کنن #needy
تهسان گفت که معمولا با سونگهو فلرت میکنن، بعد جههیون یه روش فلرت به تهسان یاد داد که تهسان از شدت خوب بودنش شوکه شد😭
” اوه؟ فکر کنم گوشیم خراب شده… شمارهي تو رو ندارم. میشه لطفا درستش کني؟ “
تهسان : ” اینو خودت ساختي؟ یا از جایي یاد گرفتي؟ “
جههیون : ” یهو به ذهنم رسید! داشتم با گوشیم کار میکردم، سونگهو رو دیدم و با خودم گفتم: 'امروز با چی میتونم گیرش بندازم؟'“
جههیون : ” منظورم از گیر انداختنش اینه که اگه به سونگهو اعتراف کنم، یعني در واقع تونستم مخِشو بزنم، بچهها~ “
جههیون : ” یهو به ذهنم رسید، پس رفتم پیش سونگهو و اینو بهش گفتم… “
جههیون : ” گفتم 'سونگهو، فکر کنم گوشیم خراب شده…' ولي سونگهو، اون پابو، فکر کرد واقعا گوشیم خراب شده گفت 'نباید توي کره درستش کني؟' “
جههیون : ” بعد من گفتم 'نه… پس چرا شمارهي تو رو ندارم؟ میتونی گوشیمو درست کني؟' “
جههیون : ” سونگهو اون موقع داشت غذا میخورد و حسابي کلافه شده بود “ 😭
+1
جههیون: ”بچهها میخواستم درمورد این موضوع صحبت کنم. توي فنساین خیلي وقتا واندورا ازم میپرسن من و تهسان اخیراً باهم دعوا کردیم یا نه ولي من و تهسان حتي یکبارم دعوا نکردیم. رابطهمون واقعاً خوبه و جداي از شامهاي کمپاني و اینا تهسان کسیه که بیشتر از همه باهاش مینوشم“
تهسان: ”تازه پریروز“
جههیون: ”باهم مشروب خوردیم“
تهسان: ”البته یکم“
جههیون: ”آره یکم“
تهسان: ”نه در حدي که بمیریم“
جههیون: ”یکم باهم نوشیدیم و چون روز بعدش هم تعطیل بودیم نودلم خوردیم“
تهسان: ”دیروز روز تعطیلمون بود. کل روز توي ژاپن بودیم و کاري نداشتیم. پس منظورش پریروزه.“
همهمون میدونیم اگر تهسان برمیداشت ساسنگ احتمالاً هیچوقت دیگه جرئت نمیکرد زنگ بزنه
