eerilyschtum.
Ir al canal en Telegram
— she/they, 21. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1390819842
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
370
Suscriptores
-124 horas
-77 días
-3730 días
Archivo de publicaciones
این فیلم خیلی بامزه بود. صحنهای که شخصیت دختر به شخصیت پسر تو زبان چکی میگه که دوستاش داره ولی پسره هیچوقت متوجه نمیشه صحنهای هست که هر چندوقت یکبار به یادش میوفتم و بهش فکر میکنم.
”اگر هم به آینده فکر میکرد، از روی غریزه احساس میکرد شکاف بین آنها بسیار عمیق است و پلی که عشقشان بر روی این شکاف انداخته مثل رنگینکمانی موهوم و خیالی است.“
— تابستان، از ادیث وارتون
”بیایید به چیزها آنگونه که هستند نگاه کنیم. بعضی از ما به شهر مادریمان برگشتهایم چون نتوانستهایم در جای دیگری پیشرفت کنیم. به نحوی با مشکل روبهرو شدیم... آن چیزهایی که در رؤیایشان به سر میبردیم تحقق نیافتند. اما این واقعیت که در جاهای دیگر شکست خوردهایم دلیل نمیشود که در اینجا هم با شکست مواجه شویم.“
— تابستان، از ادیث وارتون
”از زمان ملاقاتشان کنار آبگیر کرستون، گاهی مثل حالا به فکر فرو میرفت و سکوت میکرد؛ سکوتی که با مکث های او در مواقع دیگر خیلی فرق داشت، مثلا در مواقعی که حرفی نمیزدند چون به نظرشان کلمهها غیرضروری میآمدند.“
— تابستان، از ادیث وارتون
فیلم، سریال و عکس هایی که قبلا دیدم و گرفتم رو اول میذارم که خاطرات گذشته رو اول بیارم اینجا و بعد محتوای جدید پست میکنم. امیدوارم حداقل اینکار باعث بشه که موقع مودی شدن چنل رو پاک نکنم دوباره.
