Ножин
Canal cerrado
424
Suscriptores
Sin datos24 horas
-197 días
+7030 días
Archivo de publicaciones
424
عشق، فقط دوست داشتنِ یک نفر نیست؛ عشق حالتی است که انسان را از «من» به «ما» میرساند. عشق یعنی کسی را ببینی، با تمام نقصها و زخمهایش، و باز هم انتخابش کنی. یعنی در روزهای سخت، ماندن را به رفتن ترجیح بدهی و در روزهای خوب، خوشحالیِ او را از خوشحالیِ خودت جدا ندانی.
عشق، وابستگی کورکورانه نیست؛ آزادی است. قفسی نیست که پرنده را زندانی کند، بلکه آسمانی است که به او جرئت پرواز میدهد. عشق واقعی، مالکیت نمیخواهد؛ امنیت میبخشد. فریاد نمیزند؛ آرامش میآورد. از ترسِ تنهایی متولد نمیشود، بلکه از کامل بودنِ دو روح که تصمیم میگیرند کنار هم راه بروند، شکل میگیرد.
گاهی عشق در یک نگاه آغاز میشود، گاهی در سالها شناخت؛ اما آنچه آن را ماندگار میکند، احترام، اعتماد، صداقت و فداکاری است. عشق یعنی وقتی همهچیز تغییر میکند، هنوز دلیلی برای ماندن پیدا کنی. یعنی در میان شلوغی دنیا، کسی خانهٔ امنِ قلبت باشد.
شاید هیچکس نتواند عشق را در یک جمله تعریف کند؛ زیرا عشق را نمیتوان فقط فهمید، باید زندگیاش کرد. عشق، زیباترین رازی است که هرچه بیشتر تجربهاش کنی، عمیقتر و ناشناختهتر میشود؛ احساسی که اگر واقعی باشد، نه زمان آن را کمرنگ میکند و نه فاصله آن را از بین میبرد. عشق، همان نوری است که حتی در تاریکترین شبهای زندگی، امید را در دل انسان زنده نگه میدارد.
424
Repost from Void | وید
+3
گاهی خطرناکترین آدمها، بلندترین صدا را ندارند. هیولاها همیشه دندانهای تیز و چهرهی ترسناک ندارند. بعضیهایشان لبخند میزنند، مؤدب حرف میزنند و کاری میکنند که خودت، آرامآرام، به همهچیز شک کنی. آنها با زور وارد زندگیات نمیشوند؛ با اعتماد وارد میشوند. اول نگاهت را عوض میکنند، بعد باورت را، و در آخر، خودت را. شاید ترسناکترین هیولا، کسی نباشد که آدمها را میکشد... بلکه کسی باشد که انسانیت را، بدون اینکه متوجه شوی، از درونشان میگیرد. بعضی زخمها خون ندارند. سالها بعد، وقتی به گذشته نگاه میکنی، تازه میفهمی چه چیزی را از دست دادهای. و شاید به همین دلیل است که از بعضی آدمها نمیترسیم؛ تا وقتی که دیگر، برای ترسیدن، خیلی دیر شده است.یوهان لیبرت.🦋 #Dialogue #Boy
424
هەندێک دەڵێن: «پارە هیچ نرخێکی نییە.»
بەڵام ئەو قسەیە زۆرجار لەوانە دەبیسترێت کە هەرگیز تاڵی نەبوونی پارەیان نەچەشتووە.
پارە خۆشبەختی ناکڕێت، بەڵام ئارامی دەهێنێت.
تەندروستی ناکڕێت، بەڵام باشترین چارەسەری پێ دەکرێت.
خۆشەویستی ڕاستەقینە ناکڕێت، بەڵام ناهێڵێت هەژاری خۆشەویستی بشکێنێت.
کات ناگەڕێنێتەوە، بەڵام دەرفەت دروست دەکات.
زانست لە مێشکدا نادەنێت، بەڵام ڕێگای گەیشتن پێی ئاسان دەکات.
ڕاستییەکە ئەوەیە پارە نە باشە و نە خراپ؛ ئەوە مرۆڤە کە واتای پێ دەدات. بەڵام ئەوەی بڵێت «پارە هیچ نرخێکی نییە»، تەنها ڕاستییەکی ژیان پشتگوێ دەخات.
ئەگەر پارە بێ نرخ بووایە، کەس ساڵانێک خوێندن و کار و ماندووبوون و هەوڵی بەردەوامی بۆ نەدەدا.
پارە هەموو شت نییە، بەڵام بێ پارەش زۆر شت نامۆمکین دەبن.
پارە ئامرازێکە بۆ ژیانێکی ئارامتر، ئازادیی هەڵبژاردن و داهاتوویەکی باشتر.
کەسێک کە دەڵێت: «پارە هیچ نرخێکی نییە»، لەوانەیە هێشتا تاڵی نەبوونی پارەی بە ڕاستی نەچەشتبێت.
