جالببود | JaLebBooD
Ir al canal en Telegram
قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 749
Suscriptores
-1424 horas
+4207 días
+2 83830 días
Archivo de publicaciones
4 748
تموم شد داستانمون
برین خونه هاتون یه گور به گوری ام برا این بنده خدا بخونین
متاسفانه تو هیچ جا جزئیاتی در مورد مقتولاش نگفته مثل پرونده قبلی صرفا چند تا اسمه
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
این حرومزاده به 1800 سال زندان محکوم شد
این کصخل دو سال پیش همین مهر اینا فوت میکنه
مردم خایه کرده بودن چون کلمبیا میگفت اگه این آقا کارای بدشو کنار بذاره و به مردم نیکی کنه ازش میگذرن و از حبسش کمتر میشه😐😐😐😐😐
حتی بعضی ها هم احتمال میدادن که این 2023 قراره آزاد شه بیاد تو خیابونا ولی خب بنده خدا عمرش به دنیا نبود
گویا این اواخر مرگش(۶۶ سالگی مُرد) میگفته میخوام از بچها حمایت کنم پد.وفیلی رو بذارم کنار بچه دار شم و هر کی بچهارو اذیت میکنه سلاخی کنم.
این در نهایت به قتل ۱۱۴تا کودک اعتراف کرد
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
چجوری پلیس اینو پیدا میکنه؟ یه شب لوئیس روی بدن یکی از قربانی ها مست خوابش میبره، و چون سیگار هم دهنش بوده، علف های اونجا به آتیش کشیده میشه. با پنیک از خواب میپره و سریع فرار میکنه. به طوری که کفش، عینک و بقیه وسایل هاش جا میمونه اونجا. و پلیس سریع پیداش میکنه
یه پسر ۱۶ ساله هم بوده که شجاعانه از چنگال این حرومی فرار میکنه و گزارش دقیق لوکیشن و اینارو به پلیس میده. ندیدمش ولی روش کراش زدم خب وا
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
سال 1990 اون شروع میکنه به شیطان پرستی. شیطان هر چی میگفت اون گوش میداد. میگفت برو بکش تا چیزایی که میخوای به دست بیاری و اونم همینکارو میکرد
1992 اولین قتل. چند روز قبلش مامور های پلیس گویا بهش تجا.وز میکنن و ازش دزدی میکنن انگار@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
لوئیس توی این دو ساعت میرفته سراغ بچه ها که میل های جن.سیشو برطرف کنه. با خودش یه دفتر آبی رنگ می برده و اسم اونهارو مینوشته.(بالا گفتیم که با بچها صحبت میکرده بعد بقیه چیزارو شروع میکرده)چرا اسمشونو مینوشته؟ که بعدا بره دعا کنه براشون و توبه کنه که خدا ببخشتش😐😐😐😐😐 کصکش
برهنه توی اتاقش راه میرفته و مثل گوریل با دستاش به سینه ش میکوبیده. دقیقا گوریل. یجورایی گیر کرده بود بین دو راهی
میدونست کارش زشته، میدونست باید رفتارش اصلاح بشه. ولی باز هم ادامه میداد و انکار نمیکرد که لذت میبرد از درد کشیدن قربانی هاش
دقیقا همون بلاهایی که سرش اومده. با خودش شمع، فندک و تیغ میبرده که قربانی هاشو لت و پار کنه@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
سال 1980 زیر نظر روانپزشک، و هزار تا دارو و اینا بود. با افسردگی دست و پنجه نرم میکرد و قرص بهش میدادن چون افکار خود.کشی داشت
بالاخره یه کار توی سوپر مارکت بهش داده شد و بهش دو ساعت break time میدادن که استراحت کنه و با خودش خلوت کنه بخاطر بیماری های روانیش. (خیلی معروف شده بوده دیگه اونموقع) ولی خب اون توی اون دو ساعت باز هم به عادت های بدش ادامه میداد این یارو حتی میخواسته به زندگی خودش پایان بده ولی کصکشا نذاشتن فرستادنش قرص بخوره خوب شه☺️🎀 @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
سال 1972، از خونه پرتش میکنن بیرون. چون به یه پسر ۵ ساله تجاوز کرد
چند وقت بعد دوباره به خونه راهش دادن، در واقع یه شانس دیگه دادن بهش. اما زیاد نگذشت که توی ایستگاه قطار پیداش میکنن، در حال تجاوز به یه پسر شیش ساله
پدرش دوباره اون رو از خونه بیرون میکنه. ولی خب بیشتر از این عصبانی بوده که این پسره به پسرا تجاوز میکرده. گی بوده یعنی میگفته ب دخترا تجاوز کن ولی پسر ؟؟ نونو
توی خیلی از مراحل زندگیش به مشکل میخوره. ازدواج، تحصیل، کار و ... بخاطر مشکل عصبانیت و این anger issues تلاش میکرده که با خانوما بره سر دیت، ولی خب سریع این روابط بهم میریخته چون معمولا این خانوما بچه داشتن@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
یه چیزی این وسط بگم که همه ی آدم ها، کثیف ترین آدم ها حتی. بی رحم ترین اونها. همیشه یه روحیه ی بچگی و کودکانه توی قلبشون داشتن که اون کم کم رنگشو از دست داده. لوئیس هم همینجوری بوده، پدرش و دوستای پدرش، بچگی اون رو ازش میگیرن. و اون با آخرین تیکه ای از وجودش که سالم مونده بوده و به زور تونسته از شکستن نجاتش بده رو، توی گوشه ای از قلبش قائم میکنه و برای همیشه اونجا قفلش میکنه. تا جایی که قلبش به قدری سرد میشه که به اون نقطه هم میرسه و دیگه هیچ تکه ی سالمی توی وجود لوئیس وجود نداره:))))ادبیش کردم 😅😅
سال 1971 این آزار و اذیت ها از طرف پدرش تموم میشه. ولی خب چه فایده؟ زدی پسرتو به گا دادی دیگه مرتیکه گوه روانی خارکاکتوسی گوزقوطی
این پسر 12 13 ساله به قدری زیر فشار های روانی بوده که دیگه نمیتونه خوب و از بد تشخیص بده و عقلشو از دست میده. روانی میشه قشنگ. تروما.@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
پشماتون بریزه حالا. این باباهه هر موقع دلش میخواست به بچهاش تجاوز میکرده
بچهاش*
به لوئیس و خواهر برادراش
لوئیس ده سالش بود که مدرسه رو ول میکنه، و میره پیش باباش با هم کار کنن تا خرجای خونه دربیادلوئیس دوازده سالش بود، که به تخت بسته میشه و بهش تجاوز میکنن
اون مردی که به لوئیس تجاوز میکنه، با هر دیداری که داشتن تن لوئیس رو با شمع میسوزونده و با تیغ نقاطی از بدنش رو زخمی میکرده
کم کم این رفتار ها و شکنجه ها داشت برای لوئیس توی ذهنش عادی میشد. همچنان که باباش به آزار دادن لوئیس ادامه میداد، اون رفتار های عجیب و عجیب تر میشد@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 748
شاید توجیه نباشه. ولی یه جمله هست همیشه که میگه "قاتل های روانی انگیزه منطقی ندارن، اگرم دارن قابل درک نیست" بیشتر قاتل های سریالی معمولا بخاطر تروما های بچگیشون چنین کاری میکنن
نمیدونم اعتقاد دارین یا نه، ولی من همیشه میگم آقا هر کی الان هر چی هست، برمیگرده به سفره ای که سرش غذا خورده، خانواده ای که توش بزرگ شده، رفتاری که تو بچگی باهاش شده، کمبود هاش و چیزایی که آرزوی داشتنشو داشته و حسرتش مونده براشآقا لوئیس قصه ی ما، توی بچگی چند اتفاق براش افتاده و چند کار هم انجام داده گویا 1_توی مدرسه همه بخاطر ظاهرش مسخرش میکردن
اینا هفت تا بچه بودن، لوئیس بزرگترین بوده. سه تا خواهر داشته، سه تا برادر
مامان و بابای اینا الکلی بودن و همو کتک میزدن. مامانه باباهه رو میزده، باباهه مامانه رو میزده. هی مادر بدو، پدر بدو. پدر بدو، مادر بدو خب اصولا باباهه خیلی بیشتر مامانه رو میزده. ینی ثابت شدست من نمیگم. حتی وقتی مامانه حامله بوده هم این مرتیکه میزدتش
بیشتر اوقات هم دو تایی میوفتادن به جون بچها با کتک چون به پدر و مادرشون بی احترامی کردنرسما یه خانواده ای بودن رزمی کار. منم اینجا بزرگ میشدم قاتل میشدم آدم روانی میشه @JaLebBooD2 | کیمیآ
