جالببود | JaLebBooD
Ir al canal en Telegram
قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 747
Suscriptores
-824 horas
+157 días
+2 82330 días
Archivo de publicaciones
4 746
و حالا جایی که پشماتون از میزان کثیف بودن این افراد میریزه قربانی بعدی تونی بالچ بود..
داداش کوچیکه ی بیلی:)
خب توی این نقطه بابای این دونفر به این نتیجه رسید که بهترین سرنخی که برای پیدا کردن بچه هاش داره دین کورله! البته این طوری نبود که به دین مشکوک شده باشه و فکر کنه که دین دزدیدتشون. بیشتر اینطوری بود که دین یه عالمه بچه میشناسه شاید اون یچیزی بدونه و کمکش کنه بچه هاشو پیدا کنه.@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
+1
۱۷ ساله Billy Baulch
۱۶ ساله Johnny Delome
بیلی قبلا تو آبنبات فروشی دین کار میکرد، و اینقدر عاشق دین بود و جلوی مامان باباش تحسینش میکرد که باباش بهش گفت باید از این کار بیای بیرون و حق نداری این آدمو ببینی چون از نظرش آدم بالغی که کاری میکنه بچه ها اینقدر دوستش داشته باشن مشکوکه..بالاخره یه آدم عاقل تو این شهر پیدا شد ولی خب یکم دیر بود بهرحال
یه روز بیلی با دوستش جانی داشت تو خیابون قدم میزد، دین و دید، و دین جفتشونو کشوند خونش. و چیزی که این دونفرو از بقیه جدا میکنه اینه که هم بیلی هم جانی به دست « المر » کشته شدن و دین هیچ دخالتی تو مرگ این دو نفر نداشت فقط ت.جاوز و ش.کنجه💀@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
۱۷ ساله Mark Scott
مارک اسکات ۱۷ ساله قربانی بعدی بود. و ???guess what اینم یکی از دوستای خوب المر بود..
المر و مارک صمیمی بودن که مامان مارک بعدا گفته المر برام مثل پسر خودم بود، میومد خونمون، میرفت، براش غذا میپختم... و الان که فهمیدم با دستای خودم برای قاتل پسرم غذا میپختم دلم میخواد قطعشون کنمبشکنه این دست که نمک نداره
جسد مارک اسکات توسط المر و دین ساحل های آیلند دفن میشه و چون دیگه انبار قایق جا نداشت بیشتر از این توش جسد بذارن@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
۱۸ ساله Frank Aguirre
فرنک یه پسر معصوم ۱۸ ساله بود که از همه جا بی خبر داشت تو یه رستوران کار میکرد... و نامزد داشت! نامزدشو یادتون باشه. بعدا باهاش کار داریم
المر میره پیشش و میگه بعد از شیفتت میام دنبالت و بریم یه جا ماریجوانا بکشیم.. فرنک میگه باشه و میرن و سرنوشت فرنک هم به تجا.وز و ق.تل ختم میشهاما..
سر قضیه فرنک المر همه چیزو میفهمه. ولی نه تنها عصبانی نمیشه و نمیره از اونجا بلکه تو ت.جاوز کردن، ش.کنجه کردن و دفن کردن جسد فرنک به دین کمک هم میکنه@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
المر اولین قربانیشو از همون محله ای که انتخاب میکنه که خودشو مامانش توش زندگی میکردن.
پسره رو گول میزنه و میبره خونه دین و پولشو میگیره و میبینه که دین میپره رو پسره و دست و پاشو میبنده... ولی فقط تا همینجاشو میبینه و از خونه میره بیرون و فکر میکنه الان پسره فروخته شده به رینگ قاچاق جنسی.
المر اینطوری بود که اوکیه دیگه! اونقدرم کار بدی نیست من که مستقیم نمیبرم بفروشمشون من فقط تحویلشون میدم به دین و این دینه که داره کارای بدی میکنه به من ربطی نداره!و اینجا بود که دوست صمیمیش! دقت کنید دوست صمیمیششش فرنک رو تحویل میده به دین. @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
نفرای بعدی... که دیوید به دین کمک کرد که بدزدتشون! تنها چیزی که ازشون میدونیم اینه که ۴ روز پشت سر هم شکنجه شدن و بعد از ۴ روز مردن. ولی متاسفانه تا همین امروز نمیدونیم کی هستن چون هویتشون هیچ وقت فاش نشد
قربانی بعدی المر هنلی بود... دیوید با همون بهونه های همیشگی کشید خونه دین که بهش تجا.وز کن و بعدش بکشنش منتهی به دلیلی ناشناخته دین از المر خیلی خوشش اومد و تصمیم گرفت المر هم مثل دیوید دستیار خودش کنه.دین اینطوری بود که المر خیلی باحاله حیفه بزنیم بکشیمش💀
بهش میگیم داریم چیکار میکنیم. حالا دو حالت پیش میاد قبول میکنه و دستیارمون میشه یا قبول نمیکنه و با نقشه اصلی میریم جلو و میکشیمش.
دین به المر میگه که منو دیوید میدونیم چه بلایی سر دوستای گم شدت اومده. المر هم میگه چی؟ یعنی چی میدونید؟ دارید میگید که حدس میزنید چه بلایی سرشون اومده؟ دین هم میگه نه! منظورم اینه واقعا میدونیم، چون منو دیوید تو کار قاچاق پسرای سفید پوستیم. این پسرا که میدزدیم یا میفرستیم کالیفرنیا که یا برده جنسی بشن یا ازشون تو فیلمای بزرگسالان استفاده کنن. و دلیل اینکه اینارو دارم بهت میگم که توهم تو این بیزنس پر سود بهمون ملحق بشی و اینقدر نری دنبال دله دزدی برای یه قرون پول! من به ازای هر پسری که بیاری اینجا بهت ۲۰۰ دلار میدمالمر شوکه شده به دیوید نگاه میکنه و میگه چه باحال حتما که دلم میخواد همکاری کنم✨ و از این نقطه به بعد المر هم میشه هم دست این دوتا مرتیکه همون المری که قربون صدقش رفتین @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
و این مارو می رسونه به گم شدن روبین واتسون ۱۷ ساله
روبین هم از قبل دیوید و المر رو میشناخت. و یه روز که داشت تنهایی از سینما برمیگشت خونه، دیوید رفت پیشش گفت یه پارتی خیلی خفن داره تو خونه دین برگزار میشه ولی روبین هم به جای پارتی با تخته شکنجه و مرگ رو به رو ش@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
میخواین داستان همه قربانی ها رو نگم ؟ اگه خوشتون نمیاد بگم تهش جیشد خلاصه .
@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
پس برای همین وقتی دین یهویی بهش پیشنهاد داد که بیا با منو دیوید بریم خونه های مردم دزدی المر این موقعیت و تو هوا زد!نه بخاطر پولش اون همین الانشم دزد بود💀 بلکه بخاطر نزدیک شدن به آقای موفق، دین کورل!🫠🫠🫠
دین از المر پرسید ″از اینکه با ما دزدی کردی راضی ای؟″ این وسط انگار دنبال رضایت مشتری بود. المر هم میگه اره خیلی خفن بود از تنهایی دزدی کردن باحال تر بود.
دین به المر میگه که برای بدست آوردن پول چقدر پیش میری؟ مثلا حاضری آدم بکشی براش؟المر هم اینطوری بود که آدم بکشم؟ چرا که نه I'm a bad boy😉 حاضرم هر کاری بکنم.
دین هم میگه بنظر نمیاد اینطوری باشی چند روز پیش دیدم داشتی پوسترهای این پسره که گمشده رو... اسمش چی بود؟ دیوید ویلیام.. آره.. اونو پوستراشو پخش میکردی و میچسبوندی اینور اونور فقط آدمای خوب از این کارا میکنن المر هم از همه جا بی خبر میگه اخه میدونی اون دوست بچگیم بود برای همین این کارو کردم نمیدونم چرا همه دوستام دارن گم میشن.
و جواب این سوال بخاطر این بود که دین همه قربانیاشو از یه ناحیه می دزدید جوری که ۹۰ درصد قربانیا همدیگر و میشناختن، می رفتن یه مدرسه...@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
و حدس بزنید یکی از مشتریای موادش کی بود؟
دیوید!
تو همین داستان خرید و فروش مواد با هم آشنا شدن و دوست بودن و المر به واسطه دیوید چندباری دین و دیده بود و فکر میکرد دین خفن ترین آدمیه که میتونست ببینه
پولداره، ماشین و خونه داره، همیشه خوشتیپه و لباساش مرتبه و صورتش شیو شدست یا همیشه خفن ترین پارتیا رو میگیره... کلا تو ذهن المر فکر میکرد دیوید خیلی خوش شانسه که دین قبول کرده اونو زیر بال و پرش بگیره@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
المر وین هنلی ۹ می ۱۹۵۶ تو هیوستن به دنیا اومده بود. و هرچقدر که دیوید بچگیش بد بوده رو دو برابر کنید میشه بچگی المر
یه پدر الکی بی خاصیت داشت که هر روز المر رو کتک میزد انگار تفریحش این بود که بزنتش و مجبورش میکرد پول غذایی که تو خونه میخوره رو بده حالا چرا؟ برای اینکه مفت خور بار نیاد.خب کیر حالا یه بچه کوچیک چه کاری هست که بتونه باهاش پول دربیاره؟
هیچی! قاعدتاً هیچ کاری به یه بچه اینقدری نمیدن ولی باباش نفهم تر از این حرفا بودبه بچه میگفت هر طوری شده باید پولمو بدی و المر مجبور شد بره دزدی کنه تا پولشو بده
چندسال همینطوری وحشناک برای المر میگذره و اینجاس که پدر و مادر المر از هم طلاق میگیرن اینجا المر ۱۴ سالشه فکر کردید چون از باباش جدا شده زندگیش بهتر شده؟ خیر! مامانش اینقدر فقیر بود که المر مجبور میشد بیشتر از قبل دزدی کنه و مواد بفروشه که فقط از گرسنگی نمیرن@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
یه روز المر رفت خونه مامان بابای دیوید ازشون خواست که چندتا پوستر که عکس دیوید روشون چاپ شده بهش بدن که بتونه با این پوسترا بگرده دیوید و پیدا کننمامان بابای دیوید هم پوسترا رو بهش میدن و ازش تشکر میکنن
قبل از اینکه بریم سراغ بعد از این باید درمورد گذشته المر صحبت کنیم چون این پسر یه ادم مهم توی این پروندست@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
و اینجا بود که مردم فهمیدن پلیس نمیخواد بگرده دنبال بچه های گمشده برای همین خودشون دست به دست هم دادن که یجوری پیداشون کننو یکی از این مردم کی بود؟ المر وین هنلی ۱۵ ساله برای ۱۵ سال زیادی بزرگ و قشنگ هستی المر پسر🥹🥹 المر یادتون باشه خیلی تقش مهمی تو داستانه @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
حالا این سیب زمینیا بین همه این چیزا حداقل یه چیزی رو پیگیری کردن و اون چیه؟
فهمید خانواده دیوید وام گرفتن و یه کارآگاه خصوصی استخدام کردن که اون بره بگرده دنبال پسرشون... و گواهینامه این کارآگاهه باطل شده و داره با با گواهینامه باطل رانندگی میکنهدیدید چیشد😱😱😱😱😱😱😱😱
اصلا مهم نیست که یه عالمه پسر بچه تا الان گمشده ولی یه کارآگاه نباید با گواهینامه ی باطل شده رانندگی کنهو اینطوری بودن که امکان نداره اجازه این کارو بدیم😡 و خیلی زود کارآگاه و تحت تعقیب قرار دادن و میکشونش دادگاه.. @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
این دوست ملی
۱۳ ساله David Hilligie
فردای گمشدن این دونفر پلیس همون جواب پسراتون گمشدن رو به خانواده هاشون میدن ولی گمشدن دیوید اصلا عادی نبود چون فردای روزی که دیوید گم شد قرار بود خانوادگی برن سفر و دیوید از دو ماه قبل برای این سفر برنامه ریزی کرده بود و مامان بابای دیوید باور نمیکردن پسرشون فرار کرده
خانواده ها هیچکاری از دستشون بر نمیومد چون پلیس هیوستن عرضه نداشت پیداشون کنه و به خودش زحمت بده فکر کنه که امکان نداره تو یه مدت کوتاه این همه نوجوون فرار کرده باشن.توجه کنید این دیوید نقش اصلی داستان نیست نقش اصلی داستان اون دیوید اولی است که همدست دین میشه @JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
۱۶ ساله Malley Winkle
ملی و مامانش قبلا توکمپانی آبنبات سازی دین کار میکردن و تنها چیزی که هم اینپسر هم مامانش از دین دیدن خوبی بوده پس وقتی دین رو اتفاقی دید که ازش خواسته برن ساحل و خوش بگذرونن با کله قبول میکنه حتی یکی از دوستاشم میبره@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
پسری که خیلی شاد وخوشحال داشت میرفت سرکارش تو پمپ بنزین ولی از اونجایی که دیوید و رندال هم مدرسه ای بودن دیوید موفق میشه راحت رندالو گول بزنه ببره خونه ی دین اسم رندال به عنوان هشتمین قربانی دین کورل ثبت شد و نوبت رسید به قربانی بخت برگشته ی بعدی@JaLebBooD2 | کیمیآ
4 746
آقای والدروپ میره پیش پلیس همه ی حرفای همسایشو به پلیس میگه و سیب زمینی های عزیز میرن اونجا وبه جای کندن زمین یکم منظره رو نگاه میکنن و برمیگردن و بخاطر همین سیب زمینی ها دین قربانی بعدیشو میگیرهفک کنم دین فیلم مامان پلیسارو داشته @JaLebBooD2 | کیمیآ
