es
Feedback
221 B ♘

221 B ♘

Ir al canal en Telegram

Every fairy tale needs a good old-fashioned villain... @HolmesDeducttiion_bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
279
Suscriptores
Sin datos24 horas
+607 días
+6030 días
Archivo de publicaciones
فقط یک روز مانده به تولد مردی که انگار زمان، برای صورتش کمی آهسته‌تر قدم برمی‌دارد. مردی با صدایی که شبیه باران روی پنجره‌های
فقط یک روز مانده به تولد مردی که انگار زمان، برای صورتش کمی آهسته‌تر قدم برمی‌دارد.
مردی با صدایی که شبیه باران روی پنجره‌های لندن است؛ آرام، عمیق، و آن‌قدر ماندگار که حتی وقتی سکوت می‌کند، هنوز در گوش جهان ادامه دارد. فقط یک روز مانده به تولد کسی که ثابت کرد نبوغ همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی در نگاه سرد یک کارآگاه پنهان می‌شود، گاهی در شنل جادوگری که جهان‌های موازی را به زانو درمی‌آورد، و گاهی پشت لبخند ساده‌ی مردی که هیچ تلاشی برای افسانه شدن نمی‌کند. عجیب است... بعضی آدم‌ها بازیگرند، بعضی دیگر نقش‌ها را زندگی می‌کنند، اما او کاری کرد که مرز میان انسان و شخصیت محو شود؛ تا هر جا نامش را می‌شنوی، صدای ویولن خیابان بیکر، بوی کتاب‌های کهنه، و جرقه‌های طلایی جادو در ذهنت زنده شوند. فقط یک روز مانده به تولد مردی که نه با تاج پادشاهی، بلکه با هوش، وقار و صدایی فراموش‌نشدنی حکومت می‌کند. و شاید فردا، شمع دیگری روی کیک او روشن شود؛ اما حقیقت این است که سال‌هاست چراغی در دل میلیون‌ها نفر روشن کرده که خاموش نمی‌شود.
برایمان بمان BC #text #221_B

BBC... مدیونِ شما خواهد بود 🫠

00:00

اقای سلامی نبود تاریخ رو صفر میشدم
اقای سلامی نبود تاریخ رو صفر میشدم

🔴فور کن چنلت هانی❤️🖤 اینجا و اسپانسر جوین باش🕸 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
تا فولدر بزنم +100ممبر به چنلت اضاف کنم💰
شات از اسپانسر همراه با تگ چنلت
👇
Bot: «@OnlyGirlRobot"
✔️
😁برگام چه تخفیفی هر صد ممبر فقط 45 تومن‌ ‌‌🥰

تو خوب باش اما... مردم همانندِ شرلوک باتو رفتار میکنند سرد و بی اهمیت
تو خوب باش اما... مردم همانندِ شرلوک باتو رفتار میکنند سرد و بی اهمیت

یه جوری خستم که انگار عزیزترین آدم زندگیم رو از دست دادم. یه جوری خستم انگار داشتم تو معدن کار میکردم. یه جور خستم انگار چندین ماه یا چندین سال سفر بودم و تازه برگشتم. یه جور خستم که انگار سال‌هاست خانوادمو ندیدم. یه جور عجیبی خستم و دلم میخواد فقط بخوابم و هیچ کاری نکنم. ولی من، وسط جنگ، وسط دیدن این که آدمای سرزمینم دارن جون میدن، باید درس بخونم. من حتی وقت اینو ندارم که برای شهرم غمگین باشم. وقت ندارم برای جنوبم، برای خلیجم، برای ساحلم و برای بوشهر و بندرعباس و ایرانشهر و... غمگین باشم. و این، خودش خیلی غمگینه..
ماه؛

💋🖤

دیروز صفِ «جان فدا» بود؛ امروز صفِ «لغو ثبت‌نام». تا دیروز از شهادت می‌نوشتند، امروز دنبال دکمه‌ی انصراف می‌گردند. ظاهراً تا وقتی جنگ روی صفحه‌ی گوشی بود، همه فرمانده بودند؛ اما همین که احتمال رسیدنِ دودِ واقعیت به زندگی‌شان جدی شد، فهمیدند جان، از شعار عزیزتر است. بعضی‌ها قهرمانِ روزهای آرام‌اند؛ قهرمانِ کامنت، استوری و هشتگ. اما وقتی پای هزینه‌ی واقعی وسط می‌آید، اولین کاری که می‌کنند، پاک کردنِ ردِ پای خودشان است. بین «جان فدا» و «لغو ثبت‌نام»، فقط یک چیز فاصله بود: این‌که فهمیدند شاید این بار، قرار است واقعاً جان بدهند، نه فقط شعارش را.
.صاد.

Best Looking

:)))))))
:)))))))

امروز ساعت 16 فولدر با جذب +150 ممبر داریم⚡️
آن باش که تکس چالشو فور کنی چنلت و شات اسپانسر بدی با تگ ‼️
سر تایم ان باش که سریع 200 چنل پر میشه و +۱۰۰ ممبر گیرت نمیاد
💯
فقط فقط ممبر فعال و کسایی که زود سین می زنن و اکت میدن رو می زارم داخل بنر
❗️
چنلم پین باشه تا اون تایم کلی چالش می زارم باز برای بالا بردن چنلت
📌
تخفیف ویژه صدتا ممبر فقط 45هزار تومن؟👈

Sheri :)

برای زنده ماندن می‌جنگم؛ بعضی نبردها برای پیروزی نیستند، برای ادامه دادن‌اند. #221_B #Dialogue
برای زنده ماندن می‌جنگم؛ بعضی نبردها برای پیروزی نیستند، برای ادامه دادن‌اند. #221_B #Dialogue

کاش همین رو برایِ ایران هم میگفتی اقای کامبربچ :) ❤️‍🩹
کاش همین رو برایِ ایران هم میگفتی اقای کامبربچ :) ❤️‍🩹

:) ❤️‍🩹
:) ❤️‍🩹

دِلُم هُوایِ بِندَر مُوخواد..... وِلی...... اِلا.... هُوا خَش نی.... :) ❤️‍🩹

صبح بخیر :) ❤️‍🩹
صبح بخیر :) ❤️‍🩹

با من ویولن بزن... بگذار آرشه روی سیم‌ها قدم بزند؛ آرام، مثل کارآگاهی که نیمه‌شب میان کوچه‌های مه‌آلودِ لندن دنبال ردّ یک راز
با من ویولن بزن...
بگذار آرشه روی سیم‌ها قدم بزند؛ آرام، مثل کارآگاهی که نیمه‌شب میان کوچه‌های مه‌آلودِ لندن دنبال ردّ یک راز گمشده می‌گردد. با من ویولن بزن... تا نت‌ها از چوبِ ساز جدا شوند و در هوا شناور بمانند؛ مثل پرنده‌هایی که راهِ خانه را از حفظ‌اند. بزن... آن‌قدر که سکوت ترک بردارد، آن‌قدر که غم از گوشه‌های اتاق جمع شود و برود، آن‌قدر که هر نت، چراغ کوچکی در تاریکی روشن کند. با من ویولن بزن... شاید بعضی حرف‌ها را نمی‌شود گفت، اما می‌شود نواخت.
#text #221_B