es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

نعنایِ ژنرال/ rest

نعنایِ ژنرال/ rest

Ir al canal en Telegram

شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5704966397

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
370
Suscriptores
-124 horas
-167 días
-930 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
ᘻRing𐙚 ˚. ✮ #fakechat ✮Couple : #hunlix ✮Gener : romance, comedy ✮Writer : Hinami Part : 1 ⚘This part contains text. شرط برا
+9
ᘻRing𐙚 ˚. ✮ #fakechat ✮Couple : #hunlix ✮Gener : romance, comedy ✮Writer : Hinami Part : 1 ⚘This part contains text.
شرط برای پارت بعدی +25 ریکت و +10 کامنت
╰─── ☆ ───╮ ⋆˚.VelvetStoriesss

sticker.webp0.00 KB

Lana Del Rey - Swan Song.mp313.23 MB

sticker.webp0.00 KB

‌ ◜🕷 somewhere between dollhouse & ‌ ‌ melanie be , softly haunting◝

sticker.webp0.00 KB

J-Hope-Blue-Side-dibamusics-320.mp37.82 MB

دلم می‌خواهد امشب را به صبح نرسانم؛ نه با خواب، نه با سکوت، نه با این وانمود کردنِ مسخره که انگار زندگی هنوز چیزی برای ادامه دادن دارد.
دلم می‌خواهد تمام شب را بنشینم، سیگار پشت سیگار روشن کنم و آن‌قدر به نبودنت فکر کنم تا دیگر حتی توان فکر کردن هم برایم نماند. دلم می‌خواهد چیزی پیدا شود که برای چند ساعت هم که شده، صدای این دلتنگی لعنتی را در سرم خاموش کند؛ چون خسته‌ام، می‌فهمی؟ از اینکه هر روز نبودنت را زندگی می‌کنم و هر شب دوباره از اول، فقدانت را به خاطر می‌آورم. من دلم برای تو تنگ شده؛ نه از آن دلتنگی‌هایی که با یک آهنگ و چند قطره اشک تمام می‌شوند. دلتنگی من از آن‌هایی‌ست که در استخوان آدم خانه می‌کنند، در سکوتش ریشه می‌دوانند و حتی وقتی می‌خندد، جایی در عمق وجودش به گریه ادامه می‌دهند. دلم برای حضورت تنگ شده، برای چیزهایی که آن روزها معمولی بودند و حالا حتی تصورشان هم قلبم را می‌فشارد. برای تمام لحظه‌هایی که نمی‌دانستم روزی حاضر می‌شوم تمام دنیا را بدهم تا فقط یک بار دیگر تجربه‌شان کنم. کاش می‌شد به نبودنت اعتراض کرد. کاش می‌شد یقه‌ی دنیا را گرفت و پرسید چرا باید آدم‌هایی را که تمام معنای امنیتش هستند، به خاطره تبدیل کند؟ چرا باید صبح از خواب بیدار شوی، نفس بکشی، راه بروی، حرف بزنی و حتی گاهی بخندی، درحالی‌که تکه‌ای از وجودت هنوز همان‌جایی مانده که آخرین بار تو را داشته؟ امشب دلم نمی‌خواهد قوی باشم. نمی‌خواهم به خودم یادآوری کنم که باید ادامه بدهم، که زمان می‌گذرد، که آدم بالاخره به همه‌چیز عادت می‌کند. از این جمله‌ها خسته‌ام. من نمی‌خواهم به نبودنت عادت کنم؛ من فقط دلم می‌خواهد نبودنت این‌همه درد نداشته باشد. دلم می‌خواهد یک جایی، یک گوشه‌ی امن از این جهان، سرم را بگذارم و برای تمام چیزهایی که دیگر ندارم گریه کنم. بدون اینکه مجبور باشم اشک‌هایم را پاک کنم، صورتم را بشویم و دوباره نقش آدمی را بازی کنم که از پس زندگی برمی‌آید. راستش را بخواهی، من هنوز هم در بعضی لحظه‌ها فراموش می‌کنم که تو نیستی. هنوز هم دلم می‌خواهد چیزی برایت تعریف کنم، هنوز هم گاهی ذهنم سمت تو برمی‌گردد، انگار فاصله فقط یک اتاق است؛ نه تمام این جهانِ دست‌نیافتنی. و بعد، حقیقت برمی‌گردد؛ آرام، بی‌رحمانه و بدون هیچ اجازه‌ای. و من می‌مانم و جای خالی تو؛ جای خالی‌ای که هیچ‌کس بلد نیست درست همان‌طور که باید، پرش کند. من فقط دلم برایت تنگ نشده است؛ من دلم برای تمامِ خودم که کنار تو بودم هم تنگ شده. برای آدمی که هنوز نمی‌دانست فقدان می‌تواند این‌قدر طولانی باشد، که بعضی رفتن‌ها پایان یک حضور نیستند، آغاز زندگی با یک جای خالی‌اند. و کاش امشب، فقط برای یک شب، دلتنگی دست از سرم بردارد. نه برای همیشه، نمی‌خواهم. فقط به‌اندازه‌ی یک شب آرام، یک خواب بی‌درد، یک صبح که وقتی چشم‌هایم را باز می‌کنم، مجبور نباشم پیش از هر چیز، نبودنت را به یاد بیاورم.

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a

Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌‌ ‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ 𖥻 yudai’s vault 💭 TapTap ‌ ‎ ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ Bron to be icon

Repost from N/a