es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

«غریق!»

«غریق!»

Ir al canal en Telegram

تا غرق نشوی، غریق‌ها را نمی‌بینی! دربابِ ارتباط با باد: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8447195412 آرشیوِ ناشناس‌ها و صحبت‌ها: https://t.me/hesserangi نوشته‌ها توسط نامِ اختصاری 'باد' به قلم آمده‌اند. بدون اشاره به این نام و صفحه‌ی غریق، منعکس نشوند.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 940
Suscriptores
+15424 horas
+5897 días
+62430 días
Número de Publicaciones

Carga de datos en curso...

Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por

Carga de datos en curso...

Análisis de publicación
Mensajes
Ver dinámicas
و بله، درست متوجه شدید. من درموردِ مدادرنگی و نقاشی حرف نمی‌زنم!
302002Inicia sesión para ver las estadísticas
من دیگه همه‌ی مدادرنگی‌هامو بخاطر رنگ‌های تیره و سیاه دور نمیندازم دوستان، این از من.
3711010Inicia sesión para ver las estadísticas
sticker.webp
313002Inicia sesión para ver las estadísticas
کاش که پیش از هرچیزی، پیش از به‌وجود آوردنِ موجودی، والد بودن را بیاموزیم! بیاموزیم انسان را باید انسان‌گونه پرورید، نه حیوان‌گونه! تازه، همان حیوانات وحشی نیز در زمان کودکیِ توله‌شان، تنشان را لیس می‌کشند و بعد رهایشان می‌کنند. اما آیا ما دستِ نوازش بر سرِ کودک خویش می‌کشیم؟ یا ترجیح می‌دهیم آن دست به‌جای خرج‌کردنِ لطافت و مهر، به پاره‌سنگی بماند که قرار است بر سر قلب و روح فرزندمان فرود آید؟! کاش والدینی باشیم که تنها نامِ والد را یدک نکشند.
329108Inicia sesión para ver las estadísticas
چندروزِ پیش به پدرم می‌گفتم، گاهی در کارِ آدم‌ها می‌مانم. در اینکه فرزندآوری برایشان کاری‌ست که می‌توانند‌ مثل نقل و نبات انجام دهند، اما فرزندپروریِ درست خیر! انگار که پاهای ذهنشان کرخت شده و افلیج گوشه‌ای می‌افتند. به پدرم می‌گفتم که من به عنوانِ کسی که گربه دارم، همیشه سعی می‌کنم حواسم به شور و شرّیِ بچم باشد. که ذوقش با رفتارهای نادرستِ ماها کور نشود، بازی‌اش عقب نیفتد و نوازش‌ها و محبت‌هایش فی‌الفور اجرا شوند. و به‌قولی تلاش می‌کنم همین گربه‌ی عزیزِدلم را، که جانم به جانش بند شده، کیف کند و در بهترین فضا و محیط پرورش یابد. اما ما انسان‌ها چطور؟ کودکمان که بازی می‌کند و کیفِ دنیا را، یک پس‌گردنی می‌زنیم و می‌فرستیمش گوشه‌ی پذیرایی، چندبار هم بچه‌ی همسایه‌ها را می‌زنیم توی سرش که متین است و کاری به کار کسی ندارد. و این می‌شود تربیتِ فرزندمان! که بچگی‌اش را به حالِ خود رها کند. نفهمد ذوق چیست و چطور حس می‌شود. و از همه مهم‌تر، متوجه نشد خودش کیست! احساساتش چیست و چطور باید ابراز شوند! و هزار آسیبِ دیگر که می‌توانیم به جانِ بچه‌مان بیندازیم. آن‌قدر که نفسش را ببُرد!
296009Inicia sesión para ver las estadísticas
به‌به، صاد گفته و اجرا میشه!✨️
52000Inicia sesión para ver las estadísticas
و چایِ آتیشی و باقلوا. :))
54000Inicia sesión para ver las estadísticas
تشریف بیارید! به صرفِ شیر و کیک :))
54000Inicia sesión para ver las estadísticas
پدرم گفت، «قدرت مسئولیت میاره!» و من فکرکردم که چنددرصد از ما انسان‌ها، به تمامِ آن مسئولیت پایبندیم؟! حتی خودِ من چطور؟! فکرهای عجیب و گاها تاریکی می‌تواند باشد!
229008Inicia sesión para ver las estadísticas
sticker.webp
233000Inicia sesión para ver las estadísticas
،
43000Inicia sesión para ver las estadísticas
sticker.webp
43000Inicia sesión para ver las estadísticas
دیگه کافیه مرسی که همراهمون هستید :)))🫠✨️ و چقدر دوست‌داشتن‌های قشنگی دارید. خوشبحالِ یارهاتون! -اگه ندارید، یارهای آینده.
2640010Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی‌گویم که دوستت‌دارم، می‌گویم «می‌تونی روم حساب کنی»
29101Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی گویم که دوستت دارم ، می گویم «نقطه پایان و آغاز منی.»
35001Inicia sesión para ver las estadísticas
نمیگم دوستت‌ دارم، میگم «آهنگ میفرستم میگم با گوش دادنش یاد تو افتادم، از مسخره ترین اتفاقای روزم میگم و کلی ویس و ویدیو مسیج میفرستم، برات غذا درست میکنم.»
30001Inicia sesión para ver las estadísticas
در قسمت بیست‌و‌نهم سریال مسافران، فرید متعجب زل می‌زند به فرخ و می‌گوید: «کله‌ات چرا دود می‌کنه؟» فرخ می‌خندد و پاسخ می‌دهد: «داشتم روزنامه می‌خوندم، آدم یه‌چیزایی توی روزنامه‌ها می‌خونه دود از سرش بلند می‌شه!» و چقدر دلم می‌خواست فرخ را می‌دیدم و به او می‌گفتم، این روزها دیگر کسی روزنامه نمی‌خواند، اما آن‌قدر از کله‌مان دود بلند شده که دیگر نمی‌توان نامش را سر گذاشت. تبدیل به دودکشِ خانه‌ها در فصلِ زمستان شده. و بزنم به تخته، اینجا فقط زمستان می‌شود!
348303Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی‌گم دوستت دارم، می‌گم: «اینو برات نوشتم، آهنگی که مدام باهاش خیال‌پردازی می‌کنم رو برات می‌فرستم، برات کتاب می‌خونم، از ته‌دیگم‌ بهت می‌دم. »
45000Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی‌گویم که دوستت دارم ، می‌گویم "برا تو درستش کردم"
43000Inicia sesión para ver las estadísticas
نمی‌گویم که دوستت دارم، می‌گویم《شیرکاکائو و چیپسم برا تو》
43000Inicia sesión para ver las estadísticas