Juliette has a gun`🪡
Ir al canal en Telegram
Call me dash- She/her 🪑ناشناس (الکی) @Originspodcastbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5414897183 ناشناس🪑
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
344
Suscriptores
-324 horas
+27 días
+26630 días
Archivo de publicaciones
متأسفانه تو تیکتاک و... میبینم بعضیا حتی از همین ویژگیهاشون <که کاملا خصوصی هست و بخشی از هویتشونه> برای جلب توجه استفاده میکنن، بدون اینکه متوجه پیامدهاش باشن.
این بنظرم موضوعیه که خیلی جاها میبینیم و حس میکنیم شاید خیلی راحت ازش بگذریم یا شاید گاهی اوقات ببینیم خود فرد هم باهاش همراهی میکنه اما یک مشکل بزرگه از همون مشکلاتی که باید آگاه سازی بش.
خود افرادی که فقط بهخاطر هویت جنسیتشون مورد توجه قرار میگیرن، حق دارن نسبت به این مسئله حساس باشن.
اینکه طرف مقابل واقعاً به تو علاقهمنده یا بیشتر به تصویری که از آدمهایی مثل تو ساخته علاقه داره، تفاوت مهمی هست.
اگر میخوایم این افراد رو بخشی عادی از جامعه بدونیم، باید بتونیم موقع ارتباط گرفتن باهاشون رفتار هایی رو داشته باشیم که در رابطه با سایر افراد به کار میبریم.
یکی از شکلهای واقعی احترام به این افراد اینه که در کنار اینکه هویتشون رو مسئلهدار نمیدونیم، با عنوان پذیرش، رفتارهایی که ممکنه بهشون آسیب برسونه رو ناخواسته انجام ندیم.
درکل اگر معتقدیم افراد نانباینری، masc و سایر افراد کوییر هم مثل بقیه انسانها هستن و نباید صرفاً بهخاطر هویتشون باهاشون متفاوت رفتار کرد، باید بتونیم از رفتارهایی که ممکنه در روابطشون بهشون آسیب برسونه آگاه باشیم.
منظورم این نیست که هرکس ترجیح میده با افراد متعلق به یک گروه خاص وارد رابطه بشه، الزاماً دچار این مسئله هست. موضوع اینه که گاهی هویت یک فرد به معیار اصلی جذابیت تبدیل میشه و خود اون فرد با تمام پیچیدگیها و تفاوتهای شخصیتیش، در حاشیه قرار میگیره.
یعنی فرد متقابل بهجای شناختن یک انسان واقعی، با تصویری که از یک گروه در ذهنش ساخته ارتباط برقرار میکنه.
اینکه در رفتارت یا حتی بدتر در کلامت نشون بدی که این اشخاص رو انسان های خاصی میدونی برای دوستی یا پارتنر بودن، ممکنه اولش فقط به چشم یک ترجیح دیده بشه اما بعدش سوال پیش میاد <خاص> از چه لحاظ؟
اینکه یکنفر برای گروه افراد نانباینری یا گی یا مسک یا ... یک ویژگی یا شخصیت خاصی رو تصور کنه و براساس اونا ترجیح بر دوستی بده، این نشون میده این افراد قبل از اینکه با خود شخص به عنوان یک انسان آشنا بشن اون رو خصوصیات کلیشهای که به این گروه نسبت میدن تصور میکنن و بدون شناخت واقعی اون فرد تصوراتی ازش دارن.
اینکه بعضیا فقط دنبال دوست یا پارتنر masc و نانباینری و ... هستن، یه نوع دیگه از فتیشسازی و ابژهسازی آدمها بر اساس هویت جنسیتیشونه.
خیلی میبینم و اصلا جالب نیست
ذاتا طرفدار متن های مزخرفی که با بوی قهوه و دود سیگار و نشسته بودم به در زل زده بودم شروع میشه نیستم ، هرچی چرتو پرت تر بهتر
کمرنگ تر از همیشه در انحنای غم و انزوای خوشحالی در بی معنی ترین حالت پاهای دراز خود را در هوا میچرخاند و چیز هایی را با صدای نامفهوم خود تکرار میکرد
شاید او همیشه چنین خوشحال و بی خیال بوده یا شاید غم آنچنان که باید در او رسوخ نکرده و ریشه هایش را غرق نکرده. زیبایی را سقوط خود خوانده بود اما او همیشه در اوج بود، یعنی چه؟
انسان هارا فراری میداد
خالی تر از آن بود که بنویسد نمیدانست چگونه بنویسد تمام کلماتش را میدانستند. میترسید،
میترسید از آنکه به محض لمس اولین انگشت با تنش آدم هارا در خود غرق کند آدم هارا دوس نداشت اما میدانست که بعضی ها را دوست دارد.
دیر بود اگر تنش را صورتی مایل به سرخ میکرد در خیابان ها میچرخید جیغ میزد، خود را زخمی میکرد تا همه بدانند او دیوانه تر از آن است که به ملخ های آدم خوار این دنیا اهمیت دهد، شاید در آینده او را زندانی کنند شاید هم نه، شاید او در آرامش به خانه ی خالی از همه چیزش باز گردد، شاید هم روی انحنای غم و انزوای خوشحالی پوچی را نظاره گر باشد و خود را قربانی آن سیاهی لذت بخش و گسیخته از دنیا کند.
ایستگاه های مترو رو کندن نمیدونم کجا وایسم هردفعه خط از جلوم رد میشه و من میمونم و اسنپ
