اتاقِ فکرهای نصفِ شب
Ir al canal en Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
452
Suscriptores
-424 horas
-557 días
-5530 días
Archivo de publicaciones
همه یه فیلم یا سریال میبینن و تموم میشه میرن دنبال بعدی، منی که تازه شروع میکنم با ادیت دیدن و گشتن توی فضای مجازیِ بازیگرا و بیشتر غرق شدن توی اون فضا.
Repost from 𝟐𝟐𝟏𝐁 𝐁𝐚𝐤𝐞𝐫 𝐒𝐭𝐫𝐞𝐞𝐭
اگه چنلی دارین که توش از پلی لیستتون، نوشته هاتون، هنر و ادبیات، سریال مورد علاقه تون و گیم محتوا میذارین، اینو فور کنین که فولدر بسازم و چنلای همدیگه رو پیدا کنیم و جذب داشته باشین.
حتما جوین باشین، اگه ساین تو چنلتون بسته ست برام آیدی ای که باهاش جوین هستین چنلم رو بفرستین
فردا حدود ساعت ۹ شب چنلو چک کنین که فولدرو گذاشتم فورش کنین
آخرین باری که رفتم کتابفروشی و جلد یکشو خریدم،
یه دونه ازش تو قفسه دیدم
نخریدمش:)
فکر کنم یک ماه پیش دیدار آخرم باهاش بود
امیدوارم بتونم تو کتابفروشی های دیگه پیداش کنم
راستش هنوزم با دیدن ادیتا و همچین کلیپایی، عمیقا دلتنگ میشم. عمییقا
و دلم میخواست که اون روزا هیچوقت تموم نمیشد
همچنان بغضم میگیره..
سنت هرچقدر که بیشتر میشه بیشتر میری سمت کارایی که مامانت انجام میده
دیگه بدون اینکه چیزیو بهت بگه کارارو انجام میدی
کارایی که قبلش از انجام دادنش متنفر بودی رو خودت خودکار انجام میدی
میفهمی که واقعا داری بزرگ میشی و مسئولیت هاتم بزرگتر
Repost from موومان
میخواستم به یکی زنگ بزنم رفتم توی مخاطبینم با سیل عظیمی شماره و اسم مواجه شدم که الان هیچ نقشی توی زندگیم ندارن و مسیرمون از هم جدا شده، اسم های آشنایی که الان فقط غریبه محسوب میشن.
من همونیم که واسه تمام تعطیلاتش دقیق برنامه میریزه و لیست بلندبالایی رو تنظیم میکنه که همه رو انجام بده اما درنهایت هم یه گوشه میشینه یه سریال میبینه یا یه کتاب میخونه.
اولین کنسرت و تنها کنسرتی که رفتم،
کنسرت د دان بود.
هیچ وقت از رفتن بهش پشیمون نشدم
هنوزم خوشحالم از اینکه این تصمیمو گرفتم
شب خیلی قشنگی بود برام)))
"دیروز گذشته، فردا نرسیده و امروز هنوز برامون ناشناخته ست. بیاین امروز رو خوب زندگی کنیم"
-سئول نانوشته ما
