rosette ⎯ avis gallery
Ir al canal en Telegram
saint in ribbons ’ @astratic ’ : the doll people are quiet, what is there to say? art does not interpret itself.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 923
Suscriptores
-924 horas
-277 días
+72330 días
Archivo de publicaciones
پایسیز صبر کرد و صبر کرد و صبر کرد اما نتونست زنجیر کلمات رو نگه داره، اما من حبسشون کردم و برات چند خطی از گلهمندیش رو آوردم : تلاش زیادی برای کنار اومدن با بریدگیهای روحم کنار گذاشتم. من تمام نیازهام رو دور ریختم تا تو رو داشته باشم، و تو تمام من رو دور ریختی تا بقیه، جام رو بگیرن. مشکل چی بود؟ اونقدر کم بودی که نمیتونستی وجود پر از نورم رو تحمل کنی؟ آدمی مثل تو که نمیبینه و نمیشنوه، کسی که من در مقابل همه ازش دفاع میکردم و سعی در اثباتش داشتم، مو به موی بلایی رو سرم آورد که هربار در پاسخ به شنیدنشون میگفتم "امکان نداره با من همچین کاری کنه." و من از تو مثل یک اصل، مثل یک قانون محافظت میکردم درحالی که نقل دهان محفل محقر همراهانت بودم. من میرم، از تمام ابعاد زندگیت خودم رو حذف میکنم، اما من رو میبینی. احساسم میکنی و دلتنگی خرخرهت رو میجوئه.
اسکورپیو نیاز داشت بدون حضورت و فقط با سایهت صحبت کنه، پس من چندخط از اعترافاتش رو برات دزدیدم : چشمهای من همیشه رو به در خشک میشن. رطوبت اشک و قرنیهم رو از دست میدم چون منتظرم دستگیره پایین کشیده شه و تو باز هم لبخند زنان، وارد شی و بعد از دیدن تیرگی عمیق و سهمگین چشمهام زانوهات بلرزن. من هنوز محتاج داشتن توجهای هستم که تو وجودم رو بهش تشنه کردی. چرا وقتی تمام موجودات اطرافت، چه هرزه و چه احمق و چه ابله این مهر بیپایانت رو دارن از مرزهای من رد شدی تا روحم رو بهش آغشته کنی؟ حالا نه دستهات رو میخوام نه وجودت رو، اما کسی رو میخوام شبیه به تو، که فقط برای من باشه. تو تشنه دیگرانی و گلوی من خشک، تَرَک برداشته برای داشتن یک جرعه از احساسی که محبتت بهم میداد. حیف که من یک وجود هرزه رو کنارم نمیخوام.
کنسر میخواست این رو فریاد بکشه اما تو جلوش رو گرفتی. پس حداقل خطوط گلهمند نامهش به خودت رو بخون : من برای تو کسی بودم که نمیخواست حتی یک لحظه، درد و رنج زیر پوستت بخزه و جریان شادی رو قطع کنه. من هرکاری برای درخشیدن برق توی چشمهات انجام دادم و در تمام دورانی که انگشت اتهام سمت سینهت گرفته میشد ازت دفاع کردم. من، من بودم که این کار رو انجام میدادم. سهم بزرگی از عشق بین ما که تو فقط صحبتش رو میکردی روی شونههای نحیف من حمل میشد و وزن سنگینش من رو خرد کرد. نمیتونم به تنفری که ازت ندارم اعتراف کنم، اما امیدوارم یک روز با کسی مثل خودت رو به رو شی و بفهمی که من، چهها پشت سر گذاشتم تا ناامیدی مطلق زخمهام رو لمس کنه و ازت بِبُرم.
کنسر میخواست این رو فریاد بکشه اما تو جلوش رو گرفتی. پس حداقل خطوط گلهمند نامهش به خودت رو بخون : من برای تو کسی بودم که نمیخواست حتی یک لحظه، درد و رنج زیر پوستت بخزه و جریان شادی رو قطع کنه. من هرکاری برای درخشیدن برق توی چشمهات انجام دادم و در تمام دورانی که انگشت اتهام سمت سینهت گرفته میشد ازت دفاع کردم. من، من بودم که این کار رو انجام میدادم. سهم بزرگی از عشق بین ما که تو فقط صحبتش رو میکردی روی شونههای نحیف من حمل میشد و وزن سنگینش من رو خرد کرد. نمیتونم به تنفری که ازت ندارم اعتراف کنم، اما امیدوارم یک روز با کسی مثل خودت رو به رو شی و بفهمی که من، چهها پشت سر گذاشتم تا ناامیدی مطلق زخمهام رو لمس کنه و ازت بِبُرم.
melophilia // ˌmɛl.ˈfɪ.li.ə
(n.) an intense love of
music melody and the
feeling of being completely
carried away by sound.
: capricorn
éthérophilie // e.te.ʁɔ.fi.li
(n.) an affection for delicacy
nd ethereal things so refined
they seem almost weightless.
: libra
éthérophilie // e.te.ʁɔ.fi.li
(n.) an affection for delicacy
nd ethereal things so refined
they seem almost weightless.
: libra
lunaphilia // ˌluː.nˈfɪ.li.
(n.) an almost instinctive
fascination with the moon
its pale light n the strange
intimacy of looking up at it.
: cancer
poésiphilie // po.eˈzi.li
(n.) an intense devotion
to poetry language n the
quiet beauty of turning
feeling into words.
: aries
lunaphilia // ˌluː.nˈfɪ.li.
(n.) an almost instinctive
fascination with the moon
its pale light n the strange
intimacy of looking up at it.
: cancer
poésiphilie // po.eˈzi.li
(n.) an intense devotion
to poetry language n the
quiet beauty of turning
feeling into words.
: aries
