یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
Ir al canal en Telegram
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
Mostrar más808
Suscriptores
Sin datos24 horas
+537 días
+5830 días
Archivo de publicaciones
بابا چرا به من حمله میکنی یه گوشه نشستم ایده پولساز میدم 😭😭😭😂
پایه ام، میتونی برامون یه سایت بزنی معجزه هامون رو ثبت کنیم؟
یه فرقه مذهبی راه نندازیم؟ تو کیدراما این رهبران فرقه خیلی پول خوب درمیارن
بعد دیدین اینجا چطوری مذهبی رو جواب میدم؟ درحالی که کم اعتقاد ترین انسان جمع هستم.
سر امتحان های کلاسی اونم همینطوری بودم، جوری کصشر تفت میدادم در مقدار زیاد که فکر میکرد من به شدت مومنم و مطالعه آزاد دارم
یه معلم زیست داشتیم
بعد تعریف میکرد یکی از دانش آموزای پسرش اومده بهش گفته خانم یه شوگر مامی زدم و فلان و اینا
کلا خیلی پایه بود بچه ها باهاش دوست و راحت بودن
این گفت من اون تایم بهش چیزی نگفتم هی پیش خودم فکر کردم شوگر مامی چیه؟
مگه همه مامانا شیرین نیستن؟😞
اگه این اتفاق نمیافتاد منو برای پسرش خواستگاری میکرد چون یه ماه هر جلسه باهاش کلاس داشتم صدام میکرد و از خانواده میپرسید
قشنگ میذاشت راحت سر کلاسش اون کتاب رو بخونم، تا اینکه یه روز جلوم رو گرفت و گفت عزیزم این کتاب چیه، گفتم هیچی راجع به دنیای هیولاهاست.
جوری نگاهم کرد که هیچوقت در زندگیش انقد بد کسی رو نگاه نکرده بود
من سر کلاس های دینی یه کتابی میخوندم از دارن شان به اسم نبرد با شیاطین.
این زن این کتاب رو دست من دید یه بار و فکر کرد کتاب دینیه، نمیدونید چقدر از اون به بعد من رو ستایش کرد
از اون تایم آلرژی پیدا کردم به این کلمه
دختر چیه؟ شبیه کلفتا
سال بعدش برامون یه مرتیکه رو آوردن که نفرت انگیز ترین معلممون بود🤡
