یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
Ir al canal en Telegram
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
Mostrar más797
Suscriptores
-124 horas
+587 días
+5830 días
Archivo de publicaciones
من یکی معلم عربی و یکی فلسفه ام اینطوری بودن، ولی اونا حتی یه نفر هم دوست نداشتن
معلم فلسفهمون انقد هر سال بیچاره مون میکرد که خودش آخر سال میومد حلالیت میگرفت میگفت ببخشید من سرطان دارم و به فکر شما بودم ببخشید منو شاید بمیرم به زودی.
بعد سال بعد باز میومد.
من یه معلم ادبیات داشتم بد اخلاق
یعنی هیچوقت عینش رو ندیده بودم
کسی جرئت نداشت تو کلاس نفس بکشه
بعد به طرز عجیبی منو دوست داشت چون بچه آروم و درس خونی بودم😂
هیچی جلسه آخر کلاس نهم خوشحال بودم دیگه نمیبینمش
دبیرستان سر زنگ ادبیات: سلام بهونهی قشنگ من برای زندگی😀
خلاصه اینکه دوستان منم یه دوران اوجی داشتم ولی الان بعد ۷سال چیزی از دبیرستان انگار یادم نیست
خیلی بد بود. بدترین خاطرات زندگیم توی کلاس این زن گذشت. هفتاد سالش بود و میگفت شما باید مثل دوران مدرسه من باهاتون رفتار شه
هیچی خلاصه یه کتابه پر از اسم نویسنده و شاعر
برای درس ادبیات معاصر باید همههههههه رو حفظ میکردیم
۱۵ تا سوال یه نمرهای بود
