بریم رشت؟
Ir al canal en Telegram
-باشد که اشک بعدی شما، اشک شوق باشد . -زن، زندگی، آزادی . چایی ریختم براتون، بفرمایید: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6970264907
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
536
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+483
en 36 canales
agosto '260
en 54 canales
Get PRO
julio '26
+53
en 12 canales
Publicaciones del Canal
| 2 | وَ زن، زندگی، آزادی . | 1 041 |
| 3 | چنلت، وایب خونه میده.
انگار زیر بارونای رشت وایسادی، یه سمبوسه گرفتی دستت، نشستی رو سکو و به آدمایی نگاه میکنی که هیچ کاری باهم ندارن.
چنلت بوی خاک بارون خورده میده. | 328 |
| 4 | Sin texto... | 450 |
| 5 | از غذایِ تکراری خسته شدم.
سرآشپز؟ بغیر از "غصه" چی داری برامون؟ | 648 |
| 6 | کلمه "رشت" رو که میشنوم، اولین کسی که میاد تو ذهنم تویی!! | 377 |
| 7 | نمیدونم. مثلا همین الان دست بزار رو زانوهات و بلندشو برو انجامش بده. | 355 |
| 8 | من خیلی آدم حسابیم؟
یا فقط زیادی خودمو آدم حساب کردم؟
زیادی کوتاه اومدم، زیادی بخشیدم، زیادی منتظر موندم. آخرشم چی؟ هیچی. یه من موندم که دیگه حتی خودمم نمیدونم دقیقاً واسه چی اینهمه تلاش کردم. | 362 |
| 9 | «روزهایی که با مدرسه میگذره.» | 456 |
| 10 | Sin texto... | 428 |
| 11 | خاطرات که مایه عذاب آدم میشود ،
از این برگه های گریه آور،
منم دارم
اما امروز
دلم میخواد دریاچه های خشک تمامی سطح کشور را سیراب کنم
آنقدر گریه کنم که دست کم ایران آباد شود
چون دلم میسوزد خیلی خیلی میسوزد
آدم گاهی تنها دوستش را هم از دست میدهد و میمانم
واقعا میمانم چقدر باید خورشید بیاید و برود تا دردش را فراموش کند؟
حس میکنم خورشید را بلعیده ام
چون فقط چشم هایم نه ،
تمام تنم میسوزد
آخرین باری که انقدر ویران شدم را ،
خوب یادم هست
خون ها مرا نبردند و زنده ماندم
اینبار حتی جان ندارم مرگ را طلب کنم
در طول زمان ترسوتر شده ام...
تو چطور،
چقدر از تو لای برگه ها جا ماند؟ | 393 |
| 12 | برایم لایِ نامههایت گل گذاشتی تا بمونن، ایکاش خودتت را لایِ نامهها میگذاشتی . | 343 |
| 13 | Sin texto... | 691 |
| 14 | پناه میبرم به قهوه از دست آدمها، آدمها، آدمها. | 770 |
| 15 | Sin texto... | 631 |
| 16 | Mensaje de video | 440 |
| 17 | نمیدونم متوجه میشید یا نه، ولی امروز قشنگ باد پاییزی اومد در گوشم گفت«سلام علیکم» و رفت | 476 |
| 18 | Sin texto... | 740 |
| 19 | مطمئنم اگه آدم نمیشدم، یه درخت میشدم تو رشت . | 881 |
| 20 | مطمئنم اگه آدم نمیشدم، غروب جمعه میشدم . | 599 |
