Mango's Art
Ir al canal en Telegram
اینجا کارای انبه رو میبینید🙇🏻♀️ امیدوارم لذت ببرید ناشناس: https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM12203108 لطفا تبلیغات نفرستین🙏🏻 چنل چالشا: https://t.me/mangallenge
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 111
Suscriptores
+124 horas
+157 días
+22130 días
Archivo de publicaciones
1 110
Repost from alma.N
دتیز
این دوتا بنده خدا رو بکشید نسفو هم بکشید قبوله فقط گور نه
بالایی :
اسم : تابان ملیت : افغان - ایرانی (ترک اذربایجان) نوازنده تار - استاد دانشگاه سن : ۳۰ پوست سبزه، چشم قهوه ای تیره، موی فر سیاه بلند رنگ ها : مشکی قرمز زرشکی لباس ها: دامن، پاشنه بلند، لباسا با طرحای سنتی، استایلش خوبه کلا طرف عملا نابغه موسیقی/آدم خیلی آرومیه/ به خودش میرسه / بداخلاق نیست و همیشه میخنده / صمیمی شدن باهاش سخت به نظر میاد ولی باهاش که آشنا میشی ادم صمیمیه / اولای داستانش ادم قانون مداریه و بعدتر شل میکنهپایینی:
اسم : ماهور (زهرا) اسمش رو خودش تغییر داده ایرانی و تصمیم نگرفتم اهل کدوم شهر دانشجو - نوازنده تنبور سن : ۲۵ رنگ پریده (رگای دستش یا دور چشماش مشخصه) چشمقهوه ای روشن تر، موی مشکی که رنگش میکنه تا روشن شه، موهای کوتاه لایه لایه و درهم برهم ، زیر چشمش گود افتاده، کک و مک رنگ ها : رنگای شاد، سبز ، سفید، زرد لباس ها : لباسای ساده و گشاد میپوشه با کتونی و راحتی براش مهمه آدم شیطونیه / یه مقدار خستس / احساسی/ اصرار به قانون شکنی و خلاقیت و نو اوری و اینا داره / تو اکثر موضوعا چیله
1 110
یاد یه حرفی از یکی که مدت زمانی رو باهاش دوست بودم افتادم
اینو میخوام براتون تعریف کنم که بگم ارزش خودتون رو بدونین و برای هرکس و ناکسی بیش از حد و اندازه خودش خوبی نکنین
قضیه تقریبا مال ۶ سال پیشه ولی هنوزم نتونستم فراموشش کنم. یه دوستی داشتم از همین دوستای تلگرامی بود، این شخص رمان مینوشت و من علاقه داشتم به خوندن داستاناش
بخاطر همین علاقه من به داستانای اون و علاقه اون به نقاشیای من باهم تقریبا صمیمی بودیم.
من معمولا از چیزی خوشم بیاد راجبش میکشم( مدتی هست که ترک کردم)
و خوب اوسی های رمانش رو طراحی میکردم. حتی از خودش میپرسیدم که فلان اوسیت چطوریه و چه جزعیاتی داره و من بالای ده پونزده تا شاید براش آرت زدم( کاملا رایگان)
چون خوب نظرم این بود اونم داستانش رو رایگان میذاره برای خونده شدن.
یه مدت گذشت، گاهی خیلی کمتر میخوندم داستانشو و کمتر براش ارت میزدم و از یجایی دیگه نکشیدم براش چیزی چون خیلی فاصله هم افتاد و نتونستم نوشته هاشو بخونم.
یروز اومد و گفت میخواد سفارش بده حالا ۶ سال پیش مگه چقدر بود هزینه ها؟ منم همیشه معمولا کمتر از بقیه ارتیستا میگیرم خیلی کمتر از چیزی که باید به عنوان دوستم بهش تخفیف دادم.
یک بار دو بار اینجوری سفارش داد سفارشایی که دقیق یادم نیست شاید در حد ۴۵-۵۰ تومن بودن
یادمه چندتا از دوستام گفتن که خیلی کمتر از حدمعمول میگیرم و وقتی یه تایمی بعد تر اومد برای سفارش دادن من یکم بالاتر گفتم.
الان اصلا یادم نیست دقیقا چند بود ولی رفتارش جالب بود.
برگشت به من بعد از تقرییا چند ساعت اینکه هزینه سفارش رو گفته بودم چی گفت؟
گفت: خیلی بابت حرفت ناراحت شدم!
انتظار نداشتم انقدر گرون بگی
آرتیستا هم شدن مثل دکترا
مگه تو معدن کار میکنی؟؟ 🙂
یعنی چند سال تجربه، تمرین، گذاشتن چشم و دست و کمرم پشت کار رو نادیده گرفت حالا این به کنار
خودش خجالت نکشید اینارو گفت درحالی که من بارها و بارها براش رایگان ارت زده بودم🫠
(حقیقتا خیلی چیزای دیگه ام گفت ولی بیشترش رو فراموش کردم)
و از همونجا دوستیمو باهاش به طور کامل قطع کردم.
آدم از غریبه همچین حرفی بشنوه ناراحت نشه شاید اونقدر
ولی وقتی طرف رو مدت زمان طولانیه میشناسی و باهاش رفاقت کردی، انقدر در حقش خوبی کردی برگرده اینارو بگه ناراحت کنندس.
بخاطر همینه میگم ارزش خودتون رو بدونین و با این رفیقای دوهزاری اگه تو زندگیتون دارین سریع تر کات کنین.
1 110
نه تورو خدا شرکت کنین اگه دوست داریننن😭😭
دیدن سبکای مختلف خیلی حس خوبی داره واقعا لذت بخشه
لطفا بدون مقایسه کردن خودتون انجامش بدین😭🙏🏻
