es
Feedback
a girl called Mina

a girl called Mina

Ir al canal en Telegram

دانشجوی ارشد سلول‌های بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂‍↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
210
Suscriptores
Sin datos24 horas
+77 días
+730 días
Archivo de publicaciones
پروژه‌م هم ترکیبی از مهندسی بافت و AI عه، واسه همین کمی برنامه‌نویسی و اینا هم باید یاد بگیرم.

ای مامان قربونت برم مرسییی*)))))🩷🫂 قضیه از این قراره که بنده ۱ ماه و خرده‌ایه که هر هفته میام دانشگاه و دربه‌در دنبال استاد راهنمام، اساتیدی که اولویتم بودن ظرفیت نداشتن و دانشجو نمی‌گرفتن، کلی صبر کردم و حتی ۳-۴ بار رفتم پیششون اما خب نشد. همه ابنا هم درحالی بود که مدیر گروهمون حسابی بهمون استرس میداد و می‌گفت دیر شده و بنجبید و عقبید و سنوات می‌خورید و.... تا اینکه یهو بعد دو هفته که با «دکتر ح»/ استاد راهنمام حرف زده بودم و گفته بودن پروژه ندارن، دوباره بهشون ایمیل زدم و به طرز معجزه‌آسایی گفتن که چند روز پیش پروژه جدیدی بهشون پیشنهاد شده و در حد دو نفر دانشجو می‌گیرن. دیگه قرار گذاشتیم حضوری رفتم باهاشون صحبت کردم. «خانم دکتر ح» منو وصل کردن به «دکتر ب»/ استاد مشاورم که سوپروایزر این پروژه و چندین پروژه دیگه‌ن. خیلی یهویی دیشب قرار شد که برای امروز من یه پروژه انجام بدم و بیام جلسه با «دکتر ب» «خانوم ر»/ منتورم که همکار پژوهشی این پروژه‌ن. دیگه اومدم رفتم صحبت کردیم و اینا. توی این یک ماه هم سگ سیاه افسردگی چسبيده بود بهم و واقعا داغون بودم. اما بالاخره تکلیف پایان‌نامه و استادراهنمام مشخص شد، خیلی خیلی بهتر از اونی که فکر می‌کردم هم شد.*))))

نمی‌دونم قضیه چی😂❤️ ولی بخاطر خوشحالی و ذوقت خوشحالم منم و امیدوارم بهترینها برات اتفاق بیوفته❤️

امروز دیگه کارم تمومه دانشگاه، برم خونه استراحت کنم که از فردا باید دهنمو سرویس کنم برای اولین ارائه‌م و این پروژه*)🫠

همین دیگه*)))) احساس میکنم هیچی نمیتونه حال خوبه الانمو خراب کنه*))))

در کنار سختی‌های مسیر که برام گفت، کلی هم بهم امید و دلگرمی داد از بابت آینده‌ای که خواهم داشت با به ثمر رسیدن این پروژه*)))

۵ صبح که کارم بعد از ۵ ساعت تلاش بی‌وقفه تموم شد به دکتر پیام دادم و گفتم که تموم شده و فلان، الان بهم گفت خیلی خوشحال شدم که نشستی پای پروژه و نخوابیدی تا تموم بشه، این خیلی مهم و ارزشمنده! خصوصا توی کار و پروژه ما*)))

تا از جلسه و در ساختمون stem cell اومدم بیرون زنگ زدم به شوهرجون و کلی حرف زدم براش*)))) بهم گفت چقدر بهت گفتم غصه نخور، می‌شه. دیدی شد؟

مرسی ازتون*))))))) کلی مرسی🩷🫂

کلی ذوق دارم و نمیدونم چجوری باید تخلیه‌ش کنم*)))))))

یه بار دیگه فهمیدم که وقتی چیزی که میخوام نمیشه، بعدش یه چیز هزار درجه بهتر میاد سرراهم*)))))))))

همه نشدنایی که توی این یک ماه نشدن و بابتشون کلی اشک ریختم، الان خوشحالم که نشدن*))))))

قراره پاره بشم تو مسیرا، خود دکتر علناً بهم گفت که خیلی پروژه سنگینیه و ممکنه خیلی اذیت بشی و باید خیلی سخت‌جون و پرتلاش باشی و اینا. منم گفتم با همه اینا ولی خیلی دوست دارمش، حتی سختیاشو*))))))

باورم نمیشه هنوز*))))))))))

خوشحال‌ترینم*))))))))))))))))

شد*)))))))))))))))

میشم برام آرزوهای خوب کنید؟؟؟ خیلی استرس دارم، خیلی زیاد.

اونی که تا صبح بیدار بوده و مشغول کار، کلا یک ساعت خوابیده و الانم داره میره دانشگاه کیه؟🧑🏻‍🩰

پرامپت خدمت شما: (از چنل هانیه قشنگه برداشتم)
Draw me as if an obsessed fan artist filled an entire sketchbook page - messy, overlapping, full body poses, tiny chibi doodles, exaggerated expressions, and random close-ups of their hand or eyes.White background. No grid, no order. Pure chaos energy.With (any color) aesthetic clothes

photo content
+1