əcho⁷ 🆕 + 🆙
Ir al canal en Telegram
503
Suscriptores
+424 horas
+87 días
+5330 días
Archivo de publicaciones
502
دومیش هم این بود که اسم داستان رو از you're my trouble ورداشتم
که خب این منظورش این نیست که طرف آدم دردسر ساز یا بدیه
اگه بخوای عاشقانه بهش نگاه کنی، جی یه زندگی خیلی منظم، ساکت و کنترلشده داشت. یه دیوار دور خودش کشیده بود که هیچکس نتونه بهش نزدیک بشه. جونگوون دقیقاً مثل یه «دردسر» از راه میرسه و اون نظم رو به هم میریزه. جونگوون باعث میشه جی از اون منطقهی امن سردش بیرون بیاد، عاشق بشه، بترسه، حسودی کنه و بهکل دیوونه بشه.
502
ببینید دوتا دلیل داشت
اولیش این بود که کل داستان حول محور یه سری «دردسر» بزرگ میچرخه. یو جینهو یه دردسر بزرگ برای خانوادهی جی بود. پدربزرگ یه دردسر کنترلگر بود. ترومای بارون یه دردسر ذهنی بود. ولی خب جی و جونگوون همو داشتن واسه همین تونستن با این ها کنار بیان و همو نجات بدن
