روجآ
Ir al canal en Telegram
568
Suscriptores
+124 horas
+47 días
+4030 días
Archivo de publicaciones
568
دوست دارم در شهری دائما بارانی در کتابخانه ای بزرگ مدتی گم شوم اصلا کوچ کنم به جایی که ابر باشد خزان باشد سیگار باشد و ساز کلهر که بیرمق می نوازد.....
شاید هم گرامافون را روشن کنم و بنان گوش بدهم بی آنکه نگران فردا و پس فردا و هفته ی بعد باشم.....
568
من نمیتوانم به تو بفهمانم ،
نمیتوانم به کسی بفهمانم که در من چه می گذرد من حتی نمی توانم آن را برای خودم توضیح دهم .
__کافکا
568
"همه اینطور اتفاقات به این دلیل برای من رخ می دهند که همه چیز را خیلی احساس میکنم"
__ داستایفسکی
568
Repost from N/a
«وقتی سعی میکنم وانمود کنم برام مهم نیست، ولی انگار یه گلوله درست وسط سینهم خورده.»
568
"بابا طاهر"
شبی نایه ز اشکم دیده تر نی
روزی نایه که خونینم جگر نی
شو و روجم رود با ناله و سوز
تو خوش خفته ز حال موت خبر نی
568
فاجعه آن است که رنج عادی میشود
و انسان ها یاد میگیرند با چیزی کنار بیایند که هرگز نباید پذیرفته میشد :)
