Eightsa
Ir al canal en Telegram
𝆹𝅥 𝆭 Welcome to eightsa univers 𝆹𝅥 𝆭 Anon: @The8skybot ͡୨୧͜ ׄ
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
251
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2130 días
Archivo de publicaciones
🐸: من واقعا زندگی خیلی مرتب و حسابشدهای دارم. ولی یه جایی احساس کردم همین موضوع داره برام نتیجهی عکس میده. وقتی جوونتر بودم، یهسری چیزا بودن که باید دنبالشون میرفتم و از نظر احساسی اجازه میدادم جذبشون بشم، ولی من زیادی منطقی بودم و انتخاب میکردم انجامشون ندم. شاید این برای دیایت خوب بوده، ولی برای میانگهو چی؟ این طرز فکر باعث شده بود برای انجام خیلی از کارها اونقدر که باید شجاعت به خرج ندم. برای همین شروع کردم به این فکر کردن که شاید باید یه کم بیشتر طبق اون بخش غریزی و حیوانی وجودم زندگی کنم، و همین باعث شد یه روی کاملا جدید از زندگی رو ببینم. اگه دلم یه چیزی میخواست بخورم، همون لحظه میرفتم میگرفتمش. اگه میخواستم کاری انجام بدم، فقط انجامش میدادم. شروع کردم اینطوری زندگی کردن. اولین بار که اینطوری زندگی کردم، کلی حسرت و اشتباه هم به جا گذاشتم. قبلاً قبل از اینکه حتی اون احساسات رو تجربه کنم، با خودم میگفتم: این کارو نکن، بعدا پشیمون میشی ولی حالا میتونم بگم: دقیقا میدونم این کار قراره چقدر اذیتم کنه. این دوتا کاملا با هم فرق دارن 🐻❄️: آره، فرق دارن 🐸: فهمیدم که حتی حسرتها و اشتباهات هم میتونن تبدیل به تجربههایی بشن که یه چیزی رو تا عمق وجودت بهت یاد میدن 🐻❄️: اون تجربه خودش یه سرمایهست. ولی اینکه قبل از تجربه کردن چیزی، فقط توی ذهنت بفهمیش، کاملا فرق داره 🐸: دقیقا 🐻❄️: از این نظر، خودِ تجربه واقعا ارزشمنده 🐸: وقتی بعدا بهش نگاه میکنم، حس میکنم یه تجربهی باارزش و عزیز بوده
🐸: من واقعا زندگی خیلی مرتب و حسابشدهای دارم. ولی یه جایی احساس کردم همین موضوع داره برام نتیجهی عکس میده. وقتی جوونتر بودم، یهسری چیزا بودن که باید دنبالشون میرفتم و از نظر احساسی اجازه میدادم جذبشون بشم، ولی من زیادی منطقی بودم و انتخاب میکردم انجامشون ندم. شاید این برای دیایت خوب بوده، ولی برای میانگهو چی؟ این طرز فکر باعث شده بود برای انجام خیلی از کارها اونقدر که باید شجاعت به خرج ندم. برای همین شروع کردم به این فکر کردن که شاید باید یه کم بیشتر طبق اون بخش غریزی و حیوانی وجودم زندگی کنم، و همین باعث شد یه روی کاملا جدید از زندگی رو ببینم. اگه دلم یه چیزی میخواست بخورم، همون لحظه میرفتم میگرفتمش. اگه میخواستم کاری انجام بدم، فقط انجامش میدادم. شروع کردم اینطوری زندگی کردن.
اولین بار که اینطوری زندگی کردم، کلی حسرت و اشتباه هم به جا گذاشتم. قبلاً قبل از اینکه حتی اون احساسات رو تجربه کنم، با خودم میگفتم: این کارو نکن، بعدا پشیمون میشی ولی حالا میتونم بگم: دقیقا میدونم این کار قراره چقدر اذیتم کنه. این دوتا کاملا با هم فرق دارن
🐻❄️: آره، فرق دارن
🐸: فهمیدم که حتی حسرتها و اشتباهات هم میتونن تبدیل به تجربههایی بشن که یه چیزی رو تا عمق وجودت بهت یاد میدن
🐻❄️: اون تجربه خودش یه سرمایهست. ولی اینکه قبل از تجربه کردن چیزی، فقط توی ذهنت بفهمیش، کاملا فرق داره
🐸: دقیقا
🐻❄️: از این نظر، خودِ تجربه واقعا ارزشمنده
🐸: وقتی بعدا بهش نگاه میکنم، حس میکنم یه تجربهی باارزش و عزیز بوده
🗯: واقعا چیزی به اسم «برای دنبال کردن یه رویا، خیلی دیر شده» وجود داره؟
🐸: اگه خودت فکر میکنی واقعا دیر شده، پس آره، دیر شده. خودت بهتر از هر کسی میدونی که دیر کردی. ولی دقیقا همون موقعیه که باید شروع کنی. اگه حس میکنی دیر شده، پس دیر شده، پس از همین الان شروع کن
🐸: من اینطوری بهش نگاه میکنم
ورنون به هائو گفت که قبل پشت سرش حرف میزده یا مسخرش میکرده بعد اینم از واکنش هائو:
🐸: پوئر واقعا خوبه. هرچقدر هم ازش بخوری، تمیز و خالصه و عمق زیادی داره
🐻❄️: اون یکی یه کم قویتر و تلختره
🐸: وقتی به اندازهی درستش بخوری، با خودت میگی: "اوه، این خوبه" ولی تا جرعهی چهارم یا پنجم که میرسی، حس میکنم دیگه بسه
🐻❄️: آره، آره. دقیقا
🐸: این همون سبک موسیقیایه که میخوام بسازم
🐻❄️: دقیقا داشتم همینو میگفتم. ما موسیقی ساختیم، ولی الان دیگه ازش خسته شدم. برای همین دفعهی بعد میخوام موسیقیای بسازم که اینقدر زود برات تکراری و قدیمی نشه
🐸منم دقیقا همین فکر رو میکردم. قطعا
🐻❄️: ما چای لیوبائو هستیم
🐸: الان، ویایت چای لیوبائوه
🐻❄️: دفعهی بعد، بیا چای پوئر بشیم
🐸: چای پوئر چیزی نیست که خودت بتونی بسازیش، باید بذاری زمان طعمش رو بیرون بکشه. خودش کمکم طعمش رو نشون میده
🐻❄️: باید همینطور ادامه بدیم و دست از تلاش نکشیم
🐸: بعضی آدما راحتترن وقتی فقط کاری رو انجام بدن که بهشون گفته شده
🐻❄️: آره، همچین آدمایی هستن، ولی فکر نمیکنم من یکی از اونها باشم
🐸: ما دوتا که قطعا نیستیم
🐻❄️: واقعا فکر نمیکنم اینطوری باشم
🐸: برای همینه که باید کاری رو انجام بدیم که دوستش داریم. و دوم اینکه، هردومون یه ذره روحیهی سرکش داریم
🐻❄️: داریم.
🐸: اگه یکی بهمون بگه یه کاری رو انجام بدیم، وقتی خودمون باهاش موافق باشیم انجامش میدیم. ما کلا اینجوریایم
🐻❄️: یکی از دلایلی که قبول کردم با تو یه یونیت داشته باشم همینه. حس میکنم از این نظر خیلی شبیه همیم
🐸: فکر میکنم هردومون آدمهایی هستیم که برای آزادی ارزش زیادی قائلیم
🐻❄️: درست میگی
🐸: برای همینه که توی اهنگهام خیلی دربارهی جدایی حرف میزنم، چون این احساسیـه که بیشتر از هر چیزی منو تحت تأثیر قرار میده. برای همین الان، بیشتر حواسم هست که چه آدمهایی رو وارد زندگیم میکنم. قبلا فکر میکردم هرچی آدمهای بیشتری دور و برم باشن، بیشتر بهم کمک میکنه. باعث میشد حس کنم بیشتر دوستم دارن. ولی الان، کیفیت برام مهمتر از کمیت شده. اینکه فقط یه آدم واقعا خوب کنارت باشه، خیلی بهتر از اینه که ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ نفر اطرافت باشن. دیگه مثل قبل برای رابطهها اینهمه تلاش نمیکنم. فکر نمیکنم بشه چیزی رو هم به زور به وجود آورد
هائو راجب این حرف زد که بخاطر اینکه بعد از ۲ ماه پروموشن های ویایت تموم شده وقتی تو ماشین نشسته بوده و داشته میرفته خونه با خودش گفته که این خیلی غیر واقعی بوده و بعد با خودش گفته که این احساس زیادی تو خالی بودت از کجا میاد و خیلی ناراحت بوده😭
🐸: حالا که پروموشنمون تموم شده، چه حسی داری؟
🐻❄️: بیشتر از هر چیزی، ناراحتم که نتونستیم تور بیشتری داشته باشیم
🐸: دفعهی بعد اگه دوتایی تور بذاریم، دیگه یه کنسرت واقعی میشه. حس میکنم واقعا میتونیم یه تور درستوحسابی برگزار کنیم
