es
Feedback
Survivor guilt

Survivor guilt

Ir al canal en Telegram

زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. ‌ @Survivorebot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
143
Suscriptores
Sin datos24 horas
-177 días
-8930 días
Archivo de publicaciones
#آناهیتا_آذرشب ، صبح امروز به دست تک‌تیرانداز ج.ا کشته شد. به چه جرمی؟ اعتراض به اعدام هم‌وطن.
#آناهیتا_آذرشب ، صبح امروز به دست تک‌تیرانداز ج.ا کشته شد. به چه جرمی؟ اعتراض به اعدام هم‌وطن.

#آرین_ولی‌پور ، با تایید حکم اعدام، دست به خودکشی زد. بعد از بهداری، به زندان قزل‌حصار برگشت. از آرین هیچ تصویری نیست، به اندازه‌ای تحت فشار روانی قرار گرفته که نمی‌دونه به چی چنگ بزنه. صدای آرین باشیم.

-

Repost from دو در یک
کاش صبح نمی‌شد. کاش آسمون این کشور تاریک می‌موند. خورشید و روز به این کشور نمی‌آد.

این هم از خدای بزرگ‌تون که همیشه، به دادمون می‌رسه.

کاش می‌فهمیدم، می‌فهمیدم گناه‌مون چی بود.

همشون با درد می‌رن، ما با دردشون باید نفس بکشیم. یه نفسِ نفرت‌انگیز که هر لحظه می‌گم کاش قطع بشه.

هیچی سر جای درستش نیست، من این بار سنگین رو نمی‌تونم تحمل کنم، نایی نمونده، هر لحظه ممکنه کاری کنم، مغزم داره می‌ترکه، قلبم تیکه پاره شده، همش فکر می‌کنم ما چی هستیم؟ چی هستیم که روز و شبش رو گریه کردیم، حتی یک شب از این شش ماه رو از دست ندادیم. هم من و هم شما، خسته‌ایم. و این کلمات، برای توصیف حالی که داریم خیلی ناچیزه.

از سر شب تا الان، چشمام کاسه‌خون شده.. خدایی که وجود نداری، کاش دنیای وحشتناکت تموم بشه.

یکی داره شبیه خودت از این کوه و درّه می‌گذره.

احتمالا وقتی.mp32.46 MB

«هیچ فردای روشنی در چشم‌انداز نیست. هیچ‌کس نمی‌داند چه خواهد شد. با دریغ باید گفت مردم پذیرفته‌اند تا دیگران دربارهٔ سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند، و همچنان منتظر تصمیماتی هستند که امیدوارند درباره‌شان گرفته بشود. این خیلی بد است؛ خیلی بد است که یک ملّت بپذیرد هیچ نقشی در تعیین سرنوشت خود نمی‌تواند داشته باشد. پذیرفتن حالت انفعالی صِرف برای یک ملّت مثل زهر او را مسموم می‌کند.»
محمود دولت‌آبادی.

«سالخوردگی پختگی می‌آورد و پیری، به‌نظرم چیزی نیست جز بی‌آیندگی، و اگر انسان دچار پیری زودرس می‌شود، برای این است که فردایی نمی‌بیند. چه فردای شخصی و چه فردای اجتماعی.»

کاش شمشیر فرو می‌کرد تو قلبم ولی این‌کار رو نمی‌کرد

sticker.webp0.06 KB

نمی‌دونم چه فعل و انفعالاتی تو ذهن پرستار رخ داد که تصمیم گرفت آمپول رو فرو کنه تو پهلوم.

حق با تو بود هایده خانوم. نفس، دیگه نفس نیست، این زمین و سرزمین واسم به‌جز قفس نیست. تو حق داشتی، قلبِ ما هم گرفت، قلبِ ما هم گرفت.

photo content
+1

photo content