es
Feedback
Survivor guilt

Survivor guilt

Ir al canal en Telegram

زن، زندگی، آزادی. برای همیشه. ‌ @Survivorebot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
143
Suscriptores
Sin datos24 horas
-177 días
-8930 días
Archivo de publicaciones
فردا تولد آروین‌۱۰۰٪ استریتـه.

همش دارم ترغیب می‌شم اون کاری که مدت‌هاست بهش فکر می‌کنم رو انجام بدم. دلم نه فقط محو شدن از زندگی تک‌تک آدم‌هایی که من رو می‌شناختن و از اون موقع خیلی وقت می‌گذره، بلکه دلم می‌خواد از این‌جا و این فضا هم دور و فراموش بشم. اگه یک‌روز تونستم از پسش بر بیام، اگه تونستم بسازمش، دلم می‌خواد برگردم و اون حسِ بی‌عرضگی رو از بین برده باشم. منم دلم می‌خواد زندگی کنم.

«اجازه نده برات تداعی بشه، نجاتِ دوباره ممکن نیست. خودت که بهتر می‌دونی.»

photo content

«برای من آنجا نبود به جز آسمان، چیز دیگر. عظیم و بلند، خیالی کبود به جز آسمان، چیز دیگر نبود. نه ماه، نه خورشید نه کهکشان، نه خواب. و بود، خیالی کبود به جز آسمان، چیز دیگر نبود.»

کاش تو کیفم می‌ذاشتمش، انقدر آروم و بی‌آزاره که مطمئنم هیچ‌کس متوجه نمی‌شد تو اتاقم گربه دارم.

یه جا بود من کنار در وایساده بودم، این بچه هم ترسیده بود رفته بود پایین پله‌ها، بعد از پایان یه کنفرانس‌مطبوعاتی - برای این‌که نشون بدم من هم بچه‌ی خوبیم و اذیتت نمی‌کنم و فقط می‌خوام نازت کنم - اومد بیرون و فکر می‌کردم هنوز می‌ترسه که بهش گفتم: بیا بغلم. و اون؟؟؟ یهو همه پله‌ها رو دویید پرید بغلم. =))) عاشقش شدم. عاشقش شددددم. یه Fall in love اتفاق افتاد اون وسط.

خیلییی مودب، حرف‌گوش، آروم و نازنازی بود. قند تو دلم آب می‌شه بهش فکر می‌کنم. حتی صدای غذا خوردنشم ناز بود. حتی راه رفتنش هم فرق داره. به طرز عجیبی آروم و بی‌سروصداست.

مامان‌بزرگم یه بچه گربه گمشده پیدا کرده و کل دیشب رو پیشش بودم و با هم بازی کردیم، غذا خوردیم، بعد هم بغلم خوابید. انقدر این بچه تو دلم جا باز کرده که خودمم نمی‌دونم چکار کنم. از صبح دلتنگشم. کاش گربه‌ی من بود. چجوری بگم؟ من اون بچه رو می‌خوام. برای خودِ خودم.

sticker.webp0.10 KB

به عنوان کسی که کارشناسی حقوق داره نباید تو این چنل جوین باشم.

تا ابد این موضوع سوژه‌ست.

سلوا هم اعلام کرد چون دکتره و در حدش نیستم باید قطع ارتباط کنیم.

با داییم کار داشتم زنگ زدم جواب نداد، بهش پیام دادم، گفت من لیسانس حسابداری دارم، تو با مدرک دیپلم در حدم نیستی که جوابت رو بدم.

🍉: فوروارد کنید تا من بیام چنلتون اسکرول کنم و یک سوالی که تو ذهنم اومد رو ازتون بپرسم.
جواب دادن به سوال اختیاریه

من دوباره. و دوباره و دوباره. آخه کی تو این گرما و وسط تابستون، سرما می‌خوره؟

این‌که خودم لباس‌های خوشگل ندارم خیلی ناراحتم می کنه.

چقدر حالم ازین جمله که میگن "زن و مرد مکمل هم هستند." بهم میخوره. زن‌ستیزی، ترنسفوبیا، هموفوبیا ازین جمله می‌باره. وقتی زنان درمورد زن‌ستیزی صحبت می‌کنند تمام سلول‌های مغزشون رو به‌کار می‌برند که هرجور که می‌تونند هرچیزی رو بلغور می‌کنند تا به زنان عذاب وجدان بدن یا صدای زنان رو خفه کنند.

این عقیده‌ی آتئیسم هم توطئه خودِ خداست برای اینکه فکر کنیم وجود نداره و بیخیالش شیم و انتقام بلاهایی که سرمون آورده رو ازش نگیریم‌.

کاش می‌شد بذارمش تو کیفم و با خودم ببرمش خونه.