Faded Memories
Ir al canal en Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
928
Suscriptores
Sin datos24 horas
+537 días
+2530 días
Archivo de publicaciones
زخم هایش را بوسید و از خودش بابت تمام آنها عذرخواهی کرد. زندگیاش را در آغوش گرفت و از میان تاریکی جوانه زد.
پاییز عزیزم
من برای
اومدنت
خیلی
صبر کردم
لطفا
پر از
روزای
بارونی و
اتفاقای
خوب باش.
اره تتلوی عزیز
با اینکه با اون انگار من تو بهشتم ولی نمیخوامش،
تا وقتی که خب حرکات اون زشتن.
🙅🏿♀️
تو هیچوقت قرار نیست بفهمی من برای اینکه تورو ناراحت نکنم، چقدر خودم رو ناراحت کردم.
تو فیلم یاغی، یه دیالوگ داشت که میگفت
" من استخون تورو جلو سگمم نمیندازم
چون ذاتش کثیف میشه. "
حکایت خیلیاست.
پرسید: جنگ تموم شد؟
گفتم: تموم شد.
گفت: تو عقب کشیدی یا جنگ تموم شد؟
گفتم: به جز من کسی نمیجنگید که! من که عقب کشیدم، جنگ هم تموم شد . . .
توى سنى هستم كه برام مهمه با آدم هايى در ارتباط باشم كه ته مونده ى اميدم رو ازم نگيرن بهم اضطراب ندن،حسادت نداشته باشن،ذوقم و کور نکنن،بدیهیات و بلد باشن،مقايسه نكنن و هدفمند باشن.
بهم ثابت شده وقتى رابطه هات درسته،همه چى سر جاى خودش اتفاق ميوفته.
میگه نیاز نیست اونقدر بدرخشی که چشم بقیه کور شه، حضور آروم تو همیشه فضا رو روشنتر کرده. چون تو نمیدرخشی که دیده شی، بلکه این درخشش، واقعیت وجودته.
یه چیزی تو رابطه هست به اسم خستگی ینی شما توجه و احترام کافی رو تو رابطه دریافت نمیکنی اونقدری که باید خوشحال نیستی و یه روز از دوسداشتنِ طرفِ مقابلت خسته میشی؛ در نهایت بااین که دوسش داری ترکش میکنی.
