Faded Memories
Ir al canal en Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
920
Suscriptores
-424 horas
Sin datos7 días
+4330 días
Archivo de publicaciones
روزی صد بار به مو میرسه. پاره هم میشه. من هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم. هی گره میزنم.
دلم میخواد بریم یجای دور از آدما شب باشه، بارون بیاد، بغلت کنم، سیگار بکشیم و تا خود صبح حرف بزنیم.
شما که غریبه نیستید، من هر شب دارم مچ خودمو درحال غصه خوردن برای چیزی که هزار بار گفتم مهم نیست میگیرم.
یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت
ولی منتظر نمون، هیچوقت، هیچجا، برای هیچ محبت و عشقی، منتظر نمون. کلا منتظر نمون.
کاش بفهمید وقتی یکی دوستون داره باید باهاش خوبتر مهربون تر باشید نه اینکه انقدر اذیتش کنید که از دوست داشتنش پشیمون بشه.
افلاطون گفته:
اگر کسی نادیدت گرفته ، بدون که ازت خواسته از زندگیش بری بیرون
ولی شکسپیر گفته :
اگر کسی نادیدت گرفته بدون که برای اون شخص خیلی مهم هستی
سپهر خدابنده یه جا گفت: «اگه بعد از دیدن تاریکیهای همدیگه هنوز برای هم جذاب باشیم، اونموقع تازه میشه صحبت از دوست داشتن نسبتا واقعی کرد.» و امیدوارم کسی وارد زندگیت بشه که بعد از دیدن تاریکیهات، باز هم کنارت بمونه🤍
به نظرم مود ترین قسمت باب اسفنجی اینجا بود که از اختاپوس پرسید:
-باب اسفنجی: تو چرا همیشه خنثی ای ؟!
+اختاپوس: چون تنهایی خوشحال شدم، تنهایی ناراحت شدم، تنهایی تحمل کردم، تنهایی بزرگ شدم و دیگه عادت کردم.
