راست
Ir al canal en Telegram
خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و بهغایت افراطیست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 449
Suscriptores
-1024 horas
+317 días
+3730 días
Archivo de publicaciones
1 449
بخش ۳/۵ | چرا جامعه مدنی جلوی قدرت بیش از حد را میگیرد؟
وقتی مردم هیچ نهاد مستقلی برای همکاری، اعتراض یا دفاع از منافعشان نداشته باشند، قدرت دولت بسیار بیشتر میشود. اما انجمنها، رسانههای مستقل، اتحادیهها و سازمانهای مدنی میتوانند صدای گروههای مختلف جامعه را به گوش حکومت برسانند. این نهادها لزوماً دشمن دولت نیستند؛ اتفاقاً میتوانند مشکلات را زودتر شناسایی کنند و راهحل پیشنهاد دهند. جامعه مدنی مثل یک واسطه میان فرد و دولت عمل میکند. اگر این واسطهها ضعیف شوند، فرد ممکن است در برابر قدرت سیاسی تنها بماند. جامعه آزاد فقط به دولت محدود نیاز ندارد؛ به جامعهای قدرتمند و مستقل نیز نیاز دارد.
------
#جامعه_مدنی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 449
«رسالهٔ نصیحة الملوك» یا پندنامهٔ شاهان
این نوشتار یا کتابچه از پادشاه سخن، سعدی است. «بحکم آنکه یکی از دوستان عزیز جزوی درین معنی تمنا کرد بفهم نزدیك و از تکلف دور». این اندرزنامه نه برای یک پادشاه بخصوص، بلکه بدرخواست یکی از دوستانش در ۱۵۱ بند کوتاه و طویل نوشته شده. چند بند گلچین شده از آن:
۱. پادشاهانی که مشفق درویشانند نگهبان ملک و دولت خویشند، بحکم آنکه عدل و احسان و انصاف خداوندان مملکت موجب امن و استقامت رعیت است و عمارت و زراعت بیش اتفاق افتد. پس نام نیکو و راحت و امن و ارزانی غله و دیگر متاع باقصای عالم برود و بازرگانان و مسافران رغبت نمایند و قماش و غله و دیگر متاعها بیارند، و ملک و مملکت آبادان شود و خزاین معمور و لشکریان و حواشی فراخ دست، نعمت دنیا حاصل و بثواب عقبی واصل، و اگر طریق ظلم رود برخلاف این: ظالم برفت و قاعدهٔ زشت ازو بماند عادل برفت و نام نکو یادگار کرد ۹. آثار خیر پادشاهان قدیم را محو نگرداند تا آثار خیر او همچنان باقی بماند. ۱۰. جلیس خدمت پادشاهان کسانی سزاوار باشند عاقل، خوبروی، پاکدامن، بزرگ زاده، نیکنام، نیکسرانجام، جهان دیده، کارآزموده، تا هرچه ازو در وجود آید پسندیده کند. ۲۱. اخبار ملوک پیشین را بسیار مطالعه فرماید که از چند فایده خالی نباشد: یکی آنکه بسیرت خوب ایشان اقتدا کند. دوم آنکه در تقلب روزگار پیش از عهد ایشان تأمل کند تا بجاه و جمال و ملک و منصب فریفته و مغرور نشوند. ۴۱. در هر دو سه ماه شحنهٔ زندان را بفرماید بغوص احوال زندانیان کردن، تا بیگناهان را خلاص دهد و گناه کوچک را پس از چند روزی ببخشد و زندان قاضی را همچنین نظر فرماید. ۴۵. هنرمندان را نکو دارد تا بیهنران راغب شوند و هنر پرورند و فضل و ادب شایع گردد و مملکت را جمال بیفزاید. ۴۸. لشکریان را نکو دارد و بانواع ملاطفت دل بدست آرد که دشمنان در دشمنی متفقند تا دوستان در دوستی مختلف نباشند. ۵۲. پادشاهان برعیت پادشاهانند پس چون رعیت بیازارند دشمن ملک خویشند. ۵۳. پادشاهان سرند و رعیت جسد پس نادان سری باشد که جسد خود را بدندان پاره کند. ۱۰۳. پادشاهی که بازرگانان میآزرد، درِ خیر و نیکنامی بر شهر و ولایت خود میبندد. ۱۱۱. از حاصل دنیا بجز نام نمیماند و بدبخت کسی که ازو این هم نماند.* بر اساس کتاب کلّیات سعدی به اهتمام محمدعلی فروغی چاپ هفتم (سال ۱۳۶۷)، نشر امیرکبیر. (چاپ اول در سال ۱۳۲۰ انجام گرفته شده.) --- #پادشاهسخن_سعدی @RastMag | راست
1 449
«در طول نقاط عطف سیاسی سدهی گذشته، اگر نیاز اصلی جامعه را در آزادی خلاصه نکرده بودیم و اگر جمهوری را قالب منحصر آزادی نگرفته بودیم، یعنی اگر توسعه را مهمتر از آزادی انگاشته و آزادی را در قالب مشروطه کافی دانسته بودیم و مشروطه را به فوریت، به حد نهایی آن، که مقام سلطان در آن صرف تشریفات است، سوق نداده بودیم، به فرض همراهی شرایط مساعد دیگر، احتمال زیاد، در وضع بهتری میبودیم. بغرنجی مسأله در این است که زمانی به سمت حداقلخواهی محافظهکارانه چرخش کردهایم که هر نوع ارادهی اصلاح، به نحوی غریب و استثنایی طرد میشود و مصداق این ضربالمثل عامیانه شدهایم که وقتی میتوانستیم ندانستیم، و اینک که میدانیم نمیتوانیم.»
✍ از کتاب «در دفاع از سیاست» نوشتهٔ مرتضی مردیها
---
#مرتضی_مردیها #پنجاهوهفت
@RastMag | راست
1 449
«در طول نقاط عطف سیاسی سدهی گذشته، اگر نیاز اصلی جامعه را در آزادی خلاصه نکرده بودیم و اگر جمهوری را قالب منحصر آزادی نگرفته بودیم، یعنی اگر توسعه را مهمتر از آزادی انگاشته و آزادی را در قالب مشروطه کافی دانسته بودیم و مشروطه را به فوریت، به حد نهایی آن، که مقام سلطان در آن صرف تشریفات است، سوق نداده بودیم، به فرض همراهی شرایط مساعد دیگر، احتمال زیاد، در وضع بهتری میبودیم. بغرنجی مسأله در این است که زمانی به سمت حداقلخواهی محافظهکارانه چرخش کردهایم که هر نوع ارادهی اصلاح، به نحوی غریب و استثنایی طرد میشود و مصداق این ضربالمثل عامیانه شدهایم که وقتی میتوانستیم ندانستیم، و اینک که نمیدانیم نمیتوانیم.»
✍ برگرفته از کتاب «در دفاع از سیاست» نوشتهٔ مرتضی مردیها
---
#مرتضی_مردیها #پنجاهوهفت
@RastMag | راست
1 449
«در طول نقاط عطف سیاسی سدهی گذشته، اگر نیاز اصلی جامعه را در آزادی خلاصه نکرده بودیم و اگر جمهوری را قالب منحصر آزادی نگرفته بودیم، یعنی اگر توسعه را مهمتر از آزادی انگاشته و آزادی را در قالب مشروطه کافی دانسته بودیم و مشروطه را به فوریت، به حد نهایی آن، که مقام سلطان در آن صرف تشریفات است، سوق نداده بودیم، به فرض همراهی شرایط مساعد دیگر، احتمال زیاد، در وضع بهتری میبودیم. بغرنجی مسأله در این است که زمانی به سمت حداقلخواهی محافظهکارانه چرخش کردهایم که هر نوع ارادهی اصلاح، به نحوی غریب و استثنایی طرد میشود و مصداق این ضربالمثل عامیانه شدهایم که وقتی میتوانستیم ندانستیم، و اینک که نمیدانیم نمیتوانیم.»
✍ برگرفته از کتاب «در دفاع از سیاست» نوشتهٔ مرتضی مردیها
---
#مرتضی_مردیها #پنجاهوهفت
@RastMag | راست
1 449
بخش ۲/۵ | جامعه مدنی؛ تمرین آزادی
آزادی فقط چیزی نیست که روی کاغذ نوشته شود؛ باید آن را در زندگی روزمره تمرین کرد. وقتی چند نفر برای حمایت از محیطزیست، کمک به نیازمندان، حفظ میراث فرهنگی یا دفاع از یک حرفه دور هم جمع میشوند، در واقع دارند همکاری آزادانه را تجربه میکنند. همین فعالیتهای کوچک به مردم یاد میدهد چگونه مذاکره کنند، مسئولیت بپذیرند و با کسانی که الزاماً شبیه خودشان نیستند همکاری کنند. جامعه مدنی به همین دلیل یک مدرسه عملی برای شهروندی است. مردم در آن یاد میگیرند که برای حل مشکلاتشان همیشه لازم نیست منتظر دولت بمانند؛ گاهی خودشان میتوانند بخشی از راهحل باشند.
------
#جامعه_مدنی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 449
چپ جهانی، یک احمق تمام عیار
حمایتها و جهتگیریهای ایدئولوژیک چپ جهانی، یکبار در سال ۱۳۵۷ و یکبار در انتهای سال ۱۴۰۴ دامن ما رو گرفت. تنها فقط به یک دلیل، امپریالیسم.
توهمی که سالهای سال «مثل خوره» به تن و بدن افکار پوسیده چسبیدند و مجال رشد و پیشرفت را از کشورهای جهان سوم گرفتند. چپ فرنگی که خودش در کشورهای امپریالیستی زندگی میکند، با حمایت از رژیمهایی که فساد نظاممند، قتل و جنایت و ناکارآمدی اقتصادی در رگ و ریشه آنان رسوخ کرده؛ باعث دوام و قوام آن (رژیمها) میشود، آن هم از چه طریق؟ شورشهای خیابانی و فشار بر دولتهای وقت.
چپ جهانی نه تنها درکی از ملل توسعه نیافته ندارد بلکه بدور از حوادث و اتفاقات در آن کشورها، خیالبافی میکند. اصلا بدنبال دانستن نیست، در یک تابع ثابت، سر و ته ماجرا را بهم میآورد؛ اگر کشوری پادشاهی است پس جزو بدها قرار میگیرد (۱۳۵۷) یا اگر کشوری مقابل امپریالیسم (علی الخصوص اسرائیل) ایستادگی و «مقاومت» کند، جزو خوبها حساب میشود؛ همین قدر جان افراد برای آنها پوچ و هیچ است، فقر و فساد ریشهدار کشورهای جهان سوم برایشان بیاهمیت است و الا آخر.
------
#عقلچپ
@RastMag | راست
1 449
بخش ۱/۵ | جامعه فقط دولت و مردم نیست
وقتی درباره سیاست حرف میزنیم، معمولاً فقط دو طرف را میبینیم: دولت و مردم. اما بین این دو، مجموعه بزرگی از نهادهای مستقل وجود دارد؛ انجمنها، اتحادیهها، خیریهها، رسانهها، باشگاهها، گروههای داوطلبانه و سازمانهای حرفهای. به این فضای مستقل، «جامعه مدنی» میگویند. اهمیتش چیست؟ اگر همه کارها فقط به دولت وابسته باشد، مردم برای حل بسیاری از مشکلاتشان مجبورند سراغ حکومت بروند. اما جامعه مدنی بخشی از این مسئولیت را خود مردم بر عهده میگیرند. آدمها دور یک هدف مشترک جمع میشوند، همکاری میکنند و بدون اینکه منتظر دستور دولت بمانند، بخشی از مشکلات جامعه را حل میکنند.
------
#جامعه_مدنی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 449
گفتهاند که در عصر صفوی که بهتازگی پای برخی از بازرگانان انگلیسی از طریق هند به ایران باز شده بود، چندین بار پیش آمد که آنها به سوء نظر به نوامیسِ بازرگانانِ ایرانیِ طرف حسابشان متهم شده بودند. کار که بالا گرفت حکومت در پی تحقیق برآمد و معلوم شد گاهی که اوضاع مالی خوب پیش نمیرفته و شریک ایرانی قرار بوده مبالغی بپردازد یا اصلاً طمع در دار و ندار بازرگان خارجی بسته بوده این سلاحی آماده بوده که ایهاالناس چشم ناپاک بیگانه به نوامیس مسلمین، و سپس راه انداختن شلوغبازیِ خرِ دَجّالی از عوام و الوات، و الی آخر.
نیز گفتهاند که در عصر قاجار، بعد از ماجرای بابیه، که تلاشی ناموفق برای ترور ناصرالدینشاه هم داشتند و برخی از آنان اعدام شدند، فضایی فراهم شده بود که گاهی که کسی با کسی (مثلاً به نیت چپاولی) مشکلی جدی پیدا میکرد و زورش به او نمیرسید، یکمرتبه داد و هوار راه میانداخت که آی مردم! بابی بابی؛ و بسا که باز هم ترکیبی از الوات و عوام، به قصد تفرج و هم ثواب بابیکشی، آن بختبرگشته را به ملکوت اعلی اعزام میکردند.
این شیوۀ امروز هم بهدست چپها کاربسته میشود. نژادپرست، ضدمحیطزیست، ضدحقوقبشر، یا حتی فاشیست و غیره، سلاحهای آبداده و آمادهای است که یکتنه کار دادخواست و کیفرخواست و استدلال و محکمه و همه را بهصورت کپسولی و فشرده و سریع انجام میدهد؛ و به این شکل، گوینده، خود را به عنوان موجودی دلسوز و اخلاقی و طرف مقابل را موجودی ضداخلاقی نشان میدهد. و کار تمام است.
برای پایان سخن، بد نیست به این گفتاورد هم توجه کنید: «خودنمایی اخلاقی اغلب اوقات بهشکل ابراز شدید و هیجانی خشم و عصبانیت درمیآید. این روزها که خشمِ اخلاقی ارزشِ اجتماعیِ زیادی پیدا کرده است، تلویحاً هر کس که خشمگینتر باشد، اخلاقیتر جلوه میکند. یک راهبرد خودنماهای اخلاقی «کوچکانگاری» است. در این راهبرد فرد به طرف مقابلش میگوید که اگر نکتۀ اخلاقی مدنظرش را نمیپذیرد، بقیۀ حرفهایش اصلاً هیچ ارزشی ندارند. به تعبیر دیگر، خودنماهای اخلاقی مایلاند ادعاهای خودشان را طوری مطرح کنند که انگار بدیهیاند، و بقیهای که آنها را نمیپذیرند، صرفاً احمقاند.»
✍ مرتضی مردیها
------
@RastMag | راست
1 449
برشی کوتاه از صحبتهای دکتر داروین صبوری دربارهٔ دی ماه ۱۴۰۴.
---
پست دیگری هم از ایشان در کانال قرار داده شده.
@RastMag | راست
1 449
1 449
بخش ۵/۵ | قدرت باید قابل تغییر باشد
شاید یکی از بزرگترین مزیتهای دموکراسی لیبرال این باشد که برای تغییر حکومت، نیازی به انقلاب و خشونت نیست. اگر مردم از عملکرد دولت ناراضی باشند، میتوانند در انتخابات به گزینه دیگری رأی دهند. اگر دولتی اشتباه کند، رسانهها و مخالفان میتوانند آن را نقد کنند و نهادهای قانونی میتوانند بر عملکردش نظارت کنند. البته هیچ نظام سیاسی بینقص نیست، اما دموکراسی لیبرال یک مزیت مهم دارد: قدرت را دائمی و مقدس نمیکند. حاکمان میدانند که باید پاسخگو باشند و ممکن است روزی قدرت را به رقیب خود واگذار کنند. شاید همین امکان تغییر مسالمتآمیز، یکی از مهمترین دستاوردهای سیاست مدرن باشد.
------
#دموکراسیلیبرال
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 449
فرخی یزدی این شعر را در نوروز ۱۲۹۰ خورشیدی در نکوهش ضیغمالدّوله قشقایی، حاکم یزد سروده که باعث دوختن دهانش شد.
بخشی کوتاه از این مُسَمَّط:
«تا که در ایران، ز قانون اساسی هست نام
تا دهد مشروطه، آزادی به خیلِ خاص و عام
تا ز ظالم مینماید عدل، سَلبِ احترام
هر زمان این شعر میگویم پی ختم کلام:
مجلسِ شورای ایران تا ابد پاینده باد
خسروِ مشروطهٔ ما تا قیامت، زنده باد»
------
@RastMag | راست
1 449
بخش ۴/۵ | چرا مخالفان هم حق دارند؟
یکی از نشانههای یک نظام سیاسی سالم این است که فقط برای دوستانش آزادی نخواهد. اگر آزادی بیان فقط برای موافقان حکومت باشد، دیگر آزادی نیست. اگر انتخابات فقط زمانی معتبر باشد که نتیجه مورد علاقه ما را بدهد، دموکراسی نیست. دموکراسی لیبرال بر این اصل استوار است که رقیب سیاسی نیز حق فعالیت دارد، حتی اگر با او مخالف باشیم. امروز ممکن است حزب مورد علاقه شما در قدرت باشد و فردا حزب دیگری پیروز شود. قواعد دموکراتیک باید طوری باشند که هر دو طرف بتوانند بدون ترس از حذف شدن، در رقابت سیاسی شرکت کنند.
------
#دموکراسیلیبرال
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 449
فردوسی پیامبر ایران
شاهنامه، به گمان من، با مقادیر زیادی مصلحتاندیشی نوشته و سپس سروده شد. اوج ابراز مخالفت فرهنگی با اشغال ایران بود، باری نمیتوانست بیش از این در نفی بیگانه صراحت نشان دهد. به نمادهایی توسل کرد چون ضحاک و از زبان کسانی سخن گفت چون رستم فرخزاد. گذاشت تا باقی آن را خود بفهمیم. آخر، حریف خانگی هم شده بود.
این هم از عجایب تاریخ بشر است که استعداد این را دارد که پس از چند نسل، قتل و غارت را از یاد ببرد و آیین قوم مهاجم را بپذیرد و حتی کاسهٔ از آش داغتر شود. اینقدر که ایرانیان دربارهٔ آیین اعراب گفتند و نوشتند خود عربها هرگز نکردند.
سامانیان با زیرکی و احتیاط، شرمساری از عربزدگی و عربیزدگی را آغاز کردند؛ چرخشی آشکار ولی آرام. آشکار، چون سکوت یا وارونهنمایی بیش از آن، خیانت بود؛ و آرام چون علما و عامه، قدری از سر منفعت قدری از سر جهل و تعصب، قدرت شورش و بلوا داشتند. با سامانیان و فردوسی گویی همهچیز برای بازگشتی باشکوه فراهم بود.
باری، بدشانسی ما این بود که جانشینان سامانیان ترکنژاد بودند و محمود غزنوی وقتی شاهنامه را خواند خود را در جای افراسیاب دید. برای همین روی در هم کشید و رستم را مسخره کرد. این عجیب است که سلطان محمود که هم قدرتی بزرگ شد و هم در زمان او خلیفهٔ عباسی نه قدرتی داشت نه اعتباری، چرا سعی داشت مشروعیت از او بگیرد. چرا ایرانیان و امثال فردوسی را به رفض منسوب میداشت و به ساز بغداد میرقصید؟ چرا نکوشید حکومتی مستقل برپا کند و امپراتوری ایرانی را صاحب شود و خود را دنبالهٔ ساسانیان نماید؟
پاسخی که به نظرم میرسد اینکه او، همچون تمامی جانشینانش از سلجوقیان و خوارزمشاهیان و تیموریان، از تورانیان بودند، یا خود را چنان میدیدند، و ایران را رقیبی میشمردند که باید از آن انتقام گرفت. و برای این منظور چه بهتر که با دشمن دیگر ایران، یعنی اعراب همدست شوند.
✍ مرتضی مردیها
------
#ایران
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
1 449
بخش ۳/۵ | آزادی و دموکراسی؛ دو روی یک سکه
دموکراسی بدون آزادی میتواند به حکومت اکثریت تبدیل شود و آزادی بدون سازوکار سیاسی نیز ممکن است نتواند از خودش محافظت کند. دموکراسی لیبرال تلاش میکند این دو را در کنار هم قرار دهد. مردم حق دارند حکومت خود را انتخاب کنند، اما حکومت منتخب نیز باید به قانون و حقوق اساسی شهروندان احترام بگذارد. مخالفان سیاسی باید بتوانند آزادانه فعالیت کنند و رسانهها باید امکان نقد قدرت را داشته باشند. در چنین نظامی، انتخابات فقط برای انتخاب حاکم نیست؛ بلکه راهی برای جابهجایی مسالمتآمیز قدرت است. قدرت میآید و میرود، اما حقوق مردم باقی میماند.
------
#دموکراسیلیبرال
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
