راست
Ir al canal en Telegram
خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و بهغایت افراطیست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 470
Suscriptores
-2224 horas
+107 días
+3330 días
Archivo de publicaciones
1 468
بخش ۵/۵ | سرمایهگذاری؛ پل میان امروز و فردا...
هر جامعهای که تمام منابعش را فقط برای مصرف امروز خرج کند، برای آینده چیز زیادی باقی نمیگذارد. ساخت کارخانه، مدرسه، راهآهن، نیروگاه یا توسعه فناوری، همگی نیازمند چشمانداز بلندمدت و سرمایهگذاری هستند. ژاپن پس از جنگ جهانی دوم، کره جنوبی از دهه ۱۹۶۰ و بسیاری از اقتصادهای شرق آسیا، نمونههایی از جوامعی هستند که با افزایش سرمایهگذاری، آموزش و بهرهوری توانستند در چند دهه تغییرات بزرگی ایجاد کنند. البته سرمایهگذاری بهتنهایی کافی نیست؛ امنیت مالکیت، ثبات حقوقی، رقابت و دسترسی به بازار نیز اهمیت دارند. پرسش اساسی این است: اگر امروز سرمایهگذاری نکنیم، چه چیزی قرار است فردای بهتری برای ما بسازد؟
------
#سرمایه #لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
پنج دلیل برای دست کشیدن از سوسیالیسم...
(بهویژه اگر زن هستید)
۱. استقلال شما را به دست دیگران میسپارد. مالکیت خصوصی همان چیزی است که به یک زن اجازه میدهد چیزی را بسازد که کاملاً متعلق به خودش باشد. سوسیالیسم مالکیت فردی را با کنترل جمعی جایگزین میکند؛ این یعنی کسانی که درباره منابع شما تصمیم میگیرند، دیگر خود شما نیستید.
۲. قدرت متمرکز تقریباً هیچوقت به نفع اقشار پایین جامعه عمل نمیکند. وقتی دولت اقتصاد را کنترل کند، این را هم کنترل میکند که چه کسی به شغل، مسکن و سرمایه دسترسی داشته باشد. زنان به طور تاریخی کمترین نفوذ را بر این نهادهای تصمیمگیرنده داشتهاند و متمرکز کردن قدرت هیچ تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکند.
۳. کمبودها بیشترین فشار را بر دوش کسانی میگذارند که خانه را اداره میکنند. اقتصادهای دستوری و برنامهریزیشده سابقه طولانی در ایجاد کمبود غذا، دارو و کالاهای اساسی دارند. بارِ مدیریت کمبودها، ایستادن در صفها و مصرف بهینه همان مقدارِ اندکِ موجود، همواره بر دوش زنان بوده است.
۴. درهای کارآفرینی را میبندد. راهاندازی یک کسبوکار یکی از روشنترین مسیرها برای زنان بوده تا خارج از ساختارهای سنتی، به ثروت و استقلال دست یابند. سیستمهای سوسیالیستی این مسیر را به صورت ساختاری محدود یا نابود میکنند و تصدیگری دولت را جایگزین ابتکار عمل بخش خصوصی میسازند.
۵. کارنامه تاریخ به نفع بازارهاست، نه برنامهریزی متمرکز. در هر کجای جهان که زنان پیشرفتهای چشمگیری داشتهاند، در حقوق مالکیت، آموزش و مشارکت اقتصادی، این امر همگام با اقتصادهای مبتنی بر بازار رخ داده است، نه اقتصادهای دستوری. این یک اتفاق تصادفی نیست.
آزادی، و نه کنترل متمرکز، همان چیزی است که در عمل آنچه را زنان میتوانند بسازند، مالک شوند و دربارهاش تصمیم بگیرند، گسترش داده است.------ #سوسیالیسم #لیبرالیسم @RastMag | راست
1 468
بخش ۴/۵ | سرمایهدار فقط پولدار نیست...
در گفتوگوی روزمره، سرمایهدار گاهی فقط به یک فرد ثروتمند گفته میشود؛ اما از دید اقتصادی، موضوع پیچیدهتر است. سرمایهگذار منابعش را امروز به خطر میاندازد تا شاید فردا بازدهی به دست آورد. ممکن است موفق شود، اما ممکن است شکست هم بخورد. کارآفرینی دقیقاً با همین عدمقطعیت همراه است. اگر رستورانی افتتاح شود و مشتری پیدا نکند، سرمایه مالک از بین میرود؛ اما اگر موفق شود، سود به دست میآورد. همین امکان سود و زیان، بخشی از سازوکار بازار است. در اقتصاد رقابتی، سرمایه باید دائماً به سمت فعالیتهایی برود که مردم حاضرند برای نتیجه آنها پول پرداخت کنند.
------
#سرمایه #لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
یکی از موارد مهم برای فهمیدن عملکرد و کارآمدی یک ایده این است که از دهان سیاستمداران نتیجه و قضاوت آن ایده را شنید. علاوه بر اینکه آن ایده و رویکرد بر پایه استدلالات محکم و متقن باشد باید دید در واقعیت امر به چه صورت کارگر است. و این کارگر بودن و توان اجرایی شدن ایده را کسی جز سیاستمدار نمیداند.
اگر بخواهیم دمودستگاه تبلیغاتی و حزبی را از یک سیاستمدار فاکتور یا نادیده بگیریم و عملکرد وی را در عرصهی زمامداری هدف قرار بدهیم؛ تفاوت آنچنانی دیگر در بین سیاستمداران نمیبینیم (در نظامهای دموکراسیلیبرال منظور است).
یعنی دیگر تفاوتی ماهیتی بین سیاستمداران نمیبینیم و این ناشی از این است که آرمانگراییهای حزبی دیگر در زمین واقعیت مجال اجرا ندارند یا حتی اگر سیاستمداری بخواهد تلاشی در این راستا بکند باید خرابیها و ویرانیهای بعدش را به جان بخرد که معمولاً بعد از خرابی یا در همان کشور نیستند یا مردهاند. (به همین دلیل هم هست که چپها و بخصوص حاکمان آنها یعنی روشنفکران پا جای پای سیاستمداران نمیگذارند تا مبادا روزی لو رود که ایدئولوژیشان، عامل خرابی و ویرانیست.)
البته اینکه ایدهای فایدهمندتر و کارآمدتر از دموکراسیلیبرال و بازار آزاد در حوزهٔ اندیشه و عمل یافت نشده هم بیتاثیر در محدود شدن قدرت عمل احزاب نیست.
------
#پست_موقت
@RastMag | راست
1 468
▫️انقلاب و شروط لازم آن
به نظر میرسد برای وقوع یک انقلاب، سه شرط اصلی لازم است (و نه کافی). یعنی اگر این سه شرط وجود نداشته باشند، انقلابی رخ نمیدهد:
نخست، مردم باور کنند که وضعیت موجود، طبیعی یا تغییرناپذیر نیست و میتوان آن را تغییر داد. یعنی احساس کنند سهمی که از امکانات و رفاه دارند و با آنچه حق خود میدانند همخوانی ندارد.
دوم، همه یا غالب مشکلات جامعه به حکومت و طبقه حاکم نسبت داده شود. مردم باید تصور کنند که اگر حکومت کنار برود، بسیاری از کمبودها و رنجها برطرف خواهد شد.
سوم، حکومت نتواند یا نخواهد با روشهای کارآمد اعتراضها را سرکوب کند.
---
«اما وجود این سه شرط، بهتنهایی انقلاب را قطعی نمیکند. عوامل دیگری هم میتوانند احتمال انقلاب را بیشتر کنند؛ مانند احساسگرایی، اصالت عمل و پرهیز از ظرافتپردازیهای عقلی، اعتماد به بیگناهی تودهها، اعتقاد به گناهكاری حاكمان، احساس عمیق مورد ظلم قرارگرفتن از جانب حكومت، سادهانگارى در آسیبشناسى وضع موجود، ترسیم چشماندازی دلربا از آرمانهایی چون عدالت، آزادی و رفاه، رهبری كاریزماتیك، همدلی و همگرایی مردم ذیل یك ایدئولوژی و یك حزب حامی موارد فوق، وجود روشنفكران بانفوذِ حامیِ مواردِ فوق، تحرك اجتماعى و خروج از حالت ثبات و فقر شدید، و...
نکته مهم این است که هیچ فرمول دقیقی وجود ندارد که بگوید چه ترکیبی از این عوامل و در چه زمانی، یک انقلاب را آغاز یا موفق میکند. انقلابها نتیجه ترکیبهای متفاوتی از این شرایط هستند. همچنین بدلیل آگاهی ناقص ما از شبکهٔ علل و به دلیل عدم امکان برآورد کمّ و کیف یا اندازهگیری عوامل شناخت این شبکه، شرایطی پیش میآید که در کنار هم قرارگرفتن شرایط کافی نامی جز تقارن، احتمال، شانس و نظایر آن نمیتواند به خود بگیرد.
بر این اساس، كسانی كه پس از یك انقلاب مدعىاند كه وقوع آن را پیش از آغاز، از روی نشانههاى آن، دریافته بودهاند، صرفاً حدسى زدهاند كه از قضا درست از كار درآمده است. عواملى همچون، استبداد، فقر، اختلاف شدید طبقاتى، فساد ادارى، وابستگى حكومت به بیگانه، و نارضایتى گستردۀ رعایا به هیچ وجه براى پیشبینی یا تبیین یك انقلاب وافى به مقصود نیستند، به این دلیل ساده كه بسیارى از جوامع لبریز از این عوامل بودهاند و هرگز رنگ انقلاب به خود ندیدهاند؛ بسیاری از این موارد ناظر به نظریهای هستند كه، چنان كه سكاچپول به درستى مىگوید، تالى فاسد آن این است كه « اگر تودهها به طور آگاهانه ناراضى باشند، دیگر هیچ رژیمى نمىتواند به حیات خود ادامه دهد.» او در ادامه میگوید جملۀ وندل فیلیپس در این باره، «انقلابها ساخته نمیشوند، آنها مىآیند» جملهاى قابلتعمق و دقیق است. ما در این متن، از جملۀ نقل شدۀ فوق خوانشی در نظر داریم كه قدری متفاوت است؛ انقلاب میآید، نه فقط به این معنا كه نقش ساختارهای علّی در آن مهم است، بلكه به این معنا كه نقش اصلی آن را تقارنها تعیین میكنند؛ یعنی تركیب اتفاقی علتهایی كه بهندرت در كنار هم جمع میشوند.»
✍ مرتضی مردیها، مبانی نقد فکر سیاسی، ۱۳۸۵، فصل دوم، انقلاب
------
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
1 468
بخش ۳/۵ | چرا سرمایهگذاری تولید را متحول میکند؟
در سال ۱۷۶۹، جیمز وات نسخه بهبودیافتهای از ماشین بخار را ثبت کرد؛ فناوریای که بعدها نقش مهمی در صنعتیشدن ایفا کرد. اما یک اختراع بهتنهایی اقتصاد را متحول نمیکند؛ باید سرمایه برای ساخت، توسعه و استفاده از آن وجود داشته باشد. کارخانهای که دستگاه جدید میخرد، ممکن است با همان تعداد کارگر محصول بیشتری تولید کند. این افزایش بهرهوری میتواند قیمت تمامشده را کاهش دهد، تولید را افزایش دهد و در شرایط مناسب، دستمزدها را نیز بالا ببرد. تاریخ اقتصادی نشان میدهد رشد پایدار معمولاً با ترکیبی از سرمایهگذاری، فناوری، مهارت نیروی کار و نهادهای اقتصادی مناسب شکل میگیرد.
------
#سرمایه #لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
بخش ۲/۵ | سرمایه از کجا میآید؟
سرمایه از آسمان نمیافتد؛ معمولاً از پسانداز و سرمایهگذاری شکل میگیرد. فردی که همه درآمدش را مصرف نمیکند، بخشی را کنار میگذارد. این منابع میتوانند از طریق بانک، بازار سرمایه یا سرمایهگذاری مستقیم وارد فعالیتهای تولیدی شوند. مثلاً پسانداز یک نفر میتواند به وام یک کارآفرین تبدیل شود و آن کارآفرین با آن پول کارخانهای راهاندازی کند. به این ترتیب، تصمیم یک فرد برای پسانداز میتواند به ایجاد شغل برای افراد دیگر کمک کند. در انقلاب صنعتی نیز انباشت سرمایه، ساخت کارخانهها، ماشینآلات و زیرساختهایی را ممکن کرد که تولید انبوه را به شکل گستردهای گسترش دادند.
------
#سرمایه #لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
بخش ۱/۵ | سرمایه فقط پول نیست...
وقتی میگوییم سرمایه، خیلیها فوراً به پول و حساب بانکی فکر میکنند اما سرمایه مفهوم گستردهتری دارد. کارخانه، ماشینآلات، ابزار کار، ساختمان تجاری و حتی برخی دانش و مهارتهایی که برای تولید به کار میروند، میتوانند بخشی از سرمایه باشند. سرمایه در واقع چیزی است که امروز برای تولید بیشتر در آینده استفاده میکنیم. یک کشاورز که بهجای مصرف تمام درآمدش، بخشی از آن را صرف خرید تراکتور میکند، سرمایهگذاری کرده است. چرا این موضوع مهم است؟ چون افزایش سرمایه میتواند به کارگر اجازه دهد در زمان کمتر، محصول بیشتری تولید کند؛ یعنی افزایش بهرهوری و در نهایت امکان افزایش درآمد.
------
#سرمایه #لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
تعريف سادهاي از ليبراليسم، مبتنی بر انکار امتیازات ویژۀ اشراف و قدرت مطلقۀ سلاطین و آزادی و برابری شهروندان، متضمن این است که ميتوان فمينيسم را در اصل محصول ليبراليسم دانست. ارکان فکری ليبراليسم کسانی را به تفكر واداشت كه اگر انسانها برابر و آزاد هستند لابد زنان هم از این امکان بهرمندند. اگر ليبراليسم را محصول تحولاتي بدانيم كه از رنسانس تا روشنگري را در بر ميگيرد، فمينيسم ميتواند از نتایج ناگزیر تحول مدرن به حساب آيد که خواهان توسعه و تسری ارزشهای لیبرالیسم به جامعة زنان بود. فمینیسم لیبرال در اصل بیش از این که فمینیسم باشد، لیبرالیسم، یا به عبارت دقیقتر، بخشی از مفاد دیریابتر لیبرالیسم بود.
✍ کتاب «سیطرۀ جنس»، مرتضی مردیها و محبوبه پاکنیا
------
#لیبرالیسم #مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
1 468
بخش ۵/۵ | از انقلاب صنعتی تا امروز
انقلاب صنعتی نمونه مهمی برای فهم قدرت رقابت و سرمایهگذاری است. از اواخر قرن هجدهم، نوآوریهای پیدرپی در بریتانیا و سپس دیگر کشورهای صنعتی، تولید را دگرگون کردند. ماشین بخار، راهآهن، کارخانه و بعدها برق و فناوریهای ارتباطی، هزینه بسیاری از کالاها و خدمات را کاهش دادند و شیوه زندگی میلیونها نفر را تغییر دادند. البته این تحول بدون مشکلات اجتماعی نبود و شرایط سخت کار در نخستین کارخانهها بعدها به اصلاحات گسترده انجامید (بخصوص توسط سلطنتطلبی بنام اتو فون بیسمارک در آلمان). درس مهم تاریخ این است: پیشرفت اقتصادی فقط با بازار اتفاق نمیافتد؛ به مالکیت امن، قانون، رقابت، سرمایهگذاری و نوآوری نیاز دارد. بازار آزاد زمانی بیشترین توان خود را نشان میدهد که رقابت واقعی وجود داشته باشد.
------
#رقابت #بازار_آزاد
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 468
آیا آمریکاییها در حال از دست دادن باور خود به سرمایهداری (اقتصاد بازار آزاد) هستند؟
نویسنده: مِنه اوکوئبرووا(محافظهکارِ طرفدار اقتصاد بازار آزاد)
ما از آمریکاییها درباره باورهایشان پیرامون مهمترین مسائل زندگی عمومی نظرخواهی میکنیم؛ و اینبار عمیقتر از نظرسنجیهای معمول پیش رفتهایم. ما با اندیشکده افکارسنجی «پاپیولس» (Populace) همکاری کردیم تا پیمایشهایی را برای سنجش «نظرات خصوصی» پاسخدهندگان طراحی کنیم—یعنی دیدگاههایی که احساس میکنند برای بیان علنی بیش از حد حساس هستند. هدف ما غلبه بر سوگیریهای ذاتی نظرسنجیها و شناخت موضوعاتی از زندگی آمریکایی است که مردم احساس میکنند امکان اظهارنظر آزادانه درباره آنها را ندارند.
تصمیم گرفتیم از آمریکاییها بپرسیم که درباره سرمایهداری در برابر سوسیالیسم چه فکر میکنند. نتایج نشان میدهد که افکار عمومی نسبت به سرمایهداری دلسرد و ناامید شده است؛ و بسیاری در حال بررسی این مسئله هستند که آیا کاندیداهای سوسیالیست میتوانند تغییری در این سیستم ایجاد کنند یا خیر.
۱۴٪ از نسل زد در خلوت خود میگویند اگر آمریکا کشوری سوسیالیستی باشد شرایط بهتری خواهد داشت، اما نزدیک به یکسوم آنها این حرف را به طور علنی و آشکارا میزنند. نظرسنجی پاپیولس / د فری پرس (The Free Press)، ژوئیه ۲۰۲۶
۵۸٪ از افرادی که سالانه بیش از ۱۵۰ هزار دلار درآمد دارند (به لحاظ اقتصادی در جایگاه «متوسط به بالا» قرار میگیرند)، در خلوت خود میگویند آمادگی رأی دادن به یک سوسیالیست را دارند؛ با این حال، تنها ۴۲ درصد این موضوع را علنی ابراز میکنند.
شاید قابلتوجهترین نتیجه، شكاف میان دیدگاه علنی و خصوصی در میان جریان چپ باشد. ۳۸ درصد از لیبرالها (لیبرالِ چپ یا همان چپهای آمریکا) و ۲۸ درصد از دموکراتها به طور علنی میگویند گذر به سوسیالیسم برای کشور خوب است. اما در خلوت و نظر شخصی، باور جریان چپ به سوسیالیسم به میزان چشمگیری (افت دو رقمی) کاهش مییابد. تنها ۲۲ درصد از لیبرالها (Left liberal) و ۱۴ درصد از دموکراتها در واقع میخواهند آمریکا نظام اقتصادی فعلی خود را با یک نظام کاملاً سوسیالیستی جایگزین کند.------ #آمریکا #لیبرالیسم #بازار_آزاد #سوسیالیسم @RastMag | راست
