Taşacak Bu Deniz | این دریا طغیان خواهد کرد
Ir al canal en Telegram
پوشش سریال "این دریا طغیان خواهد کرد "🌊 با بازی "اولاش تونا آستپه " و "دنیز بایسل" فن سرخت سریالمون و اولدنمم و اکیپم سریالمون پخش هر جمعه از شبکه TRT1.!📍 @TBDEsdil ربات ناشناس: @UldenEsdilbot کانال روبیکامون : @tashajakbudenzzz
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
636
Suscriptores
-324 horas
-57 días
-1030 días
Archivo de publicaciones
یه نگاهی به ایسفادم بندازیم،من اینجارو هیچوقت فراموش نمیکنم،موقعی عادلم تیر خورد،ایسو اصلا فادیمه رو تنها نذاشت
و این دفعه ایسو الان اون دردو تجربه کردش
ولی فادیمه از دستش عصبانی بود ولی نمیذاشت ناراحت باشه امیدشو از دست بده🥲
و تیر آخری که اسمه ام زد دستی که عادلم آوردش رد کرد🥲 و گفت میخوام استراحت کنم و تنها باشم،گرفت دراز کشید، فقط نگاه پدر و دختریمون بعدش جلوی در نشستن😭😭😭
اینجا وقتی اسمه ام گفت چطوری سرپا بمونم
یه عذاب یه ناراحتی خیلی عمیق برای پدر و دختریمون بود جوری بلند شدن اسمه ام بگیرن ولی اسمه ام رفت عقب🥲جوریکه باهم گفتم باهم طاقت میاریم،اگه سه تایی باهم باشیم
این حرفشون انقدر عذاب بودش که اونم فقط برای یه کلمه(اگهه) چونکه نمیدونم اسمه اجازه میده یا نهه😭😭😭
اینجا نگاهشون و حرفای اسمه ام دوباره تیر زدن به قلبمون😭😭
اینجا وقتی عادلم به زبون آوردش،منم نمیتوستم به این راضی فشم بری زندان برای همین دستور دادم بهش چاقو بزنن،نگاهش و طرز گفتار از ترس و عصبانیت و عذاب وجدان بود جوری که داشتش میگفت سرش پایین بود🥲
و حرف اسمه ام آره اسمه ام مستحق هیچکدومش نیست شریف🫠
تو این سکانس نمیتونستم طرف کدومشون باشم
اسمه ام یا عادلم یا النیم،تفاوتشون اینکه
اسمه ام از ترس و ناراحتی باز درسترین تصمیم میگیره و حاضره بره زندان ولی پدر و دختریمون از ترس و ناراحتی برای اسمه ام درست و غلط تشخیص ندادن که اوناهم خیلی حق دارن،عادلم دوسال زندان بودش حسش کرده،نمیخواست عشقش اینو تجربه کنه اونم برای چی برای کاری که نکرده،النیم نمیخواست مادرش بره زندان اونم به خاطره فروختن خودش
دیالوگاشون یه جور دیگه،نگاه و گریه هاشون یه عذاب دیگه بهمون داد 😭😭😭
اینجا اولین بار بود اسمه ام از هرجفتشون عصبانی بود هم دخترش هم عشقش
و نگاهای ناراحت پدر و دختریمون به اسمه ام دیگه تیر آخر بود😭😭
اگه دوست دارید تحلیلارو ادامه اشو برم؟
با ریکشن نشون بدید
و اینجایی اسمه ام دیگه نذاشت دیگه انجام بده تورشو برد عقب و گفتش اتاق من گفتم آماده کنم چون میخواستم حلالت کنم نگاه عادلم اینجوری بود انگار تیر زدن به قلبشش😭😭
و اینجاااا،چطوری با ناراحتی به اسمه اش کمک میکنه لباسشو دربیاره و از همه مهمتر بهش دست نزدددد😭😭😭
اینجا یه درد دیگه ای بودش،بعد از سالها اسمه ام میخواست عادلم سوپرایز کنه ولی باز شریف نذاشت،خدا لعنتت کنهه😭😭😭
و دیالوگ عادلم با لباس عروس تنت و تو این اتاق اسم اون بی شرف نیار،قلبمم تیکه تیکه شد😭😭
عرررر،وایی عادلم فداتشم مرد😭😭
تا حالا من همچين عشقی من ندیدم😭😭
Repost from ˚⊹𐙚𝑻𝑩𝑫 𝑯𝒐𝒖𝒔𝒆𐙚⊹˚🏡
نوشته:«اینکه عادیل هر چیز مهم یا حتی غیرمهم درباره ی اسمه رو میدونه، هر حرفی که میزنه و هر کاری که میکنه، توی ذهنش نگه میداره و جوری براش اهمیت قائله که انگار مهمترین اتفاق دنیاست. همهچیز رو به دل میگیره و سعی میکنه خواستههاش رو برآورده کنه و بهشون برسونه. انگار تنها چیزی که براش مهمه، خوشحالی و حال خوب اسمه ست...
آخه مگه میشه آدم اینطوری یکی رو دوست داشته باشه؟ واقعاً عایل کوچاری... 🥹❤️🩹
