eleutheromania,
Ir al canal en Telegram
Melancholy of a Clown @Lilyewwq_bot TikTok: itslilyew0
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
227
Suscriptores
+124 horas
+107 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
من یکی از چند کتاب موردعلاقم،کلکسیونر بود،که البته به دوستانم پیشنهاد دادم و دوسش نداشتن ینی خیلی سلیقهای هستش،خودم نظر شخصیم اینه که یکم اعصاب ادم رو خورد میکنه و از یک جایی به بعد کسل کننده میشه،انگار که نویسنده ایده هاش تموم شده باشه،ولی خب نوع توصیف موقعیت ها و ترجمهاش،سبکش بنظر من واسه خودم مدل جدیدی بود،ولی خب واقعا کتاب سلیقه ای هستش،بستگی به خود ادم داره،
امروز که با فاطمه صحبت میکردم و داشتم عکسامو بهش نشون میدادم و خاطره تعریف میکردم،فهمیدم واقعا در ارا هایی که توی مسافرت بودم چقد خوشحال بودم،هم اسپانیا و هم بوداپست،
بوداپست بیشتر،چون پیش وانی بودم،خیلی بهم خوش گذشت،همینطور اینکه واقعا احساس کردم به مکانی تعلق دارم،اگر که اسمان های ایران برای تابستون باز نباشه و نتونم برم،در اولین لحظه درکنار وانی خواهم بود،میرم پیشش،اگه ایران باز باشه باهم میایم ولی.
کلا پلن تابستونم یک وانی در همه برنامه هاش هست،
یکچیزی که میخوام قبل اینکه بخوابم،بگم اینه که
بنظرم جوراب تکمیل کننده خیلی از استایل های من شده
ینی واقعا جوراب های رنگی رنگی و طرح دار رو به جوراب های boring ترجیح میدم،بنظرم خیلی بامزست که توی کفش پاشنه بلند یهو جوراب راه راه و رنگی بپوشید،یا یک استایل ساده رو با یک جوراب رنگی به زندگی برگردونید،و همینطور جوراب کادو گرفتن هم بامزست جدی میگم.بنظرم کادوی یونیک و بامزه ایه،جوراب های عجیبوغریب کادو دادن بنظرم
-درون چهارچوب نباشیم اپیزود اول،لیلی.
از دین خوشم نمیاد،
منظورم فقط اسلام نیست،بنظرم دین،مورد جالبی نیست در زندگی،فرقی نمیکنه چی،ولی بیشتر از همه از اسلام ترامتایز شدم،به هیچی اعتقاد ندارم،از دین بدم میاد،خدایی هم نمیشناسم im sick of this whole religion game thing.
Repost from lady grinning soul
Yes, I'm Islamophobe
I hate pedophilia, rape, wife beating, homophobia, violence against children & women , اخوند , dressing woman in burka , forcing children to marry at a very young age , Misogyny , limited interaction between boys and girls , starving , treating the child better if it's a boy , killing people all because of some fucking torture named " Islam "
Islamophobe and PROUD
تنها استعداد واقعى من اين است كه فريب كارانه تجربه ى يك نفر ديكر را بدزدم و آن را به گونه اى باز آفرينى كنم كه انكار تجربهى خودم بوده. اما درواقع، اين فريب كارى همان قدر كه ناخوشايند است، جعلى وساختكى هم هست. اكر هرروز شكستى از پس شكستى ديگر را از سر مى گذراندم - شرمندكى مطلق - آن گاه شايد در نتيجهى آن، شبه احترامى كسب مى كردم. اما نه، به نحوى غير منطقى حتى چنان شكست هايى را هم تحريف مى كردم، به آرامى رويشان سرپوش مى گذاشتم، طورى كه به نظر مى رسيد پشت هر يك، نظريه اى كاملاً قابل قبول وجود دارد. وهيچ ابايى هم نداشتم از اينكه براى انجام اين كار، نمايشى مأيوس كننده به راه بيندازم.
(مطمئنم كه حتى اين كلمات راهم قبلاً در كتاب هايى خواندهام)
واقعاً نمى دانم من حقيقى كدام است. وقتى ديگر كتابى براي خواندن وجود نداشته باشد يا اگر نتوانم الگوى ديگرى براى تقليد بيدا كنم، ان گاه چه خواهم كرد؟ احتمالاً درمانده مى شوم وبا گريه وزارى فراوان، مأيوس خواهم شد. به هر حال، اين افكار بيهوده كه هرروز در قطار به مغزم هجوم مى اوردند، به دردم نمى خوردند.
گرماى ناخوشايندى كه همچنان در بدنم حس مى كردم، غير قابل تحمل بود. احساس مى كردم بايد هرطورشده كارى بكنم. اما یا قادر بودم بفهمم اين كار دقيقاً چه بود؟ اين خودسرزنش گری من.
٢٨ / صبح خاكسترى-
شیش روز پیش تولد دریکو بود،باعث شد که برم کلی ادیت های قدیمی ازش ببینم و دوباره هری پاتر ریواچ کنم،عشق و علاقم به دریکو انقد زیاد و ترسناکه که باورم نمیشه،انقد دوسش دارم،واقعا احساس میکنم بخش بزرگی از زندگی من برای خودش شده،بخش خیلی خیلی خیلی خیلی بزرگیش به این پسر تعلق داره،من واقعا خیلی دوسش دارم-
