سـیلـویـایِ سـالیـوان
Canal cerrado
بات ناشناس @Itssylviebot چنل تعرفه تبلیغات https://t.me/sylvietab
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
6 355
Suscriptores
+5524 horas
+5957 días
+1 14130 días
Archivo de publicaciones
برام مهم بود فلش بک پارت ۸ دزیره رو تو یه جای آروم بنویسم چون به خیلی عقب تر برمیگشتیم حتی قبل از هبیتیت قرار بود برگردیم به شروع تپش های قلب جونگکوک...
ولی فهمیدم کافه پلاک ۲۱ اصلا مناسب چنین چیزی نیست
باز هم یه فیلم دوست داشتنی اینبار، با بازی متیو پری عزیزم و بانو سلما هایک زیبا✨
خیلی زیاد لذت بردم ازش، حتما ببینیدش❤️
🎬: only fools rush in 1997
#movie
→ [ itsSylvia.t.me ] ←
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
+1
𓂃 Soyeon 🦢
__
زمستون ۱۹۵۶، جئونجونگکوک؛ پرستارِ ۲۴ سالهای که در بیمارستانِ سئول شروع به کار کرده بود. پسری که با فرار از گذشتهای تلخ، وارد فصل جدیدی از زندگی شده بود. آروم بود، با دوچرخهاش مسیر خونه تا بیمارستان رو طی میکرد و برنامهای هم برای عاشق شدن نداشت. اما بعد از اینکه با سرپرستار بخش، یه شوهوا آشنا شد همهچیز تغییر کرد. از کجا باید میدونست برادر شوهر ناپیدایی که شوهوا درموردش صحبت میکرد همون خلبان خوشتیپ بود که شب اول با دستمال گلدوزی شدهش زخم جونگکوک رو پاک کرده بود و پرسیده بود: «تو چه پرستاری هستی که خودت زخمی و سرماخوردهای؟»ꜥꜤ #Fic ᱺ #LRLD ᱺ #Soyeon : #Vkook : #Yoonmin ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
+1
𓂃 Soyeon 🦢
__
کیمتهیونگ، خلبانِ جنگی و پسر دومِ خاندان کیم؛ مردی در دهه ی سی سالگی که پس از خدمت در جنگِ کره و از دست دادن برادرش، آروم تر از همیشه به نظر میرسید. مردی که همیشه خانواده رو اولویت تصمیمهاش قرار میداد و بعد از فوت برادرش، مسئولیت همسر و پسر برادرش رو به عهده گرفت. درست وقتی که تصمیم داشت تا در زمستون ۱۹۵۶ بالاخره برخلاف خواستهی قلبیش به ازدواج تن بده، با جئون جونگکوکِ پرستار آشنا میشه. پسری که با چشمهای درشت و بینیِ قرمز شدهش، از همون دیدار اول ذهن خلبان کیم رو به خودش مشغول میکنه و انگار، حالا ریسمان سرنوشت کیم تهیونگ رو به سمت مسیر دیگه ای هدایت میکنه.ꜥꜤ #Fic ᱺ #LRLD ᱺ #Soyeon : #Vkook : #Yoonmin ﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏ ↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
Repost from ཞ𝙼𝙰𝙼𝙰𝙲𝙸𝚃𝙰࿅
𓂃 Soyeon 🦢
__
معرفی فیکشن
نام فیکشن : مانند رز مانند مرگ
ژانر : رومنس، تاریخی، اسمات، انگست
نویسنده : سویون
کاپل: ویکوک، یونمین، سکرت
“«این فاصله فقط مثل سقوطه. ناگهانی اتفاق میفته و در عین حال نزدیکی به این پسر هم شبیه به سقوطه. فقط چشم باز میکنم و میبینم اونجایی که باید باشم، نیستم…»”
ꜥꜤ #Fic ᱺ #LRLD ᱺ #Soyeon : #Vkook : #Yoonmin ᱺ #ficinfo
﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏﹏
↳˚ᥐ @PAPACITA_01 ޱ ৲
راستی بچه های عزیزم از اونجایی که خیلیاتون ازم میخواین بجز فیکای خودم بهتون فیکشن معرفی کنم.
ما از این به بعد برنامه داریم توی چنل ماماسیتا معرفی فیکشن ها رو بذاریم
هر فیکشنی که معرفی شد واستون اینجام میفرستم تا ببینین بچه های خودم چیا مینویسن😌❤️
فیکشن امروزمون هم "مانند رز مانند مرگ" از تیارای عزیزم هستش✨
جونگکوک تو کمپین این برد مثل اینکه حضور پیدا کرده دوستان-
(باز شروع شد..)
→ [ itsSylvia.t.me ] ←
نمیدونم این مردددد
داره با روحیات و زندگی من چیکار میکنه؟؟؟
ایا من؟
برای تو؟
یک؟
جوکم؟؟؟؟
عاح بس کن-
→ [ itsSylvia.t.me ] ←
بچه ها اگر دوست داشتید توی گروهی که واسه کامنت هاست جوین بدین که بتونین حرف بزنین باهم✨
[ 𝐃é𝐬𝐢𝐫é𝐞 ] 🎞️ ⋆
یادمه قبلا واسه هر پارت یه تم بیکلام داشتیم
آهنگ امشب خیلی زیباست همراه با پارت گوشش بدین.
فقط وقتی به بخش رقص رسیدین آهنگ پایینی رو پلی کنین❤️✨
→♪ #Desiree ‣ #music ←
⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆
→ [ itsSylvia.t.me ] ← ♪
[ 𝐃é𝐬𝐢𝐫é𝐞 ] 🎞️ ⋆
آهنگ این پارت از جناب انریکو ماسیاس خدمت شما✨
تو گروه میبینمتون😶
→♪ #Desiree ‣ #music ←
⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆ ⋆
→ [ itsSylvia.t.me ] ← ♪
