es
Feedback
🐟

🐟

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
Irán122 029La categoría no está especificada
535
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
-630 días
Archivo de publicaciones
🐟
535
نبودید امروز توی دریا خیلی فعال بودم🤭

🐟
535
Repost from N/a
حس سبکی بعد از نوشتن دوست دارم

🐟
535
🤩🤩🤩

🐟
535
مینیتینث

🐟
535
O lalala

🐟
535
😮omg

🐟
535
...

🐟
535
Repost from N/a
فور کنین بگم بزرگ‌ترین رد فلگتون از روی وایبتون چیه

🐟
535
Repost from N/a
فور کنین، بر اساس وایبتون یه حقیقت درباره‌تون می‌گم که شاید دوست نداشته باشین بشنوین.

🐟
535
این قدر عسل مسلیههه

🐟
535
Repost from N/a
sticker.webp0.69 KB

🐟
535
Repost from N/a
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ #est 's ซอง 🪑 cooking 𝟷 : hot boy

🐟
535
عاشق ماشق این بانو

🐟
535
Repost from N/a
‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ꩜𝖯𝗋᥆j𝖾ᥴ𝗍 46

🐟
535
این شاهکار هم بخونید از دستش ندید

🐟
535
یه شات ویسکی و یه لیوان آب تنها سفارشش بود و باریستای خوشتیپ نمیدونست مرد جلوش قرار نیست به اون ویسکی خوش‌رنگی که زحمتش رو کش
+2
یه شات ویسکی و یه لیوان آب تنها سفارشش بود و باریستای خوشتیپ نمیدونست مرد جلوش قرار نیست به اون ویسکی خوش‌رنگی که زحمتش رو کشیده دست بزنه! بار شلوغ نبود اما همهمه‌ی داخلش هنوزم موردپسند نورون‌های مغزش واقع نمیشد. نگاه نامحسوسی درست به پشت‌سرش انداخت، جایی که از اول تمام حواسش اونجا بود و تنها دلیل حضورش توی این بار. از میز مدنظرش چندین متر فاصله داشت اما صدای افراد پشتش رو از طریق ایرپیس مخفی داخل گوشش به قدری واضح می‌شنید که فاصله‌اش رو بی‌معنی میکرد. همکار لعنتیش فقط مشغول غذا بود و مکالمه‌ای رو شروع نمیکرد، انگار که تنها دلیل بودنش سر اون میز کوفتی میکروفونی بود که بهش وصله. اما خودش هم میدونست بیشتراز این نمیتونه اون مرد حرافش ( که انگار فقط برای خرد کردن اعصاب اون حرافی میکرد نه برای همه ) رو تو ذهنش سرزنش کنه چون هربار ناامیدش نمیکرد و این شاید تنها دلیلی بود که با این وجود الان اینجا بود، همراه با اون، توی یک مأموریت، برای یک پرونده. —🥂

🐟
535
وای چقدر قنددد

🐟
535
شاهکار کردی